جهان، جمله فروغ روی حق دان
حق اندر وی ز پیدایی ست پنهان


جهان، جمله فروغ روی حق دان / حق اندر وی ز پیدایی ست پنهان
دانش زبانی: جمله: همه، همگی / فروغ♥: روشنایی، نور / دان: بدان / حق: در اینجا منظور خداوند است. / اندر: در / وی: او/ دانش ادبی: قافیه: دان، پنهان / حق: تکرار
بازگردانی: سراسر جهان را نور روی خداوند دان. خداوند در جهان به خاطر ظاهر بودنش پنهان به نظر میرسد.
پیام: ظاهر بودن خداوند.
گلشن راز، شیخ محمود شبستری
شبستری، شیخ محمود (درگذشت ۷۲۰ ه.ق)
از عارفان مشهور قرن هشتم و از علما و فضلای تبریز است که نوشتهها و سرودههایی در زمینهٔ عرفان اسلامی دارد. «گلشن راز» معروف ترین اثر شعری او مثنوی است.
فصل اوّل
زیبایی آفرینش
– زنگ آفرینش
– اندرز پدر (حکایت)
– چشمه معرفت
– کژال (روان خوانی)

زنگ آفرینش
۱- صبح یک روز نوبهاری بود / روزی از روزهای اوّل سال
دانش زبانی: نوبهار: آغاز بهار / دانش ادبی: قالب: چارپاره یا دوبیتی پیوسته / واژه آرایی(تکرار): روز
بازگردانی: روزی از روزهای آغاز سال، صبح اوایل بهار بود.
۲- بچهها در کلاس جنگل سبز / جـمع بودند دور هم خوشحال
دانش زبانی: / دانش ادبی: قافیه: سال، خوشحال / واج آرایی «ﹻ»
بازگردانی: بچهها در کلاس جنگل سبز خوشحال و شاد دور هم جمع شده بودند.
«چهارپاره» یا «دوبیتیهای پیوسته»: این شعر از چند بند هم وزن و هماهنگ تشکیل شده است. هر بند شامل چهار مصراع است و مصراع های زوج هر دو بیت، دارای قافیه اند. چهارپاره بیشتر برای طرح مضامین اجتماعی و سیاسی به کار میرود و رواج آن از دوره مشروطه بوده و تاکنون ادامه یافته است.
————————– / ————————– ■
————————– / ————————– ■
♣♣♣
————————– / ————————– ▲
————————– / ————————– ▲
۳- بچهها گرم گفت و گو بودند / باز هم در کلاس غوغا بود
دانش زبانی: غوغا: آشوب و فریاد، همهمه / دانش ادبی: گرم کاری بودن: کنایه از مشغول بودن / واج آرایی «گ»
بازگردانی: بچهها مشغول گفت و گو بودند. باز هم در کلاس سرو صدا و همهمه بود.
۴- هر یکی برگ کوچکی در دست / باز انگار زنگ انشا بود
دانش زبانی: برگ: ورق، برگه / حذف فعل «داشت» در مصراع نخست / انگار: گویی، مثل اینکه / دانش ادبی: قافیه: غوغا، انشا / ردیف: بود
بازگردانی: هر یک از دانش آموزان، برگ کوچکی در دست داشت. مثل اینکه باز هم زنگ انشا بود.
۵- تا معلم ز گرد راه رسید / گفت با چهره ای پر از خنده:
دانش زبانی: چهره: رخسار، روی / دانش ادبی: ز گرد راه رسیدن: کنایه از اینکه به تازگی از راه رسیدن
بازگردانی: همین که معلم وارد کلاس شد، با چهره ای پر از خنده گفت.
۶- باز موضوع تازه ای داریم / «آرزوی شما در آینده»
دانش زبانی: باز: دوباره / حذف فعل «چیست» در مصراع نخست / دانش ادبی: قافیه: خنده، آینده
بازگردانی: باز موضوع تازه ای را برای انشا در نظر گرفته ام: «آرزوی شما برای آینده تان چیست؟».
