سعید

فرهنگ نامهای ایرانی

رافائل

امروزه هر کشوری در پی آن است که پیشینه‌ای تاریخی و باستانی برای خود دست و پا کند و به گذشته پرفروغ خویش ببالد. هر کشوری می‌کوشد سفالینه‌ای، دست‌نوشته‌ای بیابد؛ تندیسی بتراشد و آن را در دیرینکده‌ای بنهد و به گذشته پربار و پرمایه خود بنازد. خوشبختانه ایران از کم‌شمار کشورهایی است که سرگذشت کهنی دارد و از دیرباز خاستگاه دانش و هنر بوده است؛ ازین رو ایرانیان نیاز به تاریخ‌سازی و فرهنگ‌تراشی ندارند. بیشتر بر گردن ماست که این فرهنگ کهن و دیرپا را پاس بداریم و آن را به آیندگان بسپاریم. پاسداشت فرهنگ وظیفه‌ای است که بر گردن تک تک شهروندان کشور نهاده شده است و کوتاهی در این زمینه در درازمدت به زیان همگان خواهد بود.

یکی از نمودها و نشانه‌های شهرآیینی و شهرمندی، زبان کشور است. ملّتی که زبان خود را از دست بدهد، چیستی فرهنگی خود را از دست داده است و در پی آن، دیگر نمودها و نمادهای فرهنگی نیز در گذر زمان به دست فراموشی خواهد افتاد. نمونه را در مصر همه چیز دگرگون شد و هیچ نشانه‌ای از پاسداشت و فرهنگ کهن مصر به دیده نمی‌آید. با تغییر زبان و نابودی زبان ملی دیگر نمادهای فرهنگی نیز به دست فراموشی سپرده شد و امروزه کمتر نشانی از آن در جامعه مصر دیده می‌شود.

راز بقای فرهنگ ایران در ماندگاری زبان ملی آن است. پاسداری از زبان، پاسداری از دیگر سویه‌های فرهنگی کشور نیز در پی خواهد داشت. ما، ایرانیان زبان خود را پاس داشتیم و اینک دیگر نمادهای شهرمندی خود را نیز زنده و تپنده نگاه داشته ایم. اگر زبان ملی ما که رمز همبستگی و همدلی ماست از میان می رفت، هیچ نمود و نمادی از گذشته پربار ما نیز به جا نمی‌ماند و هیچ نمود و نماد دیگری نمی توانست جای آن را پر کند. واژگان پارسی، پیشاهنگ پاسداری از زبان و فرهنگ ماست. مرگ واژگان می تواند کوبه ای جانکاه و جانفرسا بر پیکره سرزمین و فرهنگ باستانی ما باشد. در این میان، نام‌های زیبای ایرانی نیز نقشی بزرگ در این راه و گریوه دارند. اگر نام‌های زیبای پارسی را از ما بستانند، می‌توانند کم کم راه نفوذ را بیابند و چیستی فرهنگی ما را از ما بستانند. برماست که بر فرزندان و نوادگانمان نام‌های ایرانی بنهیم و به سهم خود نقشی در ماندگاری فرهنگ خود داشته باشیم.

در گذشته گروهی خودباخته، با نام دینداری، نام‌های زیبای پارسی را کنار نهادند و کوشیدند نام‌های تازی را جایگزین آن کنند. نام‌های درشت و بی‌معنی؛ مانند: کلبعلی، غلام عباس، قوچعلی، عبدالحسین، چنگیز، تیمور، اسکندر. امروزه نیز برخی فرنگ‌زدگان، ناآگاهانه، به نام جهانی اندیشی و پیشرفت، نام‌های نیرانی را برای فرزندان خود برمی‌گزینند. نام‌هایی که نمی‌تواند برای ما ایرانیان هیچ معنایی داشته باشد و تنها آوای آنها به ظاهر زیبا است.

در این فرهنگ نگارنده می کوشد، نام‌های ایرانی را بیابد و فرهنگی الفبایی از نام‌های ایرانی فراپیش نهد. امید است که سودمند افتد و گامی باشد کوتاه و خرد در این راه بی‌کران و پهناور.

