توصیف یار در ادب پارسی
به صحن باغ و طرف راغ و زیر سرو و پای جو / بزن گام و بجو کام و بخور […]
به صحن باغ و طرف راغ و زیر سرو و پای جو / بزن گام و بجو کام و بخور […]
نام لقب: مُشرِفالدینکنیه: ابومحمدنام کوچک: مُصلِحنام هنری: سعدینسبت: شیرازی زادسال زادگاه بین ۵۸۵ تا ۶۱۵ هجری قمریشیراز، ایران سالمرگ بین ۶۹۰
در زبان پارسی دو واژۀ «ادب» و «ادبیات» کمابیش هممعنای یکدیگر به کار میروند. در نزد پیشینیان «ادب، شناختن اموری
تحمید در لغت به معنای حمد و ستایش و گفتن «الحمدُ لِلّٰه» است و تحمیدیه در اصطلاح ادبی، سخنی زیبا
به عبارت های زیر توجّه کنید. ۱- گیله مرد گوشش به این حرف ها بدهکار نبود و اصلاً جواب نمی
جناس یا همجنسسازی نزدیکی هرچه بیشتر واژهها از نظر لفظی است. آرایه جناس بر دو گونه میشود: جناس همسان و