سعید

ویژگی‌ها و شکل‌های زبان

۱) شکل‌های گوناگون هر زبان چه نام دارد؟

۲) زبان چه ویژگی‌هایی دارد؟

۳) لهجه با گویش چه تفاوتی دارد؟

۴) گونه در زبان چیست؟

زبان

یکی از شگفتی‌های زبانِ انسان این است که اگرچه نظامِ یگانه ای دارد، شکل‌های بسیار ساناسانی به خود می‌گیرد؛ برای نمونه، اگر شما از تهران راه بیفتید و راه خود را از جادۀ قم، کاشان، یزد و کرمان به سوی بم، جیرفت و کهنوج تا بندرعبّاس پی بگیرید، خواهید دید که شهروندان هر یک از این شهرها به شکلِ ویژه ای سخن می‌گویند؛ ولی همهٔ آنها خود را سخن گوی یک زبان یعنی زبان پارسی می‌دانند.

این گوناگونی در عینِ یگانگی بیشتر در زبان‌های انسانی به چشم می‌خورد و نه در پدیده‌های دیگری که از آنها نیز گاه به نام «زبان» یاد می‌کنند؛ برای نمونه «زبانِ زنبورِ عسل» یا «زبانِ رایانه» یا «زبانِ ریاضیات» یا «زبانِ رنگ‌ها» و … .

زبانِ انسان در گوهره و سرشت با این دست پدیده‌ها ناهمسانی دارد؛ چه در زبانِ انسان ویژگی‌هایی شگفت‌انگیز و حتّی اعجازآمیز هست که در هیچ یک از پدیده‌های دیگر یافت نمی‌شود.

شمار ویژگی‌های ذاتی زبانِ انسان بسیار است و ما در اینجا فقط به سه ویژگی نمونش می‌کنیم.

ارزشمندترین ویژگی زبانِ انسان دوساختی بودنِ آن است. وارون زبان‌های دیگر که همگی تک‌ساختی اند. در زبان‌های انسانی یک بار آواهای بی معنی با همدیگر درمی‌آمیزند و ساخت‌های معنی‌دار را می‌سازند که به آنها نشانه می‌گوییم؛ بارِ دیگر نشانه‌های معنی‌دار با هم درمی‌آمیزند و در نهایت، پیام‌های کاملی را می‌سازند که آنها را جمله می‌خوانیم؛ برای نمونه، در زبانِ پارسی ما یک بار آواهای بی‌معنی «آ»، «ر» و «د» را با هم درمی‌آمیزیم و نشانهٔ معنی دارِ «آرد» را می‌سازیم. بار دیگر این نشانه‌های معنی‌دار را با نشانه‌های معنی‌دارِ «را» و «بیخت» (که هر دو، همچون «آرد» از آواهای بی‌معنی ساخته شده اند.) درمی‌آمیزند؛ در نتیجه جملهٔ «آرد را بیخت» ساخته می‌شود. ویژگی دو ساختی بودن سبب می‌شود که زبان‌های انسانی به چنان توانمندی پیچیده و گسترده ای دست یابند که همانند آنها را در زبان‌های دیگر هرگز نمی‌یابیم.

دومین ویژگی زبانِ انسانی زایایی بی‌همتا و سومین ویژگی آن نابه‌جایی است. به سببِ ویژگی زایایی، ما می‌توانیم به کمک نظام زبان، که خود کرانمند است، جمله‌های بی‌کران بسازیم؛ حتّی جمله‌هایی که از پیش نبوده‌اند؛ مانند جملهٔ «ابرها پاورچین پاورچین وارد شدند» که چه بسا این جمله را پیش از این از کسی نشنیده ایم. همچنین، به سببِ ویژگی نابه‌جایی، می‌توانیم دربارهٔ چیزهایی سخن بگوییم که اکنون این جا نیستند یا حتّی اصلاً هستی ندارند؛ برای نمونه، می‌توانیم دربارهٔ زندگی حافظ که دیگر در میانِ ما حضور ندارد، حرف بزنیم یا دربارهٔ آدمِ برفی که به هیچ روی هستی نداشته است، سخن بگوییم. به هر حال، همین ویژگی‌ها، همراه با ویژگی‌های دیگری که از آنها سخنی به میان نیاورده ایم، سبب می‌شوند که زبان‌های انسانی به کلّی با زبان‌های دیگر ناهمسان باشند.

شکل‌های گوناگون هر زبان را به نام‌های گونه، لهجه و گویش از یکدیگر بازمی‌شناسند.

شکل‌های زبان

گونه به شکل‌هایی از یک زبان گفته می‌شود که هر کدام در جا و موقعیتِ معینی به کار می‌روند. ما در هر موقعیت با گونهٔ زبانی ویژه همان موقعیت گپ می‌زنیم؛ برای نمونه، در کنار آموزگار خود از یک گونهٔ زبانی بهره می‌بریم، در میان دوستانِ خود از گونه ای دیگر و در انجمن خانواده باز هم از یک گونهٔ سوم، ولی از آنجا که همگی این گونه‌های ساناسان را در جای خودشان به کار می‌بریم، متوجه تفاوت‌های بسیار زیاد آنها با یکدیگر نمی‌شویم. تنها بسنده است جای گونه‌های زبان را بعمد عوض کنیم تا به تفاوت‌های بزرگ آنها پی ببریم. هیچ پنداشته اید که اگر هنگام سخن گفتن با آموزگار خود از همان گونهٔ زبانی بهره بجویید که در جمع دوستانتان آن را به کار می‌برید، چه پیش خواهد آمد؟

لهجه به شکل‌هایی از یک زبان گفته می‌شود که فقط در فراگفت (تلفّظ) با هم فرق دارند؛ برای نمونه، وقتی یک اصفهانی به پارسی تهرانی سخن می‌گوید، می‌گوییم لهجه دارد. همین طور، برخی کردها، لرها یا آذری‌ها ممکن است با لهجهٔ کردی، لری یا آذری به پارسی با هم گپ بزنند.

گویش به شکل‌هایی از یک زبان گفته می‌شود که افزون بر فراگفت (تلفّظ)، در گزینش واژه‌ها و هنجارهای دستوری نیز با هم فرق داشته باشند؛

جملهٔ «امروز کجا می‌روید؟» را به گویش محلی خود بگویید.

گویش‌های هر زبانی را معمولاً چهار دسته می‌کنند: یکی گویش‌های جغرافیایی که هر یک نمونه را به ناحیه ای تعلّق دارد؛ همچون گویش‌های یزدی، کاشانی، همدانی، لاری، شیرازی و مانندِ آنها. دیگری گویش‌های اجتماعی که هر یک به طبقه یا لایه اجتماعی خاصّی بازبسته است؛ مانند گویش‌های واعظان و بازاریان و … . سوم گویش‌های تاریخی که هر یک ویژه دورهٔ خاصّی از دوران‌های گذشتهٔ یک زبان است؛ مانند گویش‌های پارسی در دوره‌های پیش یا پس از حملهٔ مغول، بعد از صفوی، بعد از مشروطه و جز اینها و چهارم گویش‌های سنجه، مانند گویش‌های سنجه گفتاری و نوشتاری و مانندان آن.

می‌بینیم که یک زبان چه شکل‌های گوناگونی به خود می‌گیرد. این خود نشان می‌دهد که زبانِ انسانی دچار دگردیسی و دگرگونی می‌شود. دگردیسی و دگرگونی زبان یا برخاسته از آرمیدن آن در موقعیت‌ها، مکان‌ها و زمان‌های گونه گون است یا از استفاده‌های مختلفِ لایه‌ها و گروه‌های اجتماعی یا افراد از آن. اینکه چرا هر زبانی، با وجود همهٔ این شکل‌های گوناگون و دگردیسی و دگرگونی فراوان، همچنان زبانی یگانه بر جا می‌ماند، مطلبی است که در آینده بررسی خواهد شد.

پیمایش به بالا