۷- شبنم از روی برگ گل برخاست / گفت: میخواهم آفتاب شوم
دانش زبانی: شبنم: قطره ای شبیه دانه باران که شب روی برگ گل و گیاه می نشیند. / برخاست: بلند شد (بن ماضی: برخاست، بن مضارع: برخیز)/ دانش ادبی: شبنم … برخاست: جانبخشی / آفتاب: مجاز از خورشید / تناسب (مراعات نظیر): شبنم، برگ، گل، آفتاب
بازگردانی: شبنم از روی برگ گل بلند شد و گفت: میخواهم مانند خورشید بشوم.
۸- ذره ذره به آسمان بروم / ابر باشم، دوباره آب شوم
قلمرو زبانی: ذره ذره: کم کم / قلمرو ادبی: قافیه: آفتاب، آب / ردیف: شوم / آب: مجاز از باران☻/ تناسب (مراعات نظیر): آسمان،ابر، آب / تکرار: ذره
بازگردانی: میخواهم کم کم به آسمان بروم. ابر باشم و دوباره آب گردم.
۹- دانه آرام بر زمین غلتید / رفت و انشای کوچکش را خواند
دانش زبانی: آرام: به آرامی / دانش ادبی: دانه … رفت: جانبخشی
بازگردانی: دانه به آرامی بر زمین غلت خورد و رفت تا انشای کوچکش را برای دوستانش بخواند.
۱۰- گفت: باغی بزرگ خواهم شد / تا ابد سبز سبز خواهم ماند
دانش زبانی: اَبَد: زمانى که آن را نهایت نباشد، جاودان، زمان آینده بسیار دور، زمان بیپایان؛ ابدی: همیشگی، جاودانه (شبه همآوا← عبد: بنده)/ دانش ادبی: قافیه: خواند، ماند
بازگردانی: گفت: من باغی بزرگ خواهم گشت و تا ابد سبز خواهم ماند.
۱۱- غنچه هم گفت گرچه دلتنگم / مثل لبخند باز خواهم شد
دانش زبانی: دلتنگ: اندوهگین، پژمرده / دانش ادبی: غنچه هم گفت: جانبخشی / مثل لبخند باز خواهم شد: تشبیه (مشبه: من، مشبه به: غنچه، ادات تشبیه: مثل، وجه شبه: باز خواهم شد)
بازگردانی: غنچه هم گفت گرچه دلتنگ و ناراحتم؛ ولی مانند لبخند باز خواهم شد.
۱۲- با نسیم بهار و بلبل و باغ / گرم راز و نیاز خواهم شد
دانش زبانی: نسیم: باد نرم و ملایم / راز و نیاز: نیایش، دعا / دانش ادبی: گرم کاری شدن: کنایه از مشغول کاری شدن / قافیه: باز، نیاز / ردیف: خواهم شد / تناسب (مراعات نظیر): بهار، بلبل، باغ
بازگردانی: با باد بهاری و بلبل و باغ، مشغول نیایش خواهم شد.
۱۳- جوجه گنجشک گفت: میخواهم / فارغ از سنگ بچهها باشم
دانش زبانی: فارغ♥: آسوده، راحت (هم آوا← فارق: جداکننده) / دانش ادبی: جوجه گنجشک گفت: جانبخشی
بازگردانی: جوجه گنجشک گفت: میخواهم از سنگ زدن بچهها آسوده باشم.
۱۴- روی هر شاخه جیک جیک کنم / در دل آسمان رها باشم
دانش زبانی: رها: آزاد / دانش ادبی: دل آسمان: جانبخشی / قافیه: بچهها، رها / ردیف: باشم
بازگردانی: روی هر شاخه جیک جیک کنم و در میان آسمان آزاد باشم.
۱۵- جوجه کوچک پرستو گفت: / کاش با باد رهسپار شوم
دانش زبانی: رهسپار: راهی، روانه / دانش ادبی: جوجه کوچک پرستو گفت، باد رهسپار شوم: جانبخشی
بازگردانی: جوجه کوچک پرستو گفت: کاش با باد همسفر شوم.
۱۶- تا افقهای دور کوچ کنم / باز پیغمبر بهار شوم
دانش زبانی: افق♥: کرانه آسمان / کوچ کردن: مهاجرت / پیغمبر: پیام آور / دانش ادبی: قافیه: رهسپار، بهار / ردیف: شوم / افق: مجاز از سرزمین ☻
بازگردانی: تا پایان آسمان دوردست کوچ کنم و دوباره پیام آور بهار شوم.
۱۷- جوجههای کبوتران گفتند: / کاش میشد کنار هم باشیم!
دانش زبانی: گفتن: (بن ماضی: گفت، بن مضارع: گوی) / دانش ادبی: ردیف: باشیم / قافیه: هم، حرم/ جوجههای کبوتران گفتند: جانبخشی
بازگردانی: جوجههای کبوتران گفتند: ای کاش میشد که همگی، کنار یکدیگر باشیم.
۱۸- توی گلدستههای یک گنبد / روز و شب زائر حرم باشیم!
دانش زبانی: تو: درون / گلدسته♥: مناره مسجد / گنبد: سقف بیضی شکل / زائر ♥: دیدارکننده، زیارت کننده / حرم: پیرامون زیارتگاهها / دانش ادبی: قافیه: هم، حرم / ردیف: باشیم / تضاد: روز و شب (مجاز از همیشه) / تناسب (مراعات نظیر): گلدسته، گنبد، زائر، حرم
بازگردانی: درون گلدستههای یک گنبد همیشه حرم را زیارت کنیم.
۱۹- زنگ تفریح را که زنجره زد / باز هم در کلاس غوغا شد
دانش زبانی: زَنجره ♥: نوعی حشره که از خود صدا تولید میکند، سیرسیرک / غوغا: آشوب و فریاد، همهمه/ دانش ادبی: زنجره زنگ تفریح را زد: جانبخشی
بازگردانی: سیرسیرک که زنگ تفریح را زد، باز هم در کلاس سروصدا و همهمه شد.
۲۰- هر یک از بچهها به سویی رفت / و معلّم دوباره تنها شد
دانش زبانی: / دانش ادبی: قافیه: غوغا، تنها / ردیف: شد
بازگردانی: هر یک از بچهها به سویی رفتند و دوباره معلّم تنها ماند.
۲۱- با خودش زیر لب چنین میگفت: / آرزوهایتان چه رنگین است!
دانش زبانی: / دانش ادبی: زیر لب: کنایه از آهسته / آرزوهایتان رنگین: حس آمیزی
بازگردانی: با خودش آهسته چنین میگفت: آرزوهای شما چقدر زیبا و رنگین است.
۲۲- کاش روزی به کام خود برسید؛ / بچهها آرزوی من این است!
دانش زبانی: کام♥: آرزو، میل، خواسته / دانش ادبی: قافیه: رنگین، این / ردیف: است
بازگردانی: بچهها آرزوی من این است که همه شما روزی به خواسته تان برسید.
قیصر امین پور



امین پور، قیصر ( ۱۳۸۶ ۱۳۳۸ هـ.ش)
استاد دانشگاه و شاعر معاصر، درسال ۱۳۳۸ در گُتوند خوزستان متولّد شد. دیپلم خود را در شهر دزفول گرفت و ابتدا در رشتهٔ پزشکی و جامعه شناسی پذیرفته شد؛ ولی هر دو را رها کرد و به ادبیات روی آورد و در این رشته به درجهٔ دکترا نایل شد. وی از شاعران موفّق پس در از انقلاب اسلامی به شمار میآید. از آثار او میتوان کوچهٔ آفتاب، تنفّس صبح، مثل چشمه مثل رود، به قول پرستو و آینههای ناگهان را نام برد. دریغا که این استاد و شاعر خوش نام، به ناگهان و زود چشم از جهان فروبست. وی در پا ییز ۱۳۸۶ وفات یافت.
خودارزیابی
۱- چه کسانی در کلاس جنگل سبز، آرزوهای خود را مطرح کردند؟
– شبنم، دانه، غنچه، جوجه گنجشک، جوجه گنجشک پرستو، جوجههای کبوتران و معلم.
۲- منظور شبنم از جملهٔ «میخواهم آفتاب شوم» چیست؟
– منظور شبنم این است که میخواهد با گرمای خورشید بخار شود و به آسمان برود و به خورشید بپیوندد.
