التمارین
اَلتَّمرینُ الْأَوَّلُ: أیُّ کلمهٍ مِن کلماتِ مُعجَمِ الدّرسِ تُناسِبُ التَّوضیحاتِ التّالیهَ؟ (چه واژهای از کلمه های واژه نامه درس با گزارشهای زیر متناسب است.)
۱- مِساحَهٌ مِنَ الْأرضِ، حَولَهَا الماءُ مِن کُلِّ جِھَهٍ. الجَزیرَه (بخشی از زمین که پیرامونش از هر سوی آب است.)
۲- بَحرٌ یُعادِلُ ثُلثَ الأرضِ تقریباً. المُحیطُ الهادِئُ (دریایی که کمابیش برابر یک سوم زمین است = اقیانوس آرام.)
۳- الّذی یُعطیهِ اللهُ عُمراً طَویلآً. المُعَمَّرُ (کسی که خداوند به او عمری دراز داده است = سالمند.)
۴- صِفاتُ أحدٍ أَو شَیءٍ. المواصفات (صفتهای فردی یا چیزی = ویژگیها.)
۵- ساقُ الشّجُر. الجِذع (تنه درخت = تنه.)
اَلتَّمرینُ الثّانی: تَرجِمَ الأحادیثَ النَّبَویهَ ثُمَّ عَیّنِ المَطلوبَ مِنکَ. (حدیثهای پیامبر را ترجمه کن؛ سپس آنچه را از تو خواسته شده شناسایی کن.)
۱- ما مِن مُسلِمٍ یَزرَعُ زَرعاً أو یَغرِسُ غَرساً فَیأکُلُ مِنهُ طَیرٌ أو إنسانٌ أو بَهیمَهٌ إلّا کانَت لَهُ بِه صَدَقَهٌ. (الجارّ و المَجرور، و اسم الفاعل)
(هیچ مسلمانی نیست که کشتی را بکارد یا نهالی را بنشاند و از آن پرنده یا انسان یا چهارپایی بخورد مگر اینکه صدقه ای برای او در نظر گرفته میشود.)
الجارّ و المَجرور: مِن مُسلِمٍ، مِنهُ، لَهُ / اسم الفاعل: مُسلِمٍ
۲- ما مِن رَجُلٍ یَغرِسُ غَرساً إلاّ کَتَبَ اللهُ لَهُ مِنَ الأجرِ قَدرَ ما یَخرُجُ مِن ثَمَرِ ذلِکَ الغَرسِ. (الفعل الماضی و المفعول)
(هیچ مردی نیست که نهالی بنشاند مگر اینکه خدا به اندازه میوهاى که از آن درخت برون مىآید، پاداش براى وى مینویسد.) الفعل الماضی: کَتَبَ / المفعول: قَدرَ
۳- سُئِلَ النّبیّ (ص): أیُّ المالِ خَیرٌ؟ قالَ: زَرعٌ زَرَعَهُ صاحِبُهُ. (الفِعل المَجهول، وَ الفاعِل)
(از پیامبر پرسیده شد: چه دارایی بهتر است؟ – گفت: کِشتی که صاحبش آن را کاشته است.) الفِعل المَجهول: سُئِلَ / الفاعِل: صاحِبُ
۱- ما مِنْ: هیچ … نیست ۲- غَرْس: نهال

اَلتَّمرینُ الثّالِثُ: أجِب عَنِ الأسئلَهِ التّالیهِ حَسَبَ الصُّوَرِ. (به پرسشهای زیر با توجه به تصویرها پاسخ بده.)
۱- بِمَ یذهَبُ الطّلّابُ إلَی المَدرَسَهِ؟ – یَذهَبُ الطّلّابُ إلَی المَدرَسَهِ بالحافِلَه. (دانشآموزان با چی به دبیرستان میروند؟ – دانشآموزان با اتوبوس به دبیرستان میروند)
۲- فی أیّ بِلادٍ تَقَعُ هذِهِ الأهرامُ؟ – تَقَعُ هذِهِ الأهرامُ فی مصر. (این هرمها در چه کشوری واقع است؟ – این هرمها در مصر واقع است.)
۳- کَیفَ الجَوُّ فی أردبیل فی الشِّتاءِ؟ – الجَوُّ باردٌ فی أردبیل فی الشِّتاءِ. (زمستان هوا در اردبیل چه طور است؟ – زمستان در اردبیل هوا سرد است.)
۴- لِمَن هذا التّمثالُ؟ – هذا تمثالُ سیبویه. (این تندیس از آن کیست؟ – این تندیس از آن سیبویه است.)
۵- هَل تُشاهِدُ وَجهاً فِی الصّورَهِ؟ – نعم؛ أُشاهِدُ وَجهاً فِی الصّورَهِ. (آیا چهره ای را در عکس میبینی؟ – آری؛ چهره ای را در عکس میبینم.)
۶- ماذا تُشاهِدُ فَوقَ النَّهرِ؟ – أُشاهِدُ بیتا فَوقَ النَّهرِ. (چه چیزی را بالای رود میبینی؟ – خانه ای را بالای رود میبینم.)

اَلتَّمرینُ الرّابِعُ:
ألف: عَیّنِ التَّرجمهَ الصَّحیحهَ حَسَبَ قواعِدِ المعرفهِ وَ النَّکِرَهِ. (با نگرش به قواعد شناس و ناشناس ترجمه درست را شناسایی کن.)
۱- سَمِعتُ صَوتاً عَجیباً. صدای عجیبی را شنیدم. ■ صدای عجیب را شنیدم. □
۲- وَصَلتُ إلَی القَریهِ. به روستایی رسیدم. □ به روستا رسیدم. ■
۳- نَظرَهٌ إلَی الماضی. نگاهی به گذشته. ■ نگاه به گذشته. □
۴- العِبادُ الصّالحونَ. بندگانی درستکار □ بندگانِ درستکار ■
۵- السِّوارُ العَتیقُ. دستنبند کهنه■ دستنبندی کهنه □
۶- التّاریخُ الذَّهَبیّ. تاریخی زرّین □ تاریخ زرّین ■
ب: تَرجمِ الجُمَلَ التّالیهَ حَسَبَ قواعِدِ المعرفهِ و النَّکِرَهِ؛ ثُمَّ عَیّن المَعرفهِ و النَّکِرَهِ فی ما أُشیرَ إلیهِ بِخَطٍّ. (با توجه به قواعد شناس و ناشناس جملهها را ترجمه کن؛ سپس در آنچه با خط به آن اشاره شده شناس و ناشناس را شناسایی کن.)
۱- سَجَّلَت مُنَظَّمَهُ الیونِسکو مَسجِدَ الإمامِ وَ قُبَّهَ قابوسٍ فی قائمَهِ التُّراثِ العالَمی. (سازمان یونسکو مسجد امام و گنبد قابوس را در لیست میراث جهانی ثبت کرد.)
المَعرفهِ: قابوسٍ؛ التُّراثِ
۲- عِمارَه خُسرو آباد فی سَنَندَج تَجذِبُ سُیّاحاً مِن مُدُنِ إیران. (ساختمان خسروآباد در سنندج گردشگرانی را از شهرهای ایران جذب میکند.) المَعرفهِ: سَنَندَج / النَّکِرَهِ: سُیّاحاً
۳- حدیقَهُ شاهزادَه قُربَ کِرمان جَنَّهٌ فِی الصَّحراءِ. (باغ شاهزاده نزدیک کرمان بهشتی در بیابان است.) النَّکِرَهِ: جَنَّهٌ
۴- مَعبَدُ کُردکُلا فی مُحافَظَهِ مازَندَران أحَدُ الآثارِ القَدیمَهِ. (پرستشگاه کردکلا در استان مازندران یکی از آثار کهن است.) المعرفهِ: مازَندَران
۱- أُشیرَ: اشاره شد ۲- قائِمَهُ التُّاثِ الْعالَمی: لیست میراث جهانی ۳ــ سُیّاح: گردشگران، مفرد آن: سائِح ۴ــ تکیۀ کُرد کُلا از آثار ملّی ایران در شمال شهرستان جویبار



اَلتَّمرینُ الْخامِسُ: عَیّنِ الکلمَهَ الصَّحیحَهَ حَسَبَ الفعلِ الماضی. (با توجه به فعل ماضی واژه درست را شناسایی کن.)
| الفعلُ الماضی | الفعلُ المُضارع | فعلُ الأمر | المَصدَر | اسمُ الفاعل |
| وافَقَ | یُوافِقُ ■ | وافِقْ ■ | التَّوفیق | المُوافِق ■ |
| یوَفِّقُ | وَفِّقْ | المُوافَفَه ■ | المُوَفِّق | |
| تَقَرَّبَ | یُقَرِّبُ | قَرِّبْ | التَّقَرُّب ■ | المُقَرِّب |
| یَتَقَرَّبُ ■ | تَقَرَّبْ ■ | التَّقریب | المُتَقَرِّب ■ | |
| تَعارَفَ | یَتَعَرَّفُ | تَعارَفْ ■ | المُعارَفَه | المُتَعارِف ■ |
| یتَعارَفُ ■ | اِعرِفْ | التَّعارُف ■ | المُعَرِّف | |
| اِشتَغَلَ | یَنشَغِلُ | اِشتَغِلْ ■ | الاِنشِغال | المُشتَغِل ■ |
| یشتَغِلُ ■ | اِنشَغِلْ | الاِشتِغال ■ | المُنشَغِل | |
| اِنفَتَحَ | یَفتَتِحُ | اِنفَتِحْ ■ | الاِستِفتاح | المُتَفَتِّح |
| یَنفَتِحُ ■ | تَفَتَّح | الاِنفِتاح ■ | المُنفَتِح ■ | |
| اِستَرجَعَ | یستَرجِعُ ■ | اِستَرجِعْ ■ | الاِرْتِجاع | المُستَرجِع ■ |
| یَرتَجِعُ | راجِعْ | الاِستِرْجاع ■ | المُرَجِّع | |
| نَزَّلَ | یُنزِلُ | اِنزِلْ | النُّزول | المُنَزِّل ■ |
| یُنَزِّلُ ■ | نَزِّل ■ | التنزیل ■ | النّازِل | |
| أکرَمَ | یُکرِمُ ■ | أَکرِم ■ | الإکرام ■ | الأکرَم |
| یُکَرِّمُ | کَرِّم | التَّکریم | المُکرِم ■ |
اَلتَّمرینُ السّادِسُ: ضَعْ فِی الْفَراغِ کَلِمَهً مُناسِبَهً. (در جای خالی واژه مناسب را بگذار.)
۱- یُسافرُ کثیرٌ مِن الْـ ……………… إلی إیران کُلّ عامٍ. قائمَه (فهرست)□ آغصان (شاخه ها) □ سُیّاح (گردشگران)■
( هر سال بسیاری از گردشگران به ایران مسافرت می کنند.)
۲- وَضَعْتُ الْمِصباحَ فی …………… الْبَیتِ. تَخْفیضِ (تخفیف)□ مِفْتاحِ (کلید)□ مِشْکاهِ (چراغدان)■ (چراغ را در چراغدان خانه نهادم.)
۳- جَدّی لا ………….. بَعْضَ ذِکْرَیاتِهِ. یَغْرِسُ (می کارد) □ یتَذَکَّرُ (به یاد می آورد)■ ینْبُتُ (می روید)□ (نیای من برخی از خاطراتش را به یاد نمیآورد.)
۴- شارَکَ زُمَلاؤُنا فی …………. عِلْمیهٍ. مُباراهٍ (مسابقه)■ اِلْإتِفافٍ (در هم پیچیدن)□ بُذورٍ (بذرها)□ (همکارانمان در مسابقه علمیشرکت کردند.)
۵- بَدَأ الـ …………… بِتعلیمِ الرّیاضیّینَ. فوز (پیروزی)□ مدرّب (مربّی)■ تراث (میراث)□ (مربّی آغاز به آموزش ورزشکاران کرد.)
الَتمَّرینُ السّابِعُ: اکتبْ جَمْعَ هذِهِ الْأسْماءِ. (جمع این اسمها را بنویس.)
سائِح(گردشگر): سُیّاح / أَثَر(اثر): آثار / تاریخ(تاریخ): تواریخ
قَرْیَه (روستا): قُری / عَبْد(بنده): عِباد / دَوْلَه (دولت): دُوَل
بَهیمَه (چهارپا): بَهائِم / مَلْعَب (ورزشگاه): مَلاعِب / رَسول (فرستاده): رُسُل
سِرْوال (شلوار): سَراویل / غُصْن (شاخه): أغصان؛ غُصون / شَجَر (درخت): أشْجار
زَیت(روغن): زُیوت / حَیّ (زنده): أحیاء / قَبْر(گور): قُبور




اَلتمرین الثّامن:
الف: عَیـّن الْکَلِمه الْغَریبَه. (حَسبَ الْمعنی) (واژه ناهماهنگ از نظر معنا را پیدا کنید.)
۱- بُذورُ النّباتاتِ (دانههای گیاهان) □ جَوزات الْبَلوط (دانه های بلوط) □ جِدارُ الْعِماره (دیوار ساختمان) ■ جُذوعُ الْأْشجار (تنه های درختان) □
۲- مَدینه (شهر) □ بَهیمـَه (چهارپا) ■ قَریَـه (روستا) □ مُحافَظَـه (استان) □
۳- شُرطی (پلیس) □ خبّاز (نانوا) □ حدّاد (آهنگر) □ ذِکْری (خاطره) ■
۴- سیاج (پرچین) ■ آلاف (هزاران) □ مئات (صدها) □ عشرات (ده ها) □
ب: عیـّن الْکَلِمه الْغَریبه. (حَسَب قَواعد المَعرفَه وَ النَّکِره) (واژه ناهماهنگ از نظر شناس و ناشناس را پیدا کنید.)
۱- تِمثال (تندیس) ■ إیلام (ایلام) □ سنندج (سنندج) □ کِرمانشاه (کرمانشاه) □
۲- السُیّاح (گردشگران) □ شارعٌ (خیابان) ■ السّاحَه (میدان) □ المُنظّمَه (سازمان) □
۳- سعید (سعید) □ سَنجاب (سنجاب) ■ مَحمود (محمود) □ صادق (صادق) □
۴- فاطمه (فاطمه) □ زهراء (زهرا) □ مَعصومَه (معصومه) □ اِمرَأه (زن) ■
اَلْبَحثُ الْعِلمی (پژوهش علمی.)
اِبْحَثْ عَنْ نَصٍّ حَوْلَ أَهَمّیهِ زِراعَهِ الْأشَجارِ. (دنبال متنی درباره ارزش کشت درختان بگرد.)

