Robert Browning

رابرت براونینگ
Round the cape of a sudden came the sea,
And the sun looked over the mountain’s rim:
And straight was a path of gold for him,
And the need of a world of men for me.
♣♣♣♣♣♣
رابرت براونینگ یکی از سترگترین سرایندگان دوران ویکتوریا به شمار میرود. این سخنگستر انگلیسی سده نوزدهم به خاطر شیوه پرداختن به مضمونهای جهانی، همچون وضعیت بشر، ستوده شده است. مانند بسیاری از سخنسرایان، سروادهای براونینگ از دیگر نویسندگان اثر پذیرفته است. براونینگ با آشنایی با آثار پرسی بیش شلی و جان کیتس، سبک شاعرانه دیگرسانی را درگسترد که مرزهای ادبی را درشکست.
شعر رابرت براونینگ اغلب در قالب تکگوییهای نمایشی است که به درون روان شخصیتهایش رخنه میکند. او از راه این تکگوییهای دروننگر و سرشار از احساس، طیف فراخدامنهای از تجربیات انسانی را بازنماید.




Parting at Morning
بامداد جدایی
درونمایه: شعر درباره لحظهای از اشراق در طبیعت است، لحظهای که انسان گرایش به رهایی و آزادی دارد، اما دنیای انسانها، نیازها و وظایفش او را در بند نگه میدارند. این شعر درونمایهای همچون آثار رمانتیکها دارد، بهویژه سخنگستران سده نوزدهم مانند وردزورث یا متیو آرنولد که از طبیعت چونان دریچهای برای تجربه معنوی یاد میکردند. شعر اشاره به درون سخنور دارد که دو نیرو در برابر هم در ستیزند، طبیعت و زیبایی آن، جامعه تبهکار و ریایی آن.
قالب: (Short Lyric) / Epigrammatic Quatrain
وزن: Iambic Tetrameter
پساوند(قافیه): الف ب ب الف
Round the cape of a sudden came the sea,
cape: دماغه
came Round: سر زدن
برگردان پارسی: نزدیک دماغه ناگهان دریا پدیدار شد،
«دریا» که معمولاً نمادنیروی طبیعی، بیکرانگی، ناشناختگی یا رهایی است، بهطور ناگهانی از پشت دماغه پدیدار میشود. این تصویر، آغاز نوعی کشف یا دگرگونی است.
And the sun looked over the mountain’s rim:
rim: the upper or outer edge of an object, typically something circular or approximately circular. لبه، دیواره /
برگردان پارسی: و خورشید از لبهٔ کوهسار سر برآورد [و همه جا را ورانداز کرد]؛
«خورشید بردمید»، نماد آگاهی، امید، حقیقت و آغاز تازه است. بردمیدن از فراز کوه، حس فراروی و نورافشانی را میرساند.
And straight was a path of gold for him,
برگردان پارسی: و پیش پای او(خورشید)، راهی مستقیم و زرین کشیده شد،
این سطر چه بسا به خورشید یا دریا اشاره دارد؛ اما “راهی زرین” میتواند بازتاب نور خورشید روی دریا باشد که مانند گذرگاهی درخشان کشیده شده است – گذرگاهی که سرشار از آزادی و روشنایی است. راهی که به آرمانشهر سراینده می انجامد؛ ولی دور و دسترسناپذیر مینماید.
And the need of a world of men for me.
برگردان پارسی: و پیش پای من، نیازی از جهانی از آدمیان [کشیده شد].
در برابر آن راه زرین، سراینده در واقع درگیر جهانی از نیاز انسانهاست. گویی جهان انسانها، او را از آزادی و زیبایی آن صحنه بازمیدارد. این سطر تأثیرگذار نشان میدهد، در حالی که سُرایشگر، نظارهگر زیبایی بیپایان طبیعت است، همچنان گرفتار مسئولیتها، روابط، و خواستههای جهان انسانی است.
