طنز، هجو، هزل
شاعر یا نویسنده تنها به توصیف و ترسیم زیباییها، فضیلت ها و عظمتها بسنده نمیکند. گاه او با ذوق سرشار […]
شاعر یا نویسنده تنها به توصیف و ترسیم زیباییها، فضیلت ها و عظمتها بسنده نمیکند. گاه او با ذوق سرشار […]
در زبان پارسی دو واژۀ «ادب» و «ادبیات» کمابیش هممعنای یکدیگر به کار میروند. در نزد پیشینیان «ادب، شناختن اموری
تحمید در لغت به معنای حمد و ستایش و گفتن «الحمدُ لِلّٰه» است و تحمیدیه در اصطلاح ادبی، سخنی زیبا
اَلصَّبرُ مِفتاحُ الْفَرَجِ. (صبر کلید گشایش است.) وَقَعَتْ هٰذِہِ الْحِکایَهُ قَبْلَ سَنَواتٍ بَعیدَهٍ فی أَحَدِ الْبِلادِ. (این داستان سالها پیش
«شکسپیر» میگوید: «روزگار دریایی است که کشتی زندگانی ما بر روی آن به سوی ساحل مقصود میرود. این دریای بزرگ،
یادگاری کز آدمیزاد است / سخن است آن دگر همه باد است (سنایی) دانش ادبی: قافیه: آدمیزاد، باد / ردیف:
اَلدَّرْسُ الثّالِثُ: قِصَّهُ الأخَوَین. (داستان دو برادر.) جسـر الصَداقـه (پل دوستی) کانَ حَمیدٌ وَ سَعیدٌ أَخَوَینِ. هُما کانا فی مَزْرَعَهِ
واژهشناسی در آغاز، صفت «رمانتیک» بود که کمکم در سده هفدهم م. در بیشتر کشورهای فرنگی بر سر زبانها افتاد.
اگر بخواهیم ادب باخترزمین را با نگاه به دبستانهای ادبی آن سامان و سرزمین بپژوهیم، بیگمان باید از ادب یونان