۳- اگر شما در جنگل سبز بودید، چه آرزویی داشتید؟
– آرزو میکردم کاش میشد هیچ درختی بریده نمیشد و هر روز به شمار درختان زمین افزوده میگشت.
آرزو میکردم مانند رودخانه پاک و روان باشم، به همه جا سر بکشیدم و دور وبرم پر از درختان و گیاهان باشد. به گیاهان رسیدگی کنم و آنها را سرسبز و خرم گردانم.
۴- ………………………………………………………
دانش زبانی
جمله
به بیتهای زیر توجّه کنید :
زنگ تفریح را که زنجره زد / باز هم در کلاس غوغا شد
هر یک از بچهها به سویی رفت / و معلم دوباره تنها شد
بیتهای بالا از بخشهایی تشکیل شده است، مانند: «هر یک از بچّهها به سویی رفت.»
هر یک از این بخشها، دارای معنی کامل است. به این بخشها جمله میگویند. هنگام سخن گفتن یا نوشتن، برای انتقال پیام به شنونده یا خواننده از جمله استفاده میشود.
– تشخیص شکل صحیح حروف و درست نویسی از اهداف املاست.
– در هنگام نوشتن املا از به کاربردن واژههای «هم آوا» به جای یکدیگر پرهیز شود.
واژههای همآوا: به واژههایی گفته میشود که یکسان به زبان آورده می شوند؛ ولی نوشتن آنها یکسان نیست؛ مانند: قریب (نزدیک) و غریب (ناشناس)؛ خوان (سفره) و خان (رئیس)؛ حیات (زیست) و حیاط (محوّطه).
گفت وگو
۱- دربارهٔ تعداد جملههای بند دوم شعر (بیتهای ۳ و ۴)، گفت وگو کنید.
۳- بچهها گرم گفت و گو بودند / باز هم در کلاس غوغا بود
بچهها گرم گفت و گو بودند/ باز هم در کلاس غوغا بود: دو جمله
۴- هر یکی برگ کوچکی در دست / باز انگار زنگ انشا بود
هر یکی برگ کوچکی در دست [داشت(حذف به قرینه معنایی)]/ باز انگار زنگ انشا بود: دو جمله

گوشزد: برای شمارش جمله ها باید تعداد فعلهای عبارت را بشماریم. البته اگر فعلی حذف شده باشد، باید آن را در نظر بگیریم.
۲- شعر را به صورت نمایش در کلاس اجرا کنید.
برای نمایش درآوردن شعر درس به این نکتهها توجه کنید:
بازیگران نمایش: معلّم، شبنم، دانه، غنچه، جوجه گنجشک، جوجه پرستو، جوجه کبوتران
فعّالیّتهای نوشتاری
۱- واژهٔ صحیح را با توجّه به معنی جمله در جای خالی قرار دهید.
الف) مسلمانان دو ماه محرّم و ……… را گرامی میدارند. (سفر، صفر)
ب) هیچ کس او را نمیشناسد؛ او در اینجا ……… است. (قریب، غریب)
۲- با حروف زیر، چهار کلمه بنویسید که ارزش املایی داشته باشد. « م، ح، ر، ز، ت، ی»
– زحمت، حرم، حریم، تمیز، حرمت، تیز، مرز، رمز، تحریم، حرمت، محرّم
گوشزد: واژه هایی ارزش املایی دارند که بتوان آنها را به چند صورت نوشت؛ مانند: صبا، داستان، تمیز. واژه هایی مانند: بار، دانا، گرد، ارزش املایی ندارند؛ زیرا فقط به یک صورت نوشته می شوند.



حکایت: اندرز پدر

یاد دارم که در ایّام طفولیّت، متعبّد و شبخیز بودم. شبی در خدمت پدر، رحمه اللّه علیه، نشسته بودم و همه شب، دیده بر هم نبسته و مُصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه ای گرد ما خفته.
دانش زبانی: اندرز: پند، نصیحت / ایام: روزگار / طفولیّت: کودکی، خردسالی / متعبّد♥: شکرگزار، عبادت کننده / شب خیز: شب خیزنده، آنکه شبها برخیزد / رحمه اللّه علیه: رحمت خدا بر او باد / دیده: چشم / نبسته [بودم]؛ گرفته [بودم]؛ خفته [بودم]: حذف فعل / مُصحف♥: کتاب، کتاب آسمانی، قرآن کریم / عزیز: گرامی / کنار: آغوش / طایفه: گروه / گرد: پیرامون، اطراف / خفته: خوابیده / دانش ادبی: نثر آهنگین یا مسجّع / دیده بر هم نبسته: کنایه از اینکه نخوابیده بودم
بازگردانی: به یاد دارم که در روزگار کودکی ام، عبادت کننده و شب زنده دار بودم. شبی در خدمت پدر، رحمت خدا بر او باد، نشسته بودم و همه شب، نخوابیده بودم و قرآن گرامی را در آغوش گرفته و میخواندم و گروهی، پیرامون ما خوابیده بودند.
پیام:.
پدر را گفتم: از اینان، یکی سر برنمیدارد که دوگانه ای بگزارد. چنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته اند که مرده اند. گفت: جان پدر! تو نیز اگر بخفتی، به از آن که در پوستینِ خلق اُفتی.
دانش زبانی: را: به معنای «به» / دوگانه: نماز دورکعتی / گزاردن: ادا کردن، انجام دادن / غفلت: بی خبری، ناآگاهی / گویی: مثل اینکه / خفتن: خوابیدن (بن ماضی: خفت؛ بن مضارع: خسب)؛ بخفتی: می خوابیدی / به: بهتر / خلق: مردم/ دانش ادبی: سر برآوردن: بلند شدن / خواب غفلت: اضافه تشبیهی (مشبه: غفلت؛ مشبه به: خواب)/ جان پدر: استعاره از فرزند / در پوستینِ کسی اُفتادن: غیبت کردن، بدگویی پشت سر کسی کردن
بازگردانی: به پدرم گفتم: از این مردان خوابیده، یک نفر بلند نمیشود که نماز دو رکعتی ادا کند. چنان به خواب غفلت فرورفته اند که گویی نخوابیده اند بلکه مرده اند. گفت: ای فرزند همچون جان! تو نیز اگر بخوابی، بهتر از آن است که غیبت مردم را کنی.
پیام: پرهیز از غیب.
گلستان، سعدی
سعدی شیرازی (۶۹۰ – ۶۰۶ هـ.ق)
مصلح الدّین سعدی، آموزشهای مقدّماتی را در زادگاه خود، شیراز، فرا گرفت. برای اتمام تحصیلات به بغداد رفت. از بغداد به انگیزه دانش اندوزی، رفتن به سرزمینهای عربی را در پیش گرفت. پس از ۳۵ سال به شیراز برگشت. بوستان (به شعر)، گلستان (نثر آمیخته به شعر) و دیوان اشعار » کلیات سعدی» از او برجای مانده است. مجموعهٔ این آثار نامیده میشود.
گلستان سعدی
سعدی، گلستان را در سال ۶۵۶ هـ.ق به تحریر درآورد. گلستان به یقین یکی از درخشان ترین و استادانه ترین نمونههای نثر پارسی است که پس از گذشت قرون متمادی هنوز اثری که از حیث فنّ نگارش و محتوا یارای برابری با آن را داشته باشد، خلق نشده است. نثر گلستان، مسجّع است؛ یعنی نثری که گوشه چشمی نیز به شعر دارد. زیبایی سبک نگارش گلستان آن چنان در پهنهٔ ادب سرزمین ما به جلوه گری پرداخته که بسیاری را به دام تقلید از آن کشانده است. در میان تقلیدکنندگان معتبر سعدی میتوان از جامی )صاحب بهارستان)، قاآنی (پدید آورنده پریشان) و همچنین قائم مقام (پدید آورنده منشآت) نام برد. گلستان سعدی علاوه بر دیباچه، دارای هشت باب است که آمیخته به نظم و نثر است. بابهای گلستان عبارت اند از: ۱- سیرت پادشاهان ۲- در اخلاق درویشان ۳- در فضیلت قناعت ۴- در فواید خاموشی ۵- در عشق و جوانی ۶- در ضعف و پیری ۷- در تأثیر تربیت ۸- در آداب صحبت
