سعید

زبان‌شناسی

زبان چیست؟

زبان چه فایده ای دارد؟

بدون زبان زندگی انسان چگونه است؟

زبان

زبان یکی از جنبه‌های رازآمیز وجوِد انسان است. پدیده ای است که، پس از سده‌ها پژوهش و کاوش، هنوز آن را آن گونه که باید نشناخته ایم. هر چند بهره‌مندی از آن بسیار آسان است؛ به این دلیل که ما این کار را از سالِ نخست زندگی و کم کم آغاز می‌کنیم و طرز بهره‌جویی از آن را هم به طور طبیعی فرامی‌گیریم، بی آنکه به درس و دبیرستان نیاز داشته باشیم.

از سوی دیگر شناخت زبان دشوار است. یکی از دشواری‌های شناخت زبان پیچیدگی و گستردگی بیش از اندازه آن است.

زبان به دلیل پیچیده است که باید درون‌مایۀ ذهنِ انسان را، همراه با همۀ رازها و رمزهای زیست مادّی و معنوی او  چه در سطحِ فردی و چه در سطحِ اجتماعی بازگو کند.

اگر انسان از زبان بی بهره بود، نه می‌توانست به اندیشیدن بپردازد، نه هیچ دانشی به دست آورد و نه اندیشه و دانش خود را به دیگران در میان نهد.

گفتیم زبان گستردگی هم دارد؛ زیرا باید همهٔ جلوه‌های دیگِر هستی را، در خود بگنجاند؛ خواه پدیده‌ها و جلوه‌های انسانی، خواه اجتماعی و خواه طبیعی.

دشواری شناختِ زبان تنها برخاسته از پیچیدگی و گستردگی بیش از اندازه آن نیست؛ دشواری دیگر شناخت زبان، این است که ما می‌پنداریم چون شیوۀ بهره‌برد از زبان را می‌دانیم، پس خوِد آن را هم می‌شناسیم، ازین رو نیز کوشش در شناختِ زبان را اغلب بیهوده می‌انگاریم. حال آنکه واقعیت غیر از این است. چه، از یک سو، شناختِ زبان  با آن همه پیچیدگی و گستردگی‌اش  بس بیش از هر موضوعِ دیگری به صرفِ وقت، اندیشیدن و نیرو نیاز دارد؛ از سوی دیگر، تا کسی زبان را به خوبی نشناسد، نمی‌تواند برای شناختِ موضوع‌های دیگر، از آن به خوبی بهره مند شود.

آیا می‌دانید که اگر در یک زبان، برای «چیز»ی واژه ای به کار برود، زبانوران نیز برای آن چیز، وجودی واقعی قائل می‌شوند؟ برای نمونه، پیش از آنکه واژهٔ «کیوی» در زبانِ پارسی پیدا شود، بودونبوِد این میوه برای پارسی زبانان یکسان بود. شگفت‌تر آنکه اگر همان زبانوران واژه ای را به کار ببرند که برای آن بیرون از ذهنشان چیزی وجود نداشته باشد، برای آن واژه وجودی بیرونی قائل می‌شوند! برای نمونه، بهِ صرفِ اینکه واژه های سیمرغ و دیو از گذشته‌های دور وارِد زبانِ پارسی شده است، ما پارسی زبانان می‌انگاریم که حتماً در آن زمان‌ها پرندگانی به نامِ سیمرغ و جانداری به نامِ دیو وجود داشته است.

گاه با پرسش‌هایی روبه رو می‌شویم که پاسخ دادنِ به آنها در گروِ شناختِ زبان است؛ برای نمونه اگر کسی از ما بپرسد که چرا سخن گفتن را خود یاد می‌گیریم ولی نوشتن را باید در دبستان بیاموزیم، به شرطی می‌توانیم به او پاسخ دهیم که به شناختِ زبان مجهّز باشیم. پس شناخت زبان به هیچ روی با توانایی بهره‌مندی از آن یکی نیست. همین طور است، اگر از ما بپرسند وقتی مردمِ شهرهای تهران، یزد، زاهدان، بندرِعباس، لار، بوشهر و … گفته‌های یکدیگر را به سختی می‌فهمند، ما چرا می‌گوییم همهٔ آنها به یک زبان، یعنی به زبانِ پارسی، سخن می‌گویند؟ یا چرا «گفتن» از «نوشتن» برای ما آسان تر است؟ و … .

اکنون ببینیم تعریف زبان چیست؟ زبان‌شناسان برای زبان تعریف‌های گونه‌گونی پیش نهاده اند؛ ما در اینجا فقط صورتِ ساده شدهٔ یکی از تعریف‌ها را مطرح می‌کنیم. بر اساسِ این تعریف، زبان یک نظام است و کارِ اصلی آن ایجاِد ارتباط میانِ انسان‌هاست. مقصود از این ارتباطِ زبانی، عمدتاً پیام‌رسانی از یک فرد به افراِد دیگر است.

در این تعریف منظور از نظام، مجموعهٔ به هم پیوسته ولی پیچیده ای است که طبق قاعده از اجزای کوچک تری ساخته شده باشد. اجزای سازندهٔ نظامِ زبان در درجهٔ نخست، نشانه است و نشانه هر لفظی است که معنایی داشته باشد.

با توجّه به اینکه انتقالِ پیام در ارتباطِ زبانی معمولاً در قالبِ جمله صورت می‌گیرد، می‌توان هر جمله را نمونه ای کوچک از نظامِ بزرگِ زبان دانست؛ برای نمونه جمله «نوروزتان خجسته باد!» در حدِّ خود یک نظام است؛ چون می‌تواند در کلّیتِ خویش دست کم میانِ دو نفر از افراِد انسانی رابطه برقرار کند و پیامی را در مایهٔ شادباشِ نوروز از یکی به دیگری برساند. این مجموعهٔ به هم پیوسته طبقِ قاعده از اجزای کوچک تری ساخته شده که عبارت اند از: «نوروز»، «نقش نمای اضافه»، «تان»، «خجسته» و «باد». هر یک از این اجزا یک نشانه است؛ زیرا از لفظی تشکیل شده است که معنایی را می‌رساند.

تعریفِ بالا به خوبی نشان می‌دهد که زبان، وارون آنچه برخی می‌پندارند، نه توده ای بی نظم و قاعده از واژگان است که در ذهن انسان انباشته شده باشد و نه حتّی مجموعه ای از قواعدِ دستوری است که آن را بی هیچ نظم و ترتیبی به حافظه سپرده باشند.

بلکه دقیقا یک نظامِ یگانه است. اینکه چرا این نظامِ یگانه در هر جا به شکلی دیگر درمی‌آید بی آنکه خودش تغییر یابد، پرسشی است که همراه با ده‌ها پرسش دیگر، به آن می‌پردازیم.

پیمایش به بالا