الدّرسُ الثامِن: مَکَّهُ الْمُکَرَّمَهُ

مکه
زیارت
لغات درس هشتم

۱- اَلزُّوّارُ یَذهَبونَ إلَی الْمَدینَهِ الْمُنَوَّرَهِ. (زیارتگران به مدینه نورانی می روند.) ×

۲- اَلزُّوّارُ الْإیرانیّونَ رَکِبوا حافِلَهَ الْفُندُقِ. (زیارتگران ایرانی سوار اتوبوس مهمانسرا شدند.) ×

۳- اَلسّائِقُ یَشْتَغِلُ مِنَ الصَّباحِ حَتَّی الظُّهرِ. (راننده از بامداد تا نیمروز کار می کند.) ×

۴- أَخَذَ سائِقُ سَیّارَهِ الُْأجرَهِ ثَلاثینَ ریالاً مِنَ الزُّوّارِ. (راننده تاکسی سی ریال از زیارتگران گرفت.) √

۵- فِی الْمُتحَفِ آثارٌ تاریخیَّهٌ لِلْحَرَمَینِ الشَّریفَینِ. (در موزه، آثار تاریخی دو حرم شریف هست.) √

ماضی استمراری: نشان دهندۀ کاری است که در گذشته چند بار تکرار شده است؛ مثال: می نوشتند: کانوا یَکتُبونَ.

کانَ + فعل مضارع معادل ← ماضی استمراری در فارسی

اَلطُّلابُ کانوا یَدْرُسونَ بِدِقَّهٍ. (دانش آموزان به دقت درس می خواندند.)   اَلْبِنْتانِ کانَتا تَکْتُبانِ واجِباتِهِما. (دخترها تکالیف شان را می نوشتند.)

ماضی استمراری در عربی

۱- ﴿ … کانوا یَعْمَلونَ ﴾ (کار می کردند.)

۲- ﴿ … کانا یَأکُلان الطعام … ﴾ (… غذا می خوردند …)

۳- ﴿…  وَ اللهُ أعلَمُ بِما کانوا یَکْتُمونَ﴾ ( … و خدا به آنچه می نهفتند، داناتر است.)

۴- ﴿… کانَ فَریقٌ مِنهُم یَسمَعونَ کَلامَ اللهِ …﴾ (گروهی از ایشان سخن خدا را می شنیدند.)

۵- کانَ طُلّابُ الْجامِعَهِ یَدْرُسونَ فِی الْمَکتَبَهِ. (دانشجویان [دانشگاه] در کتابخانه درس می خواندند.)

سعید جعفری

۱- دَلیلُ الْمُتحَفِ یَشتَغِلُ فی مَصنَعِ الَْبوابِ وَ النَّوافِذِ. (راهنمای موزه در کارگاه در و پنجره‌ کار می کند.) ×

۲- اَلْبِئْرُ حُفرَهٌ عَمیقَهٌ فِی الَْأرضِ فیها ماءٌ أَوْ غَیرُهُ. (چاه، سوراخی ژرف در زمین است که در آن آب یا چیزهای دیگر است.) √

۳- فِی الْمُتحَفِ آثارٌ تاریخیَّهٌ لِلْبَیْعِ وَ الشِّراءِ. (در موزه، آثار تاریخی برای خرید و فروش است.) ×

۴- اَلْبَطّاریَّهُ مَخزَنُ الْکَهرَباءِ فِی السَّیّارَهِ. (باتری انبار برق در خودرو است.) √

۵- بَیتُ اللّٰهِ فی مَکَّهَ الْمُکَرَّمَهِ. (خانه خدا در مکّۀ باارزش است.) √

کانَ الْعُمّالُ یَصْنَعونَ بَیتاً وَ هُمُ الْآنَ واقِفونَ. (کارگران خانه می ساختند و اکنون ایستاده اند.)  / کانَ أَخی الصَّغیرُ یَکْتُبُ واجِباتِهِ؛ فَأَخَذَهُ النَّومُ. (برادر کوچکم تکالیفش را می نوشت که خوابش گرفت.)

۱- أَینَ یَشْتَغِلُ أَخوکَ الَْکبَرُ؟  – هوَ یَعْمَلُ فی مُنَظَّمَهِ الُْأمَمِ الْمُتَّحِدَهِ. (برادر بزرگترتان کجا کار می کند؟ – او در سازمان ملل کار می کند.)

۲- اَلدِّرهَمُ وَ الدّینارُ وَ الرّیالُ و اللّیرَهُ أَسماءُ نُقودٍ. (درهم، دینار، ریال و لیر نام‌ پول اند.)

