
| ویلیام باتلر ییتس | |
| زادسال | ۱۳ ژوئنِ ۱۸۶۵ سندیمونت، ایرلند |
| سالمرگ | ۲۸ ژانویهٔ ۱۹۳۹ منتون، فرانسه |
| پیشه | احیای ادبی ایرلند |
| همسر | جورجیانا هاید لیس |
By William Butler Yeats
زندگی نامه ویلیام باتلر ییتس
ویلیام باتلر ییتس (۱۳ ژوئن ۱۸۶۵ – ۲۸ ژانویه ۱۹۳۹) سرایندۀ ایرلندی که یکی از برجستهترین چهرههای ادبی سده بیستم به شمار میرود، در ساندیمانت[1]، یکی از شهرهای ایرلند چشم به گیتی گشود. در همان جا و در لندن فرهیخت و از دوران خردسالی به خواندن شعر پرداخت، ویلیام نخستین جُنگ شعری خود را سال ۱۸۸۹ راهی بازار کرد. شعرهای آرام و غنایی این کتاب اثرپذیری از ادموند اسپنسر، پرسی بیش شلی و سخنسرایان «برادری پیشا رافائلی» را نشان میدهد. از سال ۱۹۰۰، شعرش واقعگرایانه تر شد و تا حد فراوانی از باورهای فراسویی دوران جوانی فاصله گرفت.
او که در سال ۱۹۲۳ جایزه نوبل ادبی را دریافت کرد و یکی از بزرگان ادبی ایرلند است، برای بنیادگذاری نمایشسرای «اَبی» در ایرلند بسیار کوشید و در واپسین سالهای زندگانی اش نیز دو دوره، نماینده ایالت آزاد ایرلند گردید. ییتس، لیدی گرگوری، ادوارد مارتین و چند تن دیگر را احیاگر جنبش ادبی ایرلند به شمار میآورند.
«برادری پیشا رافائلی» (Pre-Raphaelite Brotherhood) گروهی از هنرمندان بریتانیایی سده نوزدهم بودند که در سال ۱۸۴۸ به دست دانته گابریل روزتی، ویلیام هولمن هانت و جان اورت میلیس بنیانگذاری شد. ایشان با هنر رافائل و دوره نئوکلاسیک ناهمداستان بودند و به واقعگرایی، طبیعتگرایی و رنگهای زنده گرایش داشتند. آثار آنها اغلب درونمایه دینی، ادبی و اسطورهای داشت و بعدها تأثیر زیادی بر جنبش هنر، هنرهای دستی و نمادگرایی گذاشت.
[1] Sandymount
My dear, my dear, I know
More than another
What makes your heart beat so;
Not even your own mother
Can know it as I know,
Who broke my heart for her
When the wild thought,
That she denies
And has forgot,
Set all her blood astir
And glittered in her eyes.



To a young girl
به دختر جوان
My dear, my dear, I know
More than another
What makes your heart beat so;
برگردان فارسی: نازنینم، نازنینم، من بیش از هر کس دیگری میدانم که چه چیزی دل تو را این چنین به تپیدن انداخته است.
Not even your own mother
Can know it as I know,
Who broke my heart for her
برگردان فارسی: حتا مادرت هم به خوبی من نمیداند که چه کسی دل من را به خاطر (برای) او شکست؟ (راوی بسیار از شکست عشقی یا خیانت رنج میبرد. در این جمله، “برای او” (for her) بیانگر این است که دلبرش دلیل اصلی این دلشکستگی بوده است.)
When the wild thought,
That she denies
And has forgot,
Set all her blood astir
And glittered in her eyes.
astir: هیجان زده، برانگیخته، پرجنب و جوش
glitter: shine
برگردان فارسی: زمانی که آن اندیشه وحشی، که دلبرم انکارش میکند و از یادش برده است، تمام خونش را به جوش میآورد و در چشمانش میدرخشید.

