سعید

On moonlit heath and lonesome bank

A. E. Housman
هاوسمن: سراینده انگلیسی
آلفرد ادوارد هاوسمن
زادسال
زادگاه
۲۶ مارس ۱۸۵۹
برومزگرو، ووسترشایر، انگلستان
سالمرگ۳۰ آوریل ۱۹۳۶ (۷۷ سال)
کمبریج، انگلستان، بریتانیا
نام دیگرای. ایی. هاوسمن
پیشهکلاسیک گرا و سراینده
ملیت بریتانیایی
دانشگاهکالج سینت جان، آکسفورد
سبکشعر غنایی

آلفرد ادوارد هاوسمن

On moonlit heath and lonesome bank

    The sheep beside me graze;

And yon the gallows used to clank

    Fast by the four cross ways.

On moonlit heath and lonesome bank

A careless shepherd once would keep

    The flock by moonlight there,

And high amongst the glimmering sheep

    The dead man stood on air.

They hang us now in Shrewsbury jail:

    The whistles blow forlorn,

And trains all night groan on the rail

    To men that die at morn.

There sleeps in Shrewsbury jail to-night,

    Or wakes, as may betide,

A better lad, if things went right,

    Than most that sleep outside.

And naked to the hangman’s noose

    The morning clocks will ring

A neck God made for other use

    Than strangling in a string.

And sharp the link of life will snap,

    And dead on air will stand

Heels that held up as straight a chap

    As treads upon the land.

So here I’ll watch the night and wait

    To see the morning shine,

When he will hear the stroke of eight

    And not the stroke of nine;

And wish my friend as sound a sleep

    As lads’ I did not know,

That shepherded the moonlit sheep

    A hundred years ago.

زیست‌نامه هاوسمن

آلفرد ادوارد هاوسمن (۱۸۵۹ – ۱۹۳۶) در سال ۱۸۵۹ در فوکبری ورسستر شایر نزدیک به مرز شراپ شایر دیده به جهان گشود. این سال هرگز از یاد ادب‌دانان انگلیسی زدوده نخواهد شد؛ زیرا در این سال ادوارد فیتر جرالد (۱۸۰۹- ۱۸۸۳) نخستین ترجمه از رباعیات عمر خیام را انتشار داد و نام خود را بلندآوازه ساخت. دو دیگر اینکه چارلز داروین (۱۸۰۹ -۱۸۸۲) کتاب تاریخ‌ساز و جنجال‌آفرین خود، «خاستگاه گونه‌ها» را روانه بازار کرد.

سرچشمه‌های بدبینی و حزن‌انگیزی شعر هاوسمن را افزون بر روح زمانه باید در زندگانی خصوصی او یافت. او از آغاز خردسالی عشق و علاقه بسیاری به مادرش داشت. در دوازده سالگی هنگامی که آفتاب عمر مادرش فروخفت، کوبه جانگدازی بر پیکره احساسات و عواطف او زده شد؛ همچنین وی در روزگار دانشجویی یکی از همکلاسی‌های خود، موزز جکسن را با مرگی نابهنگام از دست داد و هاوسمن را غرق اندوه ساخت تا آنجا که از شرکت در آزمون‌های پایانی سر باززد و دست آخر دانشگاه را وانهاد.

چندی بعد هاوسمن در اداره ثبت اختراعات لندن به کار گرفته شد. او اوقات فراغت خود را مانند برنارد شاو در خوانشگاه موزه بریتانیا می‌گذراند و در آنجا پیوسته متن‌های لاتین را برمی‌رسید؛ از این رهگذر با ادب لاتین آشنایی ژرفی یافت و وقت خود را صرف ویرایش و گزارش متن‌های لاتین کرد. در این میان هر گاه آسایش و آرامشی به دست می‌آورد، از سر سرگرمی، شعری هم می‌سرود؛ شعرهایی سخته و پخته که بارها آنها را از صافی ذهن خویش گذرانده بود.

در آغاز هاوسمن، آثاری از آوید جونال و پروپرتیوس را ویراست. همزمان جستارهای نغزی در این زمینه نوشت و در گاهنامه های معتبر آن روزگار به چاپ رسانید که توجه سخندانان و پژوهشگران را به خود درکشید. در سال ۱۸۹۲ برای آموزگاری زبان و ادب لاتین به دانشگاه لندن فراخوانده شد. در ۱۹۱۱ دانشگاه کمبریج کرسی استادی زبان و ادب لاتین را به او واگذار کرد. او بار گران این مسئولیت را که سبب رشک دیگران نیز بود تا واپسین روزهای زندگانی به دوش کشید. نزدیک به سه دهه از ۱۹۰۳ تا ۱۹۳۰ به ویراست آثار مانیلیوس همت گماشت. سرانجام دستاوردهایش در این زمینه در پنج مجلد منتشر شد. این ویراست بهترین ویراست انتقادی بود که تا آن زمان از آثار مانیلیوس انجام شده بود؛ نیز بزرگترین اثر هاوسمن درباره مانیلیوس.

دفتر «نوباوه شراپ شایری»

هاوسمن، سخنور پرکاری نیست و آثار منظومش چندان پربرگ نه. در کارنامه سرایندگی او مجموعاً چهار جُنگ شعری کوتاه هست که دو از چهار آن، پس از مرگش زیر چاپ رفت. نخستین دفتر شعری هاوسمن «نوباوه شراپ شایری» در برگیرنده بهترین شعرها و قله شاعرانگی اوست و از زمان انتشار آن در سال ۱۸۹۶ چاپ‌های فراوانی خورده است. این جُنگ که شصت و سه قطعه کوتاه غنایی دارد، شعرهای نغزی را به گنجینه شعری انگلستان افزود. بخش عمده سروده های این دفتر غنایی و قالب آنها چهارلختی پیوسته است. لحنی بدبینانه، یأس‌آلود و حزن انگیز او را می‌توان در این جُنگ دید. موضوع آنها غالباً عشق، طبیعت و جنگ است. ساختار استادانه، کوته سخنی هنرمندانه، شیوایی و رسایی زبان از ارزنده ترین ویژگی این سروده هاست. گفتنی است هاوسمن در شعر «ترنس، این چه یاوه‌سُرایی است؟» خستو است که شعرش بدبینانه و اندوه‌آفرین است. شگفت‌آور اینکه در آغاز، ناشران دست رد بر سینه این دفتر شعری ارزشمند زدند؛ بنابراین سخن‌سرا بر آن شد که این جُنگ را به هزینه خود به چاپ برساند. «نوباوه شراپ شایری» پس از انتشار نیز با استقبال چندانی روبرو نشد؛ اما کم کم هواداران خود را یافت و جزو کتاب‌های پرفروش گردید. این جُنگ در جنگ جهانی نخست (۱۹۱۴ – ۱۹۱۸) مقبول طبع خوانندگان افتاد و نام سراینده را بر سر زبان‌ها انداخت و در دوره های پسین نیز خوانندگانی یافت و هنوز هم خواهان و طرفدارانی دارد.

دومین دفتر شعر هاوسمن سرانجام پس از سالها انتظار در زمان زیست شاعر در سال ۱۹۲۲ با عنوان «واپسین سروادها» منتشر شد. این دفتر که با رویکرد توده مردم روبه رو شد، دارنده چهل و سه قطعه است که سخنور آنها را در فاصله بیست و اندی سال به طور قلم انداز سروده است. او درباره این دفتر چنین می‌نویسد: «در دهه بیست (۱۹۲۰) وقتی همکلاسی ام واپسین روزهای عمرش را سپری می‌کرد، چهل و سه قطعه از شعرهای منتشر نشده خود را برگزیدم و در دفتری به نام «واپسین شعرها» چاپ کردم. باشد که او آنها را از نظر بگذراند. دفترهای بعدی شعر او به همت لارنس هاوسمن، برادر سخنور که خود نیز دستی در ادب داشت، پس از مرگ سخنور، حد فاصل سالهای ۱۹۳۶- ۱۹۳۷ منتشر شد؛ این دو مجموعه از نظر قالب و درونه به سختگی و استواری دفترهای پیشین نیست. شایان یادآوری است که هاوسمن هم از نظر قالب و هم از نظر  پیام از خیام تأثیر پذیرفته است و نگاه خیامی را می‌توان در شعرهای وی یافت.

گزارش شعر «در خلنگ‌زار مهتابی و ساحل خلوت»

این شعر، مرگ و ستم‌پیشگی و بیداد در صدور کیفر مرگ را برمی‌نگارد. سخنور با نگاهی افسرده و تلخ، هال و هنجار جوانکی را بازمی‌راند که به دار آویخته خواهد شد. او همدلانه و همدردانه از دوستی یاد می‌کند که در شروزبری زندانی است و پگاهان به دار آویخته خواهد شد.

به گمان نگارنده در این شعر، گوسفندان نماد مردم بی انگیزه و یکسان انگار اند؛ کسانی که مرگ دیگران را به چشم می بینند و بی هیچ گونه جنبش و پرخاشی تنها بیننده جان دادن دیگران اند. چوپان نیز نماد رهبرانی است که این مردم بی انگیزه را راه می نمایند و یکسان انگارانه و بی واکنشی سبب ساز این رخداد اند. چوپانی بی‌خیال در شب مهتابی و جوانک مرده‌ای که میان گوسفندان ایستاده، فضایی مه گون و رؤیاپرور را پیکر می‌بخشد. به نظر می رسد که قطار نماد پویش و سفر باشد. سفر جوانکی از این جهان به جهان دیگر یا نماد مردمی که در جامعه در جنب و جوش اند و پیوسته در اندیشه پیشرفت؛ آنانی که در جامعه خود نقش‌آفرین اند و رویدادهای آن را زیر نظر دارند. زنگ ساعت، و زمان، حس نزدیک بودن مرگ را می‌رساند. سخن‌سرا در پایان شعر بر این نکته پای می‌فشرد که چه بسا به دارآویختگان، از بسیاری از زندگان بهتر و سودمندتر باشند.

On moonlit heath and lonesome bank

پساوند: الف ب الف ب

قالب: چهارلختی با هشت بند

heath: خلنگ زار

bank: ساحل

برگردان پارسی: در خلنگ‌زار مهتابی و کرانهٔ تنهایی،

graze: چریدن

برگردان پارسی: گوسفندان کنار من و تو می‌چَرند؛

yon: over there; in that direction.

gallow: چوبه دار

clank: جرینگ جرینگ کردن

Fast by: نزدیک، کنار

the four cross ways: چهارراه

برگردان پارسی: و آن‌سوتر، کنار چهارراه، چوبه‌های دار عادت داشتند، جرینگ جرینگ کنند،

flock: گله، رمه

برگردان پارسی: روزی چوپانی بی‌خیال، گله‌اش را آن جا، زیر مهتاب نگه داشته بود،

glimmer: shine

برگردان پارسی: و لابه لای گوسفندان درخشان، مردی مرده در هوا، آن بالا ایستاده.

برگردان پارسی: اینک در زندان شروزبری ما را دار می‌زنند؛

whistle: سوت

blow: دمیدن

forlorn: تنها و درمانده

برگردان پارسی: سوت‌ها [ی قطار] تنها و درمانده به صدا درمی‌آیند،

groan: موییدن، نالیدن

برگردان پارسی: و سراسر شب، قطارها بر ریل برای مردانی که بامدادان خواهند مرد، مویه سر می‌دهند،

betide: to happen especially as if by fate.  /   رخ دادن

lad: a boy or young man (often as a form of address).

برگردان پارسی: اگر همه چیز خوب پیش می رفت، امشب، آن جا در زندان شروزبری، جوانکی بهتر از خیلی‌ها که بیرون از زندان خفته‌اند، می‌خوابد یا بیدار می‌ماند، همانطور که سرنوشت می خواهد،

noose: lasso/    کمند

hangman: دژخیم

برگردان پارسی: و دژخیم کنار طناب دار است،

برگردان پارسی: ساعت‌های بامدادی، زنگ خواهند زد،

برگردان پارسی: گردنی که خدا برای کارهای دیگری آفریده بود،

strangle: خفه کردن

string: طناب

برگردان پارسی: نه برای خفه شدن با طناب دار.

sharp: ناگهان

snap: break or cause to break suddenly and completely, typically with a sharp cracking sound.

برگردان پارسی: ناگه، حلقهٔ زندگی اش گسسته خواهد شد،

برگردان پارسی: و مرده بر هوا خواهد ایستاد،

Heel: پاشنه

chap: مرد، مردِ

tread: walk in a specified way.

برگردان پارسی: پاشنه‌هایی که چنان مردی را راست‌قامت نگه داشته بودند تا بر زمین گام بردارد،

برگردان پارسی: پس امشب اینجا می‌مانم و شب را چشم‌انتظار می‌گذرانم،

برگردان پارسی: تا روشنی بامداد را ببینم،

stroke: an act of hitting or striking someone or something; a blow.

برگردان پارسی: زمانی که او [اعدامی] زنگ ساعت هشت را می‌شنود،

برگردان پارسی: نه زنگ ساعت نُه را.

گوشزد: اشاره به این دارد که جوانک را ساعت هشت به دار می‌آویزند و ساعت نه دیگر او نیست و همه سر کار خود رفته اند.

sound: ژرف، آرام و بی‌دغدغه

برگردان پارسی: و برای دوستم خوابی آرام آرزو می‌کنم،

گوشزد: خواب کنایه از مرگ است.

برگردان پارسی: همانطور که برای آن جوانک‌هایی که نمی شناختم، آرزو داشتم،

برگردان پارسی: [آن جوانکانی] که گوسفندان مهتابی را چوپانی می کردند.

برگردان پارسی: در صد سال پیش.

سیمین بهبهانی

خانه ابری بود روزی، خانه خونین است اینک / آن چنان بود این چنین شد، حال ما این است اینک

مرده‌واری، طیلسان بر دوش و خون آشام و شبرو / تشنۀ خون با دو دندان چو زوبین است اینک

می کشد در خون پلنگ پیر، آهوی جوانی را / وحشت قانون جنگل، تهمت دین است اینک

سرو باغ عشق را نازم که در باران سربی / چون درخت ارغوان از خون، گل آذین است اینک

می درخشد خاک همچون آسمان با روشنانش / بر زمین بشکسته شمشادی بلورین است اینک

گرد ماه چارده شب با شبآویزان سرخش / رشتۀ مرجان نثار زلف مشکین است اینک

چشم شوخ گزمگان تا ننگرد دوشیزگان را / پرده‌ ساز چهره‌ها گیسوی پرچین است اینک

نوعروسان بلوراندام بازو مرمری را / حجله‌ گه گور است و خاک تیره‌ بالین است اینک

گوهر ناسفته را گر شرع می گوید که مشکن / سفتن و آنگه شکستن؟ تا چه آئین است اینک!؟

تیغۀ فریاد غم بشکست چون فولاد خنجر / پردۀ گوش ستم دیوار رویین‌ است اینک

نه! که کارستان ظالم همچو خاکستر بریزد / حاصل کبریت نفرت شعلۀ کین است اینک

خانه ابری بود روزی، گرچه خونین شد، ولیکن / پشت ظلمت، وز پی خون، صبح سیمین است اینک

پیمایش به بالا