۳- حُجّاجُ الْقافِلَهِ بِحاجَهٍ إِلیٰ دَلیلِ السَّفَرِ. (بازدیدگران کاروان به گردشبر (راهنمای سفر) نیاز دارند.)

۴- اِستَخرَجَ الْفَلّاحونَ ماءً مِنَ الْبِئرِ لِلزِّراعَهِ. (کشاورزان برای کشت و کار از چاه آب بیرون آوردند.)

۵- کانَ التَّلامیذُ یَرْکَبونَ حافِلَهَ الْمَدرَسَهِ. (دانش آموزان سوار اتوبوس مدرسه می شدند.)

سَمِعَشنیدیَسْمَعُمی شنودکانَ یَسْمَعُمی شنید
أَنْقَذَنجات دادیُنْقِذُنجات می دهدکانَ یُنْقِذُنجات می داد
اشِْتغَلَاکار کردندیَشْتغَلِانکار می کنندکانا یَشْتَغِلانِکار می کردند
حاوَلواتلاش کردندیُحاوِلونَتلاش می کنندکانوا یُحاوِلونَتلاش می کردند
حَضَرَتاحاضر شدندهُما تَحْضُرانِایشان حاضر می شوندکانَتا تَحْضُرانِحاضر می شدند
ساعَدواکمک کردندیُساعِدونَکمک می کنندکانوا یُساعِدونَکمک می کردند

۱- اَلْکَهرَباءُ (برق.)                                      (1) طاقَهٌ تَشتَغِلُ بِهَا الْآلاتُ وَ الْأدَواتُ الصِّناعیَّهُ. (انرژی‌ای که دستگاه‌ها و ابزارهای صنعتی با آن کار می کنند.)

۲- اَلْمَطَرُ (باران.)                                        (5) هوَ الَّذی لا یَطْلُبُ لَکَ الْخَیرَ، بَلْ یَطْلُبُ الشَّرَّ. (او کسی است که برای تو خوبی نمی خواهد، بلکه بدی می خواهد.)

۳- اَلْعَرَبَهُ (گاری.)                                         (2) قَطَراتُ الْماءِ الَّتی تَنْزِلُ مِنَ السَّحابِ. (قطره‌های آب که از ابرها پایین می آید.)

۴- اَلرَّئیسیُّ (اصلی.)                                     (7) نَتیجَهُ احْتِراقِ الْخَشَبِ وَ غَیرِەِ. (پیامد سوختن چوب و غیره.)

۵- اَلْعَدوُّ (دشمن.)                                       (6) مَن یَعْمَلُ فی زِراعَهِ الأرضِ. (کسی که در زمین کاشت و کار می‌کند.)

۶- اَلْفَلّاحُ (کشاورز.)

۷- اَلنّارُ (آتش.)

۱- مسلمان

۲- شیمیایی

۳- ابزارها

۴- بیا

۵- همنشینی ها

۶- پول

۷- تلاش ها

۸- دانشگاه

۹- بیرون آورد

۱۰- اشکالی ندارد

۱۱- دشمنان

۱۲- سازمان ها     

۱۳- شکوفه ها     

۱۴- گذرگاه پیاده   

۱۵- پرونده ها     

۱۶- دانش آموزان (دختر)

۱۷- سی ۱۸- ای کاش

۱۹- تحصیلی ۲۰- بفرما ۲۱- کشاورزی    

   1مسلم 
 2کیمیاوی
   3أدوات
  4تعال  
 5مجالسات
   6نقود 
 7محاولات
  8جامعه 
 9استخراج
   10لابأس
  11أعداء 
 12منظمات 
  13أزهار 
 14ممرمشاه
  15ملفات 
 16تلمیذات
  17ثلاثون
  18یالیت 
 19دراسی  
   20تفضل 
   21زراعه
آموزگاری سعید جعفری

۱- أَحَبُّ اَلطَّعَامِ إِلَى اَللَّهِ تَعَالَى مَا کَثُرَتْ عَلَیْهِ اَلْأَیْدِی. (پسندیده ترین خوراکی‌ها نزد خدا آن است که دست‌های (گروهی) بسیار بر آن باشد.)

۲- أَحَبُّ بُیوتِکُم إِلَی اللهِ بَیتٌ فیهِ یَتیمٌ مُکَرَّمٌ. (پسندیده ترین خانه های شما نزد خداوند، خانه ای است که در آن، یتیمی ارجمند و گرامی باشد.)

۳- أَحَبُّ عِبادِ الله الی الله أنفعُهم لِعبادِه.  (پسندیده ترین بندگان نزد خداوند سودمندترشان برای بندگانش است.)

۴- أَحَبُّ الأعمالِ إلى اللهِ حِفظُ الّلسانِ. (پسندیده ترین کارها نزد خداوند نگهداری زبان است.)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا