خَیرٌ مِن الخَیرِ فاعلُهُ.
بهتر از خوبی، انجام دهندۀ آن است.
یُحِبُّ الْآباءُ وَ الْأمَّهاتُ رُؤیَهَ أَولادِهِم فی أَحسَنِ حالٍ، وَ لِذٰلِکَ یُرشِدونَهُم دائِماً إلَی الصِّفاتِ الطَّیِّبَهِ وَ الْأعمالِ الصّالِحَهِ،
پدران و مادران دوست دارند که فرزندانشان را در بهترین حالت ببینند؛ از همین رو پیوسته ایشان را به صفت های پاک و کردار درست راهنمایی می کنند.

لُقْمَانُ الْحَکِیمُ کَانَ رَجُلاً حَکِیماً، ذُکِرَ فِی الْقُرآنِ؛
(لقمان حکیم، مرد فرزانه و دانایی بود که در قرآن از او یاد شده است.)
وَ قَد عاصَرَ نَبِیَّ اللَّهِ دَاوُودَ وَ عُرِفَ بِالْحَکیمِ.
(با پیامبر خدا، داوود معاصر بوده و با نام حکیم شناخته شده است.)
وَصایا لقمان هِیَ إحدَى الْقِصَصِ الْقُرآنِیَّهِ الَّتِی تُشِیرُ إِلَى الْحِکمَهِ الَّتِی وَهَبَهَا اللَّهُ إِیَّاهُ،
(اندرزهای لقمان یکی از داستانهای قرآنی است که به حکمتی اشاره می کند که خدا به او بخشیده بود.)
﴿ وَ لَقَدْ آتَیْنَا لُقْمانَ الْحِکْمَهَ ﴾ وَ تُعَدُّ حِکَمُهُ مِنْ أَعظَمِ الْحِکَمِ وَ الْمَواعِظِ،
(همانا ما به لقمان، حکمت دادیم و حکمتهای او از بزرگ ترین حکمت ها و پندها به شمار می رود.)
وَ حَسَبَ کُتُبِ التَّفسیر أَنَّ لُقمانَ کانَ عَبداً حَبَشیّاً؛
(بر پایه کتابهای تفسیر، لقمان بنده ای حبشی بود.)
وَ قِیلَ أَنَّهُ کَانَ راعیاً، ولکِنَّ اللهَ تَعَالَى مَنَّ عَلَیْهِ بِالحِکمَهِ.
(گفته شده که او چوپان بود؛ اما خداوند والا با حکمت بر او منت نهاد.)
اِشْتَهَرَ لُقمانُ بِوَصَایَاهُ الَّتِی أَوصاها لابنِهِ؛
( [نام] لقمان با اندرزهایش که به پسرش وصیت کرده، مشهور شده است.)
أَهَمُّ هَذِهِ الْوَصایا قَولُهُ لِابْنِهِ:
(ارزنده ترین این اندرزها این گفته اوست به پسرش:)
﴿وَ إِذْ قَالَ لُقمانُ لِأَبِنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ﴾
(هنگامی که لقمان به پسرش گفت در حالی که او را موعظه می کرد. پسرکم؛ به خداوند شرک نورز. همانا شرک ستمی بزرگ است.)
ثُمَّ قَالَ لَهُ: ﴿یَا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاهَ﴾. وَ مِن وَصَایَاهُ القَیِّمَهِ أَیضاً قَولُهُ لِوَلَدِهِ:
(سپس به او گفت: پسرکم نماز را بر پای دار. از جمله اندرزهای ارزنده او همچنین این گفته اوست به فرزندش.)
﴿و لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ﴾، وَ مَعناهُ أَن لا تَتَکَبَّرَ عَلَى النَّاسِ،
(و از مردم با تکبر روی برنگردان. معنایش آن است که به مردم بزرگی مفروش)
وَ مِن وَصایاهُ کَذَلِکَ ﴿وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ کُلَّ مُختالٍ فَخورٍ﴾،
(از جمله اندرزهای او همچنین این است: و در زمین خرامان (با ناز و خودپسندی) راه مرو که خدا، خودپسند فخرفروش را دوست ندارد.)
یَنهَاهُ عَنِ التَّبَختُرِ فِى الْمِشْیَهِ. ثُمَّ قَالَ لَهُ:
(او را از فخرفروشی در راه رفتن بازمیدارد. سپس به او گفت:)
﴿وَ اغفُضْ مِنْ صوتِکَ﴾یَعنی إذا تَکَلَّمتَ لا تَرفَعْ صَوتَکَ؛ فَإِنَّ مِنْ أَرفَعِ الْأَصْواتِ وَ أَنکَرِها لَصَوتُ الْحَمِیرِ.
(صدایت را پایین بیاور. یعنی هنگامی که سخن می گویی صدایت را بالا نبر؛ زیرا بلندترین و زشتترین آوازها بانگ خران است.)
کَما أَوصَىٰ وَلَدَهُ بِتَقْوَى اللَّهِ سُبحانَهُ وَ تَعالَى، وَ تَجَنُّبِ الْکِذِبِ وَ الْأَکْلِ عَلَى شَبَعٍ.
(همانگونه که پسرش را به تقوای الهی – پاک و والاست- و دوری از دروغ و خوردن در حالت سیری وصیت کرد.)
فَهُذَا مِمَّا ذَکَرَهُ اللَّهُ عَن لُقمان فِی الْقُرآنِ مِنَ الْحِکَمِ وَ الْوَصَایَا النَّافِعَهِ.
(اینها از حکمت ها و اندرزهای سودمندی است که خداوند درباره لقمان در قرآن یاد کرده است.)

عَیِّن الصَّحیحَ وَ الْخَطَأَ حَسَبَ نَصِّ الدَّرس. (ترجمه: درست و نادرست را بر حسب متن درس مشخص کن.)
۱ـ مَعنی ﴿ و لا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ ﴾ أن تَتَکبّرَ عَلی النّاسِ. ꭓ (معنای «و از مردم [با خودپسندی] روی برنگردان» آن است که فراروی مردم خودبزرگ بین باشی.)
۲ـ یَجبُ أن لا نَرفعَ أصواتَنا فَوق صَوتِ مَن نَتکلمُ مَعه. √ (باید که صدایمان را فراتر از صدای کسی که با او سخن می گوییم نبریم.)
۳ـ عَلینا أن نُحافظَ علی أَداء الصّلاه فی وَقتها. √ ((باید که سر وقت، نماز بخوانیم.)
۴ـ قدّمَ لقمانُ الحکیمُ لإبنه مَواعِظ قیمَه. √ (لقمان حکیم به پسرش اندرزهای ارزنده ای فراپیش داشت.)
۵- اَلْإعْجابُ بِالنَّفْسِ عَمَلٌ مَقْبولٌ. ꭓ (خودپسندی کاری پسندیده است.)



اعلموا= بدانید
اسم التفضیل و اسم المکان