سعید

داستان رستم و سهراب

رستم و سهراب
رستم، سهراب

سهراب به ایران می تازد و در دژ مرزی «سپید» را فرومی‌گیرد. پهلوانان ایرانی در برابر او در می‌مانند. کاووس گیو را به آوردن رستم به زابل می فرستد. در نخستین رویارویی رستم و سهراب پسر به آسانی پدر را از جای خویش بر می آورد و پست فرومی نهد؛ هنگامی که می خواهد سر از تن هم‌آورد خویش به خنجری آبگون جدا کند رستم به نیرنگی از چنگ او می‌رهد. در زورآزمایی دوم پدر پسر را بر زمین می زند و بی درنگ جگرگاه او را می‌درد. پس از کشتن سهراب است که رستم درمی‌یابد پور خویش را از پای درآورده است.

میرجلال الدین کزازی؛ از گونه ای دیگر؛ رویه۶

پیمایش به بالا