۱- نامهای روزگار پیشدادیان و کیانیان: نام‌هایی است که ریشه در روزگار پیش از هخامنشیان دارد؛ مانند: هوشنگ، کیقباد، کیخسرو، فریدون و مانند آن.

۲- نامهای اوستایی و پارسی باستان: که بزرگترین سرچشمه آن فروردین یشت است.

در زبان اوستایی ریشۀ برخی از نام‌های زن و مرد یکی است، هر گاه «ی» را به دنبال نام مرد بیفزاییم، نام زن خواهد شد؛ مانند «هوو» که نام مرد و برابر آن «هووی» نام زن است. (گنجینه نامهای ایرانی؛ ص نه)

برخی از نام‌های اوستایی با نام جانوران سپند و نمادین ساخته شده اند؛ زیرا اسب نماد نیرومندی، شکوه و دلاوری است. به گفته سرکار بیگلر پور «اسب» در روزگار باستان، شناسنده پایگاه والا و نژاده فرد است و برابر می‌افتد با بهادر (شوالیه) در فرهنگ باخترزمین. مانند: ویشتاسب، کرشاسپ، ارجاسب، تهماسب.

نام برخی از مردمان ایران باستان با نام دیگر چارپایان سودمند و کارا پیوند خورده است؛ مانند: شتر (فرشوشتر)، گاونر (بورتورا، پوروتور) [واژه «ثور» در زبان عربی از ریشه تور «تور tora» گرفته شده است.]؛ شیر (شیرافکن، شیرزاد، شیرگشسب، شیرگیر، شیرمرد)؛ پیل (پیلسم، پیلتن، پیلانگیر)؛ وراز به معنای گراز (ورازمهر، ورازپیروز، ورازدخت)

برخی از نام‌ها برگرفته از نام فرشتگان و ایزدان است؛ مانند: راتا، آدا، ارمیتی.

شیردال
شیردال

نام‌های روزگار هخامنشیان از این گروه به شمار می روند؛ مانند: هوتن، آتوسا، ابرکام.

۳- نام‌های روزگار اشکانی: فردوسی دربارۀ روزگار اشکانی می گوید: «از ایشان به جز نام نشنیده ام / نه در نامۀ خسروان دیده ام»

۴- نام‌های روزگار ساسانی

برخی از نامهای ساسانی با پیوند «اهورا» و «اورمزد» و «هرمز» ساخته شده است؛ مانند: هرمزدآفرید، اورمزدیار، اورمزدپناه، هرمز.

برخی از نامها با واژک «آتر»، «آذر» به معنای «آتش» ساخته شده است، مانند: آذرفرنبغ، آذرونداد، آذرمهر، آذرهرمزد.

برخی از نامها دنباله نام‌های ساخته شده از «وهو»ی اوستایی اند که با «وه» پهلوی و «به» فارسی همریشه اند؛ مانند: به زاد، بهسود، بهشاپور، بهمرد.

نام دختران بیشتر به واژک «دخت» می انجامد؛ مانند: آزرمیدخت، پوراندخت، پریدخت، هرمزدخت، یزداندخت.

در زمان ساسانیان با افزودن «آفرین» به واژه، نام مرد و با افزودن «آفرید» نام دختران به دست می آمده است؛ مانند: گردآفرین (نام مرد)، گردآفرید (نام زن)؛ مهرآفرین (نام مرد)، مهرآفرید (نام زن)؛ به آفرین (نام مرد)، به آفرید (نام زن)؛ ماه آفرین (نام مرد)، ماه آفرید (نام زن). البته این هنجار استثنا هم دارد.

برخی از نامهای روزگار ساسانی به «ک» و «گ» که پسوند بزرگی است، می انجامیده است؛ مانند: بابک، دینگ، پیرگ.

پاره ای از نامهای کوچک شده دوران ساسانی به پسوند «ویه» می‌انجامیده است؛ مانند: ماهویه(ماهوی)، برزویه، جوانویه، دادویه، بابویه، سیبویه.

برخی از نامهای دختران با «بانو» آغاز یا پایان می‌گرفته است؛ مانند: بانوگشسب، ایران بانو.

۱- گنجینه نامهای ایرانی؛ مهربان گشتاسب پور پارسی؛ انتشارات فروهر؛ ۱۳۵۵.

۲- نام‌نامه(مجموعه نام‌های زیبای فارسی برای نام‌گذاری‌ها)؛ حسین نخعی؛ انتشارات طهوری؛ چاپ پنجم؛ ۱۳۴۹.

۳- فرهنگ نام(نام‌های ایرانی و اسلامی)؛ حسین نوربخش؛ انتشارات غزالی؛ ۱۳۶۰.

۴- زیبانام‌های ایرانی؛ مصطفی پاشنگ؛ انتشارات اسلیمی؛ چاپ نخست؛ ۱۳۷۶.

نام‌های ایرانی

در این تاربرگ چهار گونه نام گردآوری خواهد شد: الف) نام پسران / ب) نام دختران / پ) نام پسران و دختران / ت) نام خانوادگی

لویی چهاردهم

آریا: شریف، نژاده

پسر کارتونی

آرمین

پسر کارتونی

آراد

پسر کارتونی

آرش:

پسر کارتونی

آرمان:

پسر کارتونی

آذرگشسب:

پسر کارتونی

آبتین:

پسر کارتونی

آتبین:

پسر کارتونی

آذرباد:

پسر کارتونی

آرشان:

پسر کارتونی

آزادچهر:

پسر کارتونی

آزرباد:

پسر کارتونی

آذرخش:

پسر کارتونی

آذرنوش:

پسر کارتونی

آرسامس:

پسر کارتونی

اردشیر:

پسر کارتونی

ارژنگ:

پسر کارتونی

اشکان:

پسر کارتونی

انوشیروان: روان جاویدان

پسر کارتونی

افشین:

پسر کارتونی

امید:

پسر کارتونی

اورنگ:

پسر کارتونی

اردوان:

پسر کارتونی

ایرج:

پسر کارتونی

ارشام:

پسر کارتونی

ارشاسب/ ارشاسپ:

پسر کارتونی

اسفندیار/ اسپندیار:

پسر کارتونی

ایزدگشسب/ایزدگشسپ:

پسر کارتونی

ارشک:

پسر کارتونی

پسر کارتونی
آموزگاری سعید جعفری

برنا: جوان، نیک

پسر کارتونی

باربد:

پسر کارتونی

بهرام: پیروزمند

پسر کارتونی

بهشاد: شادی نیک

پسر کارتونی

بابک:

پسر کارتونی

برزو:

پسر کارتونی

برزین:

پسر کارتونی

بهمن:

پسر کارتونی

بامشاد:

پسر کارتونی

بیژن:

پسر کارتونی

بردیا:

پسر کارتونی

بهراد:

پسر کارتونی

بهزاد:

پسر کارتونی

بهنام:

پسر کارتونی

بهروز: خوشبخت

پسر کارتونی

:

پسر کارتونی

بهرنگ:

پسر کارتونی

بهداد:

پسر کارتونی

بامشاد:

پسر کارتونی

برانوش:

پسر کارتونی

برجاسب/ برجاسپ:

پسر کارتونی

بزرگمهر:

پسر کارتونی

برانوش:

پسر کارتونی

برجاسب/ برجاسپ:

پسر کارتونی

پدرام: شادمان، خوشدل

پسر کارتونی

پژمان: نژند، خسته دل

پسر کارتونی

پارسا: پرهیزگار

پسر کارتونی

پرویز:

پسر کارتونی

پیمان: پیوند

پسر کارتونی

پایا: ماندگار

پسر کارتونی

پیام:

پسر کارتونی

پرهام:

پسر کارتونی

پویا:

پسر کارتونی

پوریا:

پسر کارتونی

پندار:

پسر کارتونی

پیروز: کامیاب

پسر کارتونی

پولاد: آهن ناب

پسر کارتونی

پاک‌مهر:

پسر کارتونی

پیام:

پسر کارتونی

پاشنگ:

پسر کارتونی

پشنگ:

پسر کارتونی

:

پسر کارتونی

تورج:

پسر کارتونی

تابان: درخشان

پسر کارتونی

تیرداد:

پسر کارتونی

تهماسب:

پسر کارتونی

تهمورث:

پسر کارتونی

توفان:

پسر کارتونی

تیرزاد:

پسر کارتونی

توس:

پسر کارتونی

تابا:

پسر کارتونی

تندر:

پسر کارتونی

توانا:

پسر کارتونی

تورج:

پسر کارتونی

تهمتن:

پسر کارتونی

تیرداد:

پسر کارتونی

:

پسر کارتونی

جاوید:

پسر کارتونی

جهانشاد:

پسر کارتونی

جهانگیر:

پسر کارتونی

جمشید:

پسر کارتونی

جاماسپ(جاماسب):

پسر کارتونی

جانمهر:

پسر کارتونی

جهاندار:

پسر کارتونی

جهانبخش:

پسر کارتونی

جویا:

پسر کارتونی

چابک:

پسر کارتونی

پسر کارتونی

پسر کارتونی

خداداد:

پسر کارتونی

خدابخش:

پسر کارتونی

خسرو:

پسر کارتونی

خدایار:

پسر کارتونی

خشایارشا:

پسر کارتونی

خورشید:

پسر کارتونی

خرّم‌بخت:

پسر کارتونی

:

پسر کارتونی

:

پسر کارتونی

دارا: توانگر

پسر کارتونی

داریوش:

پسر کارتونی

دادآفرید: از نیاکان ابومنصور عبدالرزاق

پسر کارتونی

رامبُد:

پسر کارتونی

رامین:

پسر کارتونی

روزبه: خوشبخت

پسر کارتونی

رادمهر:

پسر کارتونی

رها:

پسر کارتونی

رُهام:

پسر کارتونی

رستم:

پسر کارتونی

رامتین:

پسر کارتونی

رادوین:

پسر کارتونی

زال:

پسر کارتونی

زادسرو:

پسر کارتونی

زادفرخ:

پسر کارتونی

زرتشت(زردشت):

پسر کارتونی

:

پسر کارتونی

:

پسر کارتونی

ژیان:

پسر کارتونی

پسر کارتونی

پسر کارتونی

ساسان:

پسر کارتونی

سپهر: آسمان

پسر کارتونی

سهراب: سرخ چهره

پسر کارتونی

سیامک:

پسر کارتونی

سیروس:

پسر کارتونی

سیاوش:

پسر کارتونی

سروش:

پسر کارتونی

سوشیانس:

پسر کارتونی

سوشیانت:

پسر کارتونی

سامان:

پسر کارتونی

سام:

پسر کارتونی

سپندار:

پسر کارتونی

سورنا:

پسر کارتونی

پسر کارتونی

سیبویه:

پسر کارتونی

شادمهر:

پسر کارتونی

شاپور(شاهپور):

پسر کارتونی

شاهین:

پسر کارتونی

شهراد:

پسر کارتونی

شهروز:

پسر کارتونی

شهبُد:

پسر کارتونی

شروین:

پسر کارتونی

شیرزاد:

پسر کارتونی

شهرو:

پسر کارتونی

شایان: شایسته

پسر کارتونی

شهرام:

پسر کارتونی

شهداد:

پسر کارتونی

شاهرخ:

پسر کارتونی

شهرداد:

پسر کارتونی

شهریار:

پسر کارتونی

شهبد:

پسر کارتونی

شهیار:

پسر کارتونی

شیروار:

پسر کارتونی

شیرسا: مانند شیر

پسر کارتونی

شیراوژن: کشنده شیر

پسر کارتونی

شیرو: شیر کوچک

پسر کارتونی

شاهکار: کار شایگان

پسر کارتونی

شایگان: درخور شاه

پسر کارتونی

شاهفر: فرّ شاهانه

پسر کارتونی

شاهپور: فرزند شاه

پسر کارتونی

شهباز: گونه ای پرنده، باز شکاری

پسر کارتونی

شادفر: فرشاد، نور شاد

پسر کارتونی

شاه جهان:

پسر کارتونی

شاهنده:

پسر کارتونی

شاه نواز:

پسر کارتونی

شروین:

پسر کارتونی

شهروز:

پسر کارتونی

شاذان(شادان):

پسر کارتونی

شاهوی:

پسر کارتونی

پسر کارتونی

پسر کارتونی

فربد:

پسر کارتونی

فرهاد:

پسر کارتونی

فرخزاد:

پسر کارتونی

فرزاد: زاده نور

پسر کارتونی

فریبرز:

پسر کارتونی

فیروز:

پسر کارتونی

فرشاد:

پسر کارتونی

فرزین: وزیر

پسر کارتونی

فرامرز:

پسر کارتونی

فردین: کوتاه شده فروردین

پسر کارتونی

فرشید:

پسر کارتونی

فرّخ: خجسته

پسر کارتونی

فراز:

پسر کارتونی

فرداد:

پسر کارتونی

فرشید:

پسر کارتونی

فریدون:

پسر کارتونی

فرزان: بسیاردان، دانشمند

پسر کارتونی

:

پسر کارتونی

قباد:

پسر کارتونی

قارن:

پسر کارتونی

:

پسر کارتونی
آموزگاری سعید جعفری

کوروش:

پسر کارتونی

کیوان:

پسر کارتونی

کامران:

پسر کارتونی

کامبیز:

پسر کارتونی

کیومرث:

پسر کارتونی

کیخسرو:

پسر کارتونی

کیقباد:

پسر کارتونی

کاووس:

پسر کارتونی

کاوه:

پسر کارتونی

کمبوجیه:

پسر کارتونی

کامیار:

پسر کارتونی

کیکاوس(کیکاووس):

پسر کارتونی

کی منش:

پسر کارتونی

کیوان:

پسر کارتونی

کیانوش:

پسر کارتونی

کی پشین:

پسر کارتونی

کی آرمین:

پسر کارتونی

کنارنگ:

پسر کارتونی

کشواد:

پسر کارتونی

کامور:

پسر کارتونی

پسر کارتونی

گودرز:

پسر کارتونی

گشتاسب:

پسر کارتونی

گیو:

پسر کارتونی

گرشاسب(گرشاسپ):

پسر کارتونی

:

پسر کارتونی

:

پسر کارتونی

لهراسب:

پسر کارتونی

:

پسر کارتونی

:

پسر کارتونی

مهرداد:

پسر کارتونی

مهیار:

پسر کارتونی

مهربد:

پسر کارتونی

مازیار:

پسر کارتونی

مهرشاد:

پسر کارتونی

منوچهر:

پسر کارتونی

مانی:

پسر کارتونی

ماهان:

پسر کارتونی

مزدک:

پسر کارتونی

مهران:

پسر کارتونی

ماهوی:

پسر کارتونی

مازیار:

پسر کارتونی

مهرنوش:

پسر کارتونی

مهراب:

پسر کارتونی

:

پسر کارتونی

نریمان:

پسر کارتونی

نیما:

پسر کارتونی

نوید:

پسر کارتونی

نوذر:

پسر کارتونی

نوش‌آذر:

پسر کارتونی

نوشیروان:

پسر کارتونی

نوش زاد:

پسر کارتونی

نیرم:

پسر کارتونی

:

پسر کارتونی

وخشور:

پسر کارتونی

وشمگیر:

پسر کارتونی

پسر کارتونی

هومن:

پسر کارتونی

هوشنگ:

پسر کارتونی

هیربد:

پسر کارتونی

هوشمند:

پسر کارتونی

همایون:

پسر کارتونی

هوتن:

پسر کارتونی

یزدانداد: آفریده یزدان

پسر کارتونی

یزدگرد:

پسر کارتونی

یزدان:

پسر کارتونی
پیمایش به بالا