سعید

آسیب‌شناسی زبان پارسی

کشتی
آسیب‌شناسی زبان
آسیب شناسی زبان

محمد عشوری

با این که کم و بیش یکصد سال است که فارسی‌زبانان برای اصلاح امور خود از جمله به گردانی و پیشبرد زبان برخاسته اند، هنوز زبان فارسی همچون دیگر آرمان های بهجویانۀ آنان با سامان پذیرفتنی فاصله دارد و زبان فارسی از آن آمادگی بایسته برخوردار نیست تا راه پیشرفت را همراه کاروان تمدن امروزی بپیماید. فارسی از بسیاری ناهنجاری ها رنج می برد و پای پیشرفتش می لنگد.

زبان محاورۀ ایرانیان به ویژه در تهران که پایتخت فارسی شمرده می شود، طی دهه های اخیر پس رفته و به زبانهای جوامع بسته گراییده است. بدتر آن که زبان بسیاری از فرهیختگان نیز از این گرایش بی بهره نمانده است. شیوه بازگویی نظرات صاحبان مقامات سیاسی – فرهنگی و محدودتر علمی پهنۀ بسیار گسترده تری از زبان محاورۀ تهران را در برنمی گیرد و گویا این باور نادرست را پس خود دارد که منظورشان را رسانده اند و شنوندگان هم مطالب را دریافته اند. شاید فراغت صاحبان مسئولیت از شکافتن دقیق واقعیات زندگی اجتماعی در پیدایش این نقیصه بی اثر نبوده باشد.

امروز این نظریه به گمانم به اثبات رسیده باشد که گسترش و ژرفای هر زبان در پیوند بازتابنده با سطح پیشرفت و آگاهی آن جامعه می باشد. زبان ناتوان از سرعت پیشرفت جامعه می کاهد و پسماندگی اجتماعی بالیدن زبان را پیش می گیرد. در شرایط امروز تمدن بشری زبانی که نتواند فرهنگ انسان امروز و فردا را که به یگانگی می گراید، بازتاباند، فردا از چرخۀ فرهنگ جهانی پس خواهد خورد و به لهجۀ قومی بدل خواهد گردید که جدا از جوشش و تپش زندگی بشر معاصر، خرده فرهنگ محدود و میرای خودی را می تاباند. فرهیختگان خودی ناچار به زبانی می پیوندند که دانش و تکنیک و زندگی این زمان را فرامی دهد و آنها را با همکاران جهانیشان درخواهد آمیخت و جز در واپرسی تفننی گذشته با زبان مادری سروکار نخواهند داشت. اگر تلاشی فوری برای گشودن راه رشد و تعمیق زبان صورت نگیرد، با مشکلاتی روبرو خواهیم شد.

در صد ساله پشت سر بسیاری از فرهیختگان دلسوخته در این زمینه اندیشیده، پژوهیده و در چارچوب امکانات و میدان آگاهی خود ناهنجاری ها را بازیافته و راه برون رفت از آنها را از دید خود، بازنموده اند.

با بهره گیری از این تلاشها در اینجا کوشیده شده است، بار دیگر دشواری ها فهرست وار برشمرده و راهکار مناسب در پهنه زبان برای هر یک یافته و پیش نهاده شود.

گرفتاری های یاد شده می‌توانند به سه دسته فراخیده شوند؛ دشواری های ناشی از خط که زدودنشان به آگاهی، پذیرش و اراده ی همگان به ویژه دستگاه های مسئول نیازمند است. دوم ناهنجاری های زادۀ آشفتگی و ناآراستگی دستور زبان، که حل آنها در مرحله نخست به تلاش و گرایش استادان و پژوهشگران زبان بربسته است. سوم کاربری سهل انگارانه زبان، قصه پرغصه ای که دست همه مان در آن بند است و بیش از همه نویسندگان روزنامه نگاران آموزگاران سخنوران، سیاستمداران تلاشگران میدان‌های اجتماعی و چون اینان گروهی عمده ترین گرفتاری زبان فارسی را الفبای ناساز عربی می شناسند. (نگرشی نو به فعل فارسی، ص ۱۷-۱۸)

1– بازاندیشی زبان فارسی؛ داریوش آشوری؛ چاپ سوم؛ نشر مرکز؛ ۱۳۸۲.

2– نگرشی نو به فعل فارسی؛ محمد عشوری؛ چاپ نخست؛ نشر کوچک؛ ۱۳۸۴.

پیمایش به بالا