سعید

آموزه یازدهم: پرچم‌داران

فعالیت های نوشتاری

۱- چهار واژۀ مهم املایی از متن درس بیابید و برای هر کدام، یک متضاد و یک مترادف بنویسید.

۲- جمله‌های زیر را به اجزای آن تجزیه کنید؛ سپس هسته و نوع وابستۀ گروه‌های اسمی را مشخص کنید.

دشمن بی رحم، بمب بر مردم بی گناه، فرومی ریخت.

این ملّت شجاع، در هشت سال، حماسه‌های شگفت انگیز آفریدند.

نهادمفعولمتمّمفعل
دشمن بی رحمبمببر مردم بی گناهفرومی ریخت
این ملّت شجاعحماسه‌های شگفت‌انگیزدر هشت سالآفریدند

۳- در متن درس، یک تشبیه بیابید و رکن‌های اوّل و دوم آن را مشخص کنید.

– جوانان سرزنده و پاک آیین میهن اسلامی (مشبه)، همانند (ادات) قلل (مشبه به) استوار و پایدارند (وجه شبه).

الفبای خطّ فارسی در مقایسه با الفبای خط‌های مشهور دنیا، پرنقطه ترین است؛ بنابراین، در نوشتن املا لازم است حرف‌های یک نقطه ای، دو نقطه ای و سه نقطه ای را بشناسیم و نقطۀ هر حرف را در جای خاصّ آن قرار دهیم. مثال: نزد، ترد، بنی، نبی.

شعر خوانی: ای وطن

◙ ای ایستاده در چمن آفتابی معلوم / وطن من! / ای تواناترین مظلوم / تو را دوست دارم!

دانش زبانی: مظلوم: ستم دیده/ دانش ادبی: قالب: شعر نو، موج نو / ای وطن: استعاره

بازگردانی: ای سرزمین من، ای استوار در سرسبزی، ای آفتاب آشکار، ای مظلوم‌ترین سرزمین که تواناترین سرزمینی. تو را دوست دارم.

◙ای آفتاب شمایل دریادل / که نام خیابان‌هایت را شهیدان برگزیده‌اند / ای فروتن نیرومند! / ایستاده‌ایم در کنار تو، سبز و سربلند / 

دانش زبانی: شمایل: چهره/ برگزیدن: انتخاب کردن (بن ماضی: برگزید؛ بن مضارع: برگزین) / دانش ادبی: آفتاب شمایل: تشبیه (کسی که چهره اش مانند آفتاب است) / دریا دل: تشبیه (کسی که دلش مانند دریا بخشنده است.)؛ کنایه از بخشنده / سبز: کنایه از شاداب / نام خیابان‌هایت را شهیدان برگزیده‌اند: کنایه از اینکه بسیاری در کشور شهید شده اند

بازگردانی: ای وطن که صورتت مانند آفتاب و دلت همچون دریا است. ای وطن که شهیدان بسیاری داده ای. ای فروتن توانمند. ما شاداب و سرافراز از تو دفاع می کنیم.

◙و تو آن درخت گردوی کهن‌سالی / و بیش از آنکه من خوف تبر را نگرانم، / تو ایستاده‌ای

دانش زبانی: خوف: ترس/ را: برای / دانش ادبی: تو آن درخت گردوی کهنسالی: تشبیه / بیش از آنکه من خوف تبر را نگرانم: کنایه از اینکه تو نابود ناشدنی ای

بازگردانی: و تو مانند درخت گردوی کهنسال، شکوه مندی. بیشتر از آنکه من از ترس تبر نگران باشم تو استوار ایستاده‌ای.

و پسران تو / مردان نیایش و شمشیرند / و مادران صبوری داری / و پدرانی به غایت، جرئت‌مند. / دوست دارم تو را / آن‌گونه که عشق را / دریا را / آفتاب را … /

دانش زبانی: نیایش: دعا/  صبور: بردبار/ به غایت: بی‌نهایت/ جرئت‌مند: باجرأت / دانش ادبی: شمشیر: مجاز از جنگ / آن‌گونه که عشق: تشبیه

بازگردانی: پسران این سرزمین مردان دعا و نماز و جنگ اند. مادرانت بردبارند و پدرانت بسیار نترس. عشق من به تو مانند عشق به عشق، دریا، آفتاب است.

ای مجمع‌الجزایر گل‌ها، خوبی‌ها! / ای بهار استوار! / ای اقیانوس مواج عاطفه و خشونت …، / ای شکیبای شکوهمند!

دانش زبانی: مجمع الجزایر: چندین جزیره نزدیک به هم / استوار: پایدار/ شکیبا: بردبار/ دانش ادبی: مجمع‌الجزایر گل‌ها: استعاره (تو  [وطن] مانند سرزمین گلی) / مجمع‌الجزایر خوبی‌ها: تشبیه/ ای بهار استوار: استعاره / اقیانوس مواج عاطفه و خشونت: تشبیه (عاطفه و خشونت مانند اقیانوس است)

بازگردانی: تو مانند گلستان و مجمع خوبی هایی، مانند بهار سرسبزی و استواری. تو لبریز از عاطفه و احساس و خشمی. تو شکیبا و شکوهمندی.

کجای زمین از تو عاشق‌تر است؟ … / من از تو برنمی‌گردم تا بمیرم / و مرگ در کنار تو زندگی است / تو را دوست می‌دارم …

دانش زبانی: برگشتن: (بن ماضی: برگشت؛ بن مضارع: برگرد) / دانش ادبی: از کسی برگشتن: کنایه از به کسی پشت کردن و او را کنار گذاشتن/ کجای زمین از تو عاشق‌تر است؟: استعاره، پرسش انکاری / مرگ در کنار تو زندگی است: متناقض نما (سالهای بعد می‌خوانید.)

بازگردانی: تو از همه سرزمین ها برتری. من به تو پشت نمی کنم. مرگ برای تو زندگی جاودان است. تو را دوست دارم.

چقدر به اقیانوس می‌مانی! / برای تو و به خاطر تو / ای پهلوان فروتن! / خدا چقدر مهربانی‌اش را وسعت داد

دانش زبانی: مانستن: مانند بودن(بن ماضی: مانست؛ بن مضارع: مان) / وسعت: گسترش / دانش ادبی: به اقیانوس می‌مانی: تشبیه

بازگردانی: تو مانند اقیانوسی. ای سرزمین پهلوانان فروتن. خدا لطف کرد که تو را نصیب ما کرد.

در دورهای کویر طبس / آن اتفاق / یادت هست؟ / نه من بودم و نه هیچ‌کس / خدا بود و گردباد…

دانش زبانی: دورهای کویر: کویر دوردست/ دانش ادبی: اشاره به رخدادی دارد که چند بالگرد آمریکایی پنهانی وارد ایران شدند و طوفان شن باعث فروپاشی نقشه آنها گردید. تلمیح

بازگردانی: در کویر دوردست کویر، یادت هست که چه رخ داد. آن جا فقط خدا بود و بس.

وطن من، آه ای پوپک مؤّدب! / ای رویین‌تن متواضع! / ای متواضع‌ رویین‌تن! / ای وطن من!

دانش زبانی: پوپک: هدهد، شانه به سر/ مؤّدب: با ادب/ رویین‌تن: آنکه بدنی نیرومند دارد و ضربۀ اسلحه بر او اثر ندارد. آسیب ناپذیر / قلمرو ادبی:

بازگردانی: تو مانند هدهد با ادبی. ای نیرومند و آسیب ناپذیر، ای میهن من.

از آسمان سبز؛ سلمان هراتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا