Henry Reed

| هنری رید | |
| زادسال زادگاه | ۱۹۱۴ انگلستان؛ بیرمنگام |
|---|---|
| درگذشت | ۱۹۸۶ |
| فرهیزشگاه | دانشگاه بیرمنگام |
| پیشه | روزنامه نگار، سراینده، نویسنده |
| عصر | همروزگار |
Today we have naming of parts. Yesterday,
We had daily cleaning. And tomorrow morning,
We shall have what to do after firing. But to-day,
Today we have naming of parts. Japonica
Glistens like coral in all of the neighbouring gardens,
And today we have naming of parts.
This is the lower sling swivel. And this
Is the upper sling swivel, whose use you will see,
When you are given your slings. And this is the piling swivel,
Which in your case you have not got. The branches
Hold in the gardens their silent, eloquent gestures,
Which in our case we have not got.
This is the safety-catch, which is always released
With an easy flick of the thumb. And please do not let me
See anyone using his finger. You can do it quite easy
If you have any strength in your thumb. The blossoms
Are fragile and motionless, never letting anyone see
Any of them using their finger.
And this you can see is the bolt. The purpose of this
Is to open the breech, as you see. We can slide it
Rapidly backwards and forwards: we call this
Easing the spring. And rapidly backwards and forwards
The early bees are assaulting and fumbling the flowers:
They call it easing the Spring.
They call it easing the Spring: it is perfectly easy
If you have any strength in your thumb: like the bolt,
And the breech, and the cocking-piece, and the point of balance,
Which in our case we have not got; and the almond-blossom
Silent in all of the gardens and the bees going backwards and forwards,
For today we have naming of parts.
♣♣♣♣♣



قطعهشناسی
شعر «امروز قطعهشناسی [تفنگ] داریم» به قلم هنری رید از پرآوازهترین شعرهای ضد جنگ در سده بیستم است. شعر اثری است با لایههای بسیار که با بهرهمندی از نماد، تضاد و زبانی دوگانه، دژمی، بیعاطفگی، و انسانزدایی جنگ را به چالش میکشد و روباروی آن، زیبایی، آرامش و زیست طبیعتی را به نمایش می گذارد. روایتگر شعر، افسری است که از یک سو شکل خشک و نظاممند قطعههای تفنگ را نام میبرد، و از سوی دیگر، صدای طبیعت، شکوفهها، زنبورها، باغها را در لایهای لطیف و شاعرانه توصیف میکند و بدین شیوه تضادی ژرف میان آموزش نظامی خشک و زیبایی طبیعت را مینمایاند. راوی بهظاهر می کوشد تفنگ را بشناساند؛ اما ذهنش پیوسته به سوی بهار و زندگی بازمیگردد و تضادی ظریف اما قدرتمند میان زشتی جنگ و زیبایی طبیعت میآفریند. راوی هیچگاه آشکارا جنگ را محکوم نمیکند، اما همین تقابلهای باریک میان سادگی شکوفهها و پیچیدگی تفنگ، خود دربردارنده پیام ضدجنگ و ضدماشینی شدن انسان است. شعر همزمان دارای دو سطح زبانی است: زبان نظامی خشک، رسمی و دستوری (خطاب به سربازان) و زبان هنرورزانه، طبیعتگرایانه، پرعاطفه. این دو زبان درهم تنیده، پیام ضدجنگ شعر را تقویت میسازد.
نمادها
الف) اجزای تفنگ (bolt, breech, cocking-piece, safety-catch, etc.):
این اجزا، نماد جنگ، مرگ، خشونت و بیعاطفگی اند. آموزش سرد و خشک نظامی، بدون اشاره به پیامدهای خشونتبار جنگ، گونه ای دلسردی اخلاقی را نشان میدهد.
ب) طبیعت (blossoms, bees, Japonica, almond-blossom):
اینها، نماد زندگی، باروری، عشق، آرامش و استمرار زیست اند. سخنپرداز با توصیفهای زنده و شاعرانه طبیعت، آن را در تضاد با خشکی جهان نظامیگری مینهد.
ج) نامگذاری قطعه ها (naming of parts)
عبارت «naming of parts» نماد بیعاطفگی و نامگذاری سرد و خشک قطعههای تفنگ و خشونت جنگ است. سراینده این خشکی و خشونت را نقد میکند.
♣♣♣♣♣♣
Today we have naming of parts. Yesterday,
برگردان پارسی: امروز درس قطعهشناسی [تفنگ] داریم؛
We had daily cleaning. And tomorrow morning,
برگردان پارسی: دیروز، به تمیزکاری روزانه پرداختیم؛
We shall have what to do after firing. But to-day,
برگردان پارسی: و فردا بامداد، یاد میگیریم که پس از چکاندن تیر چه کنیم؛
Today we have naming of parts. Japonica
Japonica: camellia / چای زینتی، نام گیاهی
برگردان پارسی: اما امروز، امروز درس قطعهشناسی [تفنگ] داریم.
Glistens like coral in all of the neighbouring gardens,
Glisten: shine درخشش /
coral: مرجان، بسّد
neighbouring: همسایه، دوروبر
برگردان پارسی: گلچای مانند بُسّد، در همه باغهای این دوروبر میدرخشد؛
And today we have naming of parts.
برگردان پارسی: و امروز [باز هم] درس قطعهشناسی [تفنگ] داریم.
This is the lower sling swivel. And this
sling: بند، ریسمان، تسمه تفنگ
swivel: چرخان
sling swivel: حلقه چرخان بند
قطعهای فلزی (معمولاً به شکل حلقه) است که در بخش جلویی و قنداق تفنگ نصب میشود تا بند تفنگ به آنها وصل شود. این بند برای حمل آسان تفنگ بر روی شانه یا کمر استفاده میشود. واژهٔ “swivel” به چرخش این حلقه اشاره دارد، تا بند در هنگام حرکت پیچ نخورد یا گیر نکند.
برگردان پارسی: این قطعه، حلقه پایینی تسمه تفنگ است؛
Is the upper sling swivel, whose use you will see,
When you are given your slings. And this is the piling swivel,
piling: ستون بندی
piling swivel: حلقه ایستادن تفنگ
حلقه ای است فلزی که در بخش جلویی تفنگ کار گذاشته میشود. کاربرد اصلی اش، آن است که سربازان بتوانند تفنگهای خود را به صورت ایستاده و به شکل سهپایه به هم تکیه دهند، بهگونهایکه لوله تفنگها به سوی بالا باشد. این کار سبب میشود تفنگها بسامان و ایمن روی زمین نهاده شوند و با خاک و گل و لای زمین نیالاید.
برگردان پارسی: و این قطعه، حلقه بالایی تسمه تفنگ است، هنگامی که تسمهها به شما داده شوند، کاربردش را خواهید دید.
Which in your case you have not got. The branches
برگردان پارسی: این قطعه، حلقه ایستاندن تفنگ است، که شما، آن را ندارید (آن ابزار یا ویژگی، در اختیار شما نیست).
گوشزد: تکرار جمله «which in your case you have not got»در شعر، نوعی طنز تلخ و فاصلهگذاری را نشان میدهد: افسر با سردی و بیاحساس ابزارهایی را شرح میدهد که سربازان حتی به آنها دسترسی ندارند. این حالت طنز و طعنه، یکی از ویژگیهای آشکار این شعر است که تضاد میان خشونت نظامیگری و زیبایی طبیعت را برجسته میسازد. از سوی دیگر، این تکرارها تأکیدی است بر ماشینی شدن انسان در محیط نظامی.
Hold in the gardens their silent, eloquent gestures,
Hold: نگه داشتن
eloquent: fluent or persuasive in speaking or writing. / شیوا
gestures: a movement of part of the body, especially a hand or the head, to express an idea or meaning. / رفتار، حرکات
برگردان پارسی: شاخهها در باغها، حرکات بیصدا و شیوای خود را حفظ می کنند.
Which in our case we have not got.
برگردان پارسی: که ما این ویژگیها (حرکت بیصدا و شیوا) را نداریم.
This is the safety-catch, which is always released
safety-catch: ضامن ماشه
released: allow (something) to move, act, or flow freely.
برگردان پارسی: این ضامن ماشه است که همیشه
With an easy flick of the thumb. And please do not let me
flick: تلنگر، ضربه
thumb: شست
برگردان پارسی: با یک ضربه ساده شست باز میشود.
See anyone using his finger. You can do it quite easy
برگردان پارسی: لطفاً نگذارید، من ببینم که کسی از دیگر انگشتانش استفاده کرده است. شما باید بتوانید بهراحتی این کار را (با شست) انجام دهید؛
If you have any strength in your thumb. The blossoms
blossom: شکوفه
برگردان پارسی: البته اگر شستتان نیرومند باشد.
Are fragile and motionless, never letting anyone see
fragile: (of an object) easily broken or damaged. شکننده /
motionless: بی حرکت
برگردان پارسی: شکوفهها، شکننده و بیحرکتاند،
Any of them using their finger.
برگردان پارسی: هرگز نگذارید دیده شود، سربازی از انگشتانش [برای باز کردن ضامن] استفاده کرده باشد.
And this you can see is the bolt. The purpose of this
bolt: روآیک (گلنگدن)
برگردان پارسی: و این، همانگونه که میبینید، روآیک (گلنگدن) است.
Is to open the breech, as you see. We can slide it
breech: the part of a cannon behind the bore. ته تفنگ /
slide: move along a smooth surface while maintaining continuous contact with it. / لغزیدن، سریدن
برگردان پارسی: همانطور که میبینید، هدف از آن باز کردن ته تفنگ است.
Rapidly backwards and forwards: we call this
برگردان پارسی: ما میتوانیم آن (روآیک) را سریع عقب و جلو بکشیم:
Easing the spring. And rapidly backwards and forwards
Easing the spring: گشتن زنبور پیرامون گل / گلنگدن کشیدن
“easing the spring”: ایهام دارد: ۱- در ارتش، کشیدن گلنگدن ۲- در طبیعت، گشتن زنبور پیرامون گل (در آغوش کشیدن بهار)
برگردان پارسی: ما این کار را “easing the spring” (کشیدن گلنگدن / گشتن زنبور پیرامون گل) مینامیم.
The early bees are assaulting and fumbling the flowers:
assault: attack
fumble: use the hands clumsily while doing or handling something. / ور رفتن
برگردان پارسی: زنبورهای اولیه سریع عقب و جلو می رفتند؛ به سوی گلها میتاختند و به آنها میپرداختند:
They call it easing the Spring.
برگردان پارسی: آنها این کار (زنبورها) را «easing the Spring» مینامند.
They call it easing the Spring: it is perfectly easy
برگردان پارسی: آنها این کار را «easing the Spring» مینامند: این کار کاملاً آسان است.
If you have any strength in your thumb: like the bolt,
برگردان پارسی: اگر قدرتی در شستتان باشد:
And the breech, and the cocking-piece, and the point of balance,
breech: the part of a cannon behind the bore.
cocking-piece: تاج گلنگدن
برگردان پارسی: مانند ضامن و خزانه تفنگ، و تاج گلنگدن، و نقطه تعادل (نقطه تعادل: به نقطه تعادل فیزیکی تفنگ اشاره دارد و همچنین نوعی اشاره استعاری به نبود تعادل انسانی، یا تعادل معنوی)؛
Which in our case we have not got; and the almond-blossom
almond-blossom: شکوفه بادام
برگردان پارسی: که ما اینها را نداریم (آن ابزار یا ویژگی، در اختیار ما نیست).
Silent in all of the gardens and the bees going backwards and forwards,
برگردان پارسی: و شکوفه بادام، در همه باغها خاموش است و زنبورها [کنار آنها] عقب و جلو میروند،
For to-day we have naming of parts.
برگردان پارسی: امروز درس قطعهشناسی [تفنگ] داریم.




