سعید

کلاسی‌سیسم(ادب شایمانی)

به‌طورکلی نیمه‌ دوم سده شانزدهم، دوره‌ای بود که در آن برای نخستین بار آیین ادبی فراگیر و فراخ‌دامنه‌ای برای آفرینش آثار ادبی پدید آمد. این آیین ادبی بنلادهایی داشت که حتی تا پایان سده هجدهم نیز ارج و ارز خود را از دست نداد. همین بنلادها، در آغاز سده هفدهم مایه‌ پیدایش دبستان کلاسی‌سیسم (ادب شایمانی) گردید. البته توجه داشته باشید که منظور ما در این جا، کلاسی‌سیم در باخترزمین است به ویژه در فرانسه؛ وگرنه این اصطلاح را می توان به صورت عام برای همه دبستان‌های سنتی به کار برد؛ برای نمونه می توان گفت ادب کلاسیک ایران، یا موسیقی کلاسیک ایران. پس در این جستار، منظور ما از ادب کلاسیک، دبستان ادبی است که در سده شانزدهم در فرنگ به ویژه در فرانسه شکفت و رخ نمود.

کلاسیک
سوگند هوراتی‌ها: لویی داوید

اصطلاح کلاسی‌سیسم، تعریفی چندان روشن و دقیق ندارد. واژه کلاسیک از واژه لاتینی کلاسیکوس[۱] گرفته شده است، به معنی درجه یک. کم‌کم این واژه برای سخن گفتن از نویسندگان درجه یک جامعه به کار رفت، یعنی کسانی که نوشته‌های آن‌ها در آموزگاه‌ها درس داده می‌شد؛ ازین رو اثر کلاسیک اثری است که همگان آن را می‌پسندند و می‌پذیرند. نویسنده کلاسیک یا هنر کلاسیک، نیز نویسنده یا هنری است که در همه دوره‌ها آن را می‌پسندند و بهترین و شایسته‌ترین شناخته می‌شود. می‌توان این دبستان را دبستان سنت‌گرایی در ادب و هنر به ویژه پیروی از نویسندگان باستان نیز دانست. این جنبش بر آن است که آثار هنری و ادبی خود را با الهام از هنر یونان باستان و روم بازآفریند و بنلادها و ارزش‌های زیبایی‌شناسی یونان و روم باستان را  از نو زنده کند و به جامعه هنری بازگرداند.


[۱] classicus

استاد بزرگ دبستان سنت‌گرا در فرانسه بوالو بود که بنلادها و هنجارهای این دبستان ادبی را برای فرانسویان روشن داشت. از چشم انداز سنت‌گرا‌ها، هنر اصلی سراینده و نویسنده آن است که بنلادها و هنجارهایی را که پیشینیان در آثار خود به کار برده‌اند، یک‌سره پاس بدارد و از آنها پیروی کند تا اثر او بتواند زیبا و نغز قلمداد گردد. روی هم رفته، از نظر ایشان، بنلادها و هنجارهای دبستان سنت‌گرا اینچنین است:

بوالو نیکولا
نیکولا بوالو
تاریخ ادب اروپا
تاریخ، ادبیات اروپا

هرگز هیج‌یک از نگره‌پردازان این دبستان روشن نداشته‌اند که پیروی از طبیعت – که یکی از بنلادهای بنیادین دبستان یاد شده است – به‌طور دقیق چه معنایی دارد.

نیکولا بوالو (۱۷۱۱-۱۶۳۶ م) ادب‌دان و سخن‌سنج فرانسوی در کتاب خود «فنّ شعر» گفته است: «حتّی یک دم طبیعت را فراموش نکنید.» شاید مقصود او این بوده است که باید همانند پیشینیان، طبیعت را محور کار هنری خود به شمار آوریم. ارستو، فلسفه‌دان بزرگ یونانی در کتاب بوتیقا (فن شعر) هنر را سرمشق‌گیری از طبیعت می‌داند و باور دارد که دگرسانی و نایکسانی هنرها فقط در نوع سرمشق‌گیری است.

طبیعت به طور مستقیم و بی واسطه قابل پیروی نیست؛ زیرا هیچ یک از سرمشق‌هایی که طبیعت در معرض دید بشر گذاشته است؛ دارای ویژگی‌های کامل و بی نقص زیبایی نیست. در این میان، پیشینیان توانسته اند از میان این نمادهای طبیعت، بهترین و شایسته ترین آنها را بگزینند و در آثارشان به شیوه شایسته ای بازنمایند.

اغلب آثار دیر یا زود فراموش می شوند؛ اما فقط شاهکارهای شگرف مانند انه اید اثر ویرژیل و ایلیاد اثر هومر است که می تواند پس از گذشتن دو هزار سال باز هم ستوده شوند؛ پس این آثار به شیوه‌ای شایسته نوشته شده اند و کسی که می خواهد اثرش زنده و ماندگار باشد، باید راه آنها را برود.

چنانکه می‌بینید، هنرمند کلاسیک باور دارد که همه چیز را مردم باستان گفته اند. امّا حقیقت نغز در زندگی بشر آن است که در عین حال که همه چیز گفته شده؛ ولی هیچ چیز به تمامی و یکسره دریافت و درک نشده است؛ بنابراین، حقیقت باید در هر دوره بازآفریده شود.

دیگر اینکه، کلاسیک‌ها تقلید از هنرمندان پیشین یونان و روم را بردگی نمی‌دانستند و آثار ایشان را درخور ژرف‌کاوی و ژرف‌پژوهی می‌پنداشتند و باور داشتند، این آثار هنوز چیزهای تازه‌ای برای خوانندگان خود دارند.

گتشید (۱۷۶۶-۱۷۰۰) سخن‌سنج آلمانی می‌گوید: سرشت انسان و توان ذهنی او همان است که دو هزار سال پیش بوده؛ بنابراین، راه لذت بردن از شعر هم باید همان باشد که هنرمندان باستان به درستی پیش از این گفته اند و آزموده اند.

یکی از نویسندگان کلاسیک می‌گوید: «من فقط در جایی از نویسندگان باستان پیروی می‌کنم که سازگار با خرد باشد.»

بوالو، در کتاب فنِّ شعر می‌گوید: «خرد و منطق را دوست بدارید و پیوسته بزرگ‌ترین زیور و ارزش اثر خود را از آن فرادست آورید.» به گمان کلاسیک‌ها پیروی از خرد آن است که اثر هنری از خردی پیروی کند که هنرمندان باستان در آثار هنری خود بر آن تأکید داشته‌اند. شاید به این جهت بر خرد انگشت می‌نهادند که روزگارشان به نوعی زمانه خردگرایی نیز بود و کسانی چون دکارت، فلسفه‌دان خردگرا سرمشقی برای اندیشمندان آن بُرهه به شمار می‌آمد.

برازندگی ادبی یکی از جان‌مایه‌های اساسی در دبستان کلاسیک است. از نظر این مکتب، اثر ادبی باید از لحاظ اخلاقی و تاریخی آن‌ چه را که با هنجار و عادت همگان سازگار است، مطرح کند؛ بنابراین، اصل هماهنگی با منش و پسند شنوندگان و بینندگان هنر در این دبستان، شالوده و بنلاد بنیادین است.

کلاسیک‌گرایان بر این باور بودند که اثر هنری باید خوشایند و آموزنده باشد و مخاطب نکته‌ای از آن فراگیرد و نیز دچار خرّم‌دلی و شادکامگی شود. از این‌روست که آثار کلاسیک بسیار اخلاقی و پندآموز است و سعی دارد تا عامل‌هایی را که به خوشبختی انسان می‌انجامد، فراروی دیدگان او بنهد.

به بیان دیگر، دبستان کلاسی‌سیسم مکتب وعظ و سخنرانی خشک نیست؛ بلکه دبستانی اخلاقی و حد فاصل بین درس و آموزه محض و بازی و تفریح است.

شایسته است گفته شود که کلاسی‌سیسم فرانسه در حقیقت نقطه‌ اوج کلاسی‌سیسم اروپاست؛ به ویژه در دوره‌ پادشاهی پرشکوه لویی چهاردهم، این پادشاه یک هدف داشت: شکوه و سربلندی فرانسه و شاه؛ بنابراین، همگان احساس می‌کردند که رسالت آن‌ها این است که به این هدف برسند؛ زیرا پادشاه در زندگانی به چیزی کم‌تر از کمال خشنود نمی‌شود.

بلندپروازی‌های لویی چهاردهم در ساختن کاخ ورسای و باغ‌های شگفت‌انگیز و گردآوردن اثاثیه‌ کاخ‌ها باعث شد که فرانسه به شیوه‌ای بسیار گسترده، دوران تازه‌ای را در آفرینش کارهای هنری به خود ببیند. بیهوده نبوده است که وی را بزرگ‌ترین شاه هنرپرور تاریخ شناخته‌اند.

نویسندگان بزرگ تا زمانی که در آفرینش هنری خود داد کار را به تمامی ادا می کردند، هیچ فشاری را احساس نمی‌کردند و آزاد بودند و هم‌چون پادشاهان در اوج می‌زیستند.

در آن دوره، انواع ادبی، نمایندگان شاخص خود را یافتند؛ کسانی چون پاسکال، لاروشفوکو، مولیر، راسین، مادام دو سوینیه، مادام دو لافایت، بوالو، لابرویر، بوسوئه و در حقیقت، تشویقگر همه‌ این هنرمندان، خود شاه بود.

لویی چهاردهم
پادشاه هنرپرور فرانسه: لویی چهاردهم

یکی از ویژگی‌های آشکار روزگار لویی چهاردهم در فرانسه این بود که مردم اشتیاق بسیاری به تماشای حقایق تلخ زندگی یافتند. این علاقه باعث شد تا رشته‌ای پایان‌ناپذیر از انواع نمایش پدید آید.

مولیر، در این میان با نمایش‌نامه‌های کمدی، جایگاهی ویژه پیدا کرد. نمایش‌نامه‌ «خسیس» او به بیش‌تر زبان‌های گیتی برگردانده شده است.

از نام‌آورترین هنرمندان کلاسیک در انگلستان میلتون (۱۶۷۴-۱۶۰۸) سراینده بزرگ؛ در آلمان سراینده معروف اوپیتز (۱۷۸۱-۱۷۲۹) و نویسنده و نقاد تئاتر لسینگ (۱۷۸۱-۱۷۲۹) در ایتالیا، گلدونی (۱۷۸۳-۱۷۰۷) نویسنده‌ کمدی تئاتر و آلفیری (۱۸۰۳-۱۷۴۹) گوینده‌ غمنامه را می‌توان نام برد.

مولیر
شاعر فرانسوی: مولیر

بوالو (۱۷۱۱-۱۶۳۶)

بوالو، یکی از بزرگ‌ترین سخن‌سرایان سنت‌گرای فرانسه: ما همه مشتاق آرامش ایم؛ امّا باید این آرامش دلپذیر را فقط در درون خویش جست‌وجو کنیم. گمان می‌کنی اسکندر با ویران کردن جهان، میان وحشت و آشوب و جنگ سراغ چه را می‌گرفت؟ بیچاره اسیر ملالی جانکاه است که یارای تسلط بر آن را ندارد. لاجرم از آن که با خودش تنها بماند، می‌ترسد و راهی برای فرار از دست خویش جست‌وجو می‌کند. این است آن چه وی را به سوی آن سرزمین‌های زادگاه سپیده‌ سحری می‌برد که در آن ایرانیان در فروغ اختر فروزانی که معبود ایشان است، می‌گدازند. (از مجموعه‌ مراسلات منظوم)

راسین (۱۶۹۹-۱۶۳۹)

راسین بزرگ‌ترین سخن‌سرای نمایش‌نامه‌نویس فرانسه است. برخی از سخن‌شناسان غمنامه‌های او را حد کمال غمنامه‌های کلاسیک دانسته‌اند. چهار غمنامه پرآوازه او به نوعی با ایران و ایرانیان در پیوندند. یکی از آن‌ها غمنامه استر است که رویدادهای آن از آغاز تا به پایان در ایران می‌گذرد و از بخشی از تورات – که به ماجرای عشق خشایارشا به استر، دختر زیبای یهودی و نفوذ او در دربار هخامنشی و رهایش یهودیان به فرمان خشایارشا مربوط می‌شود – الهام گرفته شده است.

سه غمنامه دیگر راسین یعنی اسکندر کبیر، مهرداد و بایزید از نزدیک با تاریخ ایران در زمان دودمان‌های هخامنشی، اشکانی و صفوی پیوند خورده است.

«خشایارشا:

استر گرامی باور کنید که این چوگان پادشاهی، این قلمرو شاهنشاهی و این گرامیداشت‌های فراوان که زاده‌ ترس و هراس‌اند، با زرق و برق خود چندان لطف و ملایمتی همراه ندارند و چه بسا که صاحب تلخکام خود را اسیر خستگی کنند. فقط در نزد شما من آن جاذبه‌ ناگفتنی را نهفته می‌بینم که همیشه مرا درربوده است و هرگز خسته‌ام نمی‌کند؛ جاذبه‌ پاک‌دامنی دلپذیر شما چه نیرومند و شیرین است!»

پی‌یر کورنی (۱۷۸۴-۱۶۰۶)

پدر نمایش‌نویسی فرانسه و یکی از سخن‌سالاران بزرگ این کشور است. از کورنی بیست و سه نمایش‌نامه‌ منظوم به جا مانده که نزدیک به بیست تا از آن‌ها غمنامه است. واپسین غمنامه کورنی – که در سال ۱۶۷۴ نوشته شده – سورنا، سردار اشکانی است که گزارش شکست تاریخی روم روباروی ایرانیان است. داستان شکست کراسوس، سردار بزرگ روم به دست سورنا، سردار ارد، پادشاه اشکانی در این غمنامه بازگو می‌گردد.

پیر کورنی
پی‌یر کورنی

از غمنامه سورنا، سردار اشکانی:

«اوریدیس:

کراسوس تنگ‌چشم، فرمانده‌ سپاه رومی، هنگامی که همت گماشت تا پارت‌ها را در دشت‌های خودشان به زیر فرمان آورد – چنان که می‌دانی – از پدر من یاری خواست. روزی چند نگذشت که ارد نیز همین کار را کرد و پیکی که وی فرستاد همین قهرمانی بود که توانسته بود، کین او را بستاند و تاج و تختش را به وی بازگرداند.»

«اورمن: بلی؛ سورنا را دیدم که از سوی پادشاه خود با شما سخن می‌گفت و کاسیوس را نیز دیدم که همین مأموریت را به نام رم انجام می‌داد. دیدم که این هر دو کشور نیرومند خودستا، دست دریوزگی دراز کرده بودند؛ امّا در دربار شما نیمی طرفدار این و نیمی دیگر هواخواه آن بودند و این کار هر دو پیک را واداشت که بر مدّت اقامت خود بیفزایند.»

نام‌نامه

Classicisme: کلاسی‌سیسم / Boileau: بوالو / Moliere: مولیر / Opitze: اوپیتز / Lessing: لسینگ / Goldoni: گلدونی / Esther: استر / Pierre Corneille: پی‌یر کورنی / Surena: سورنا / Jean-Baptiste Poquelin (Molière) : ژان باتیست پوکلن (مولیر) / / Jean-Baptiste Racine: ژان راسین

واژه نامه

Harmonie: هماهنگی

کتابنما

۱- ادبیات ایران و جهان؛ سال دوم آموزش متوسطه

۲مکتب‌های ادبی؛ رضا سید حسینی؛ چاپ یازدهم؛ نشر نگاه؛ ۱۳۷۶.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا