سعید

آموزه شانزدهم: پرنده آزادی

تاگور

تاگور، رابیند رانات: (۱۹۴۱ – ۱۸۶۱ م) شاعر و عارف پرآوازۀ هندی که اشعار وی سرشار از مفاهیم عرفانی و حسّ میهن دوستی است. تاگور جایزۀ ادبی نوبل را در سال ۱۹۱۳ میلادی دریافت کرد.

قدس

قلمرو زبانی: آغوش: بغل / بیمناک: ترسیده / آشیان: لانه / بیم: ترس / دوزخ: جهنم / قلمرو ادبی: چونان پرنده ای بیمناک: تشبیه / دوزخ آسمان: اضافه تشبیهی / آسمان: مجاز از هواپیماهای جنگنده

گوشزد: هر گاه بن ماضی فعل، به «خت» بینجامد، بن مضارع «ز» ‌می‌شود. مانند: آمیخت ← آمیز؛ ریخت ← ریز؛ گریخت ← گریز

قلمرو زبانی: توفان: تندباد معمولاَ همراه باران، برف، تگرگ یا رعد و برق / بیمناک: ترسیده / آشیان: لانه / بیم: ترس / دوزخ: جهنم / قلمرو ادبی: چونان پرنده ای بیمناک: تشبیه / بال های من: اضافه استعاری (من مانند پرنده ام) / بال: مجاز از اندام و وجود / توفان: استعاره از بمب و پیامدهای جنگ / تیرگی: استعاره از جنگ

قلمرو زبانی: صیاد: شکارچی (اشغالگران)/ قلمرو ادبی: محمد، فرشته بی پناهی است: تشبیه (محمد مانند فرشته بی پناه است) / سنگدل: تشبیه (کسی که دلش مانند سنگ بی شفقت است.)

قلمرو زبانی: آغوش: بغل  / بیمناک: ترسیده / آشیان: لانه / بیم: ترس / دوزخ: جهنم / قلمرو ادبی: چهره اش روشن است، چونان خورشید؛ قلبش سرخ و روشن است، چونان سیب: تشبیه

قلمرو زبانی: سرکشی: نافرمانی / چون: اگر / قلمرو ادبی: صیاد: استعاره از اشغالگرها / شکار: استعاره از محمد / فردا: مجاز از آینده / فلسطینش را بی غلط تلفظ کند: بزرگ شود

قلمرو زبانی: بعثت♥: برانگیخته شدن پیامبر از جانب خدا برای هدایت مردم. / قلمرو ادبی: خونی است که … است: تشبیه

قلمرو زبانی: صعود کردن: بالا رفتن  / سدره المنتهی♥: درختی است در بهشت / قلمرو ادبی: صعود کن تا سدره المنتهی: کنایه از اینکه شهید شو

شعری برای «محمد الدّوره» نوجوان فلسطینی که در سال ۱۳۷۸ هـ.ش. (۲۰۰۰ میلادی) بر اثر هجوم بی رحمانۀ نیروهای اشغالگر اسرائیل در آغوش پدرش به شهادت رسید.

برگه آموزگاری و تدریس
سعید جعفری

قلمرو زبانی: خیره کردن: شگفت زده کردن / چونان: مانند / بشارت:♥ مژده دادن / ایستادگی: مقاومت / خروشیدن: فریاد زدن / دانش ادبی: دنیا: مجاز از مردم دنیا / چونان مشعل‌ها درخشیدند؛ چونان بشارت از راه رسیدند: تشبیه / خروشیدن: کنایه از اعتراض و جنگ

قلمرو زبانی: مزدور‌: کسی که تحت فرمان حاکم ستمگر کار می‌کند، سرسپرده / کودکان سنگ: کودکانی که سنگ به دشمن ‌می‌اندازند، کودکان سنگ انداز / دانش ادبی: تاریخ درنگ کند: جانبخشی / کودکان سنگ: کنایه از کسانی که جز سنگ جنگ‌افزاری برای جنگ ندارند.

قلمرو زبانی: غزّه: سرزمینی در فلسطین  / حماسه: دلاوری؛ حماسه آفریدن: کار بزرگی کردن / قلمرو ادبی:

قلمرو زبانی: توان: قدرت / تاختن: حمله کردن (بن ماضی: تاخت؛ بن مضارع: تاز)  / استوار: پابرجا، پایدار / گستره: پهنه، میدان / قلمرو ادبی:

قلمرو زبانی: مهیّا: آماده / افق: کرانه، چشم انداز، دورنما / قدس: بیت‌المُقَدَّس، اورشلیم، سومین شهر مقدس مسلمانان (پس از مکه و مدینه) و مقدس‌ترین شهر جهان نزد یهودیان و مسیحیان. مسجد الاقصی نخستین قبله مسلمانان در این شهر قرار دارد. / فروغ♥: روشنایی، نور / تابان: درخشان / دانش ادبی: زیتون: نماد آشتی / چیدن زیتون: فرارسیدن آشتی و پایان جنگ / چهره قدس، … تابان می‌شود: جانبخشی / وطنی زاده ‌می‌شود: جانبخشی، کنایه از اینکه میهن از نو ساخته ‌می‌شود.

پیمایش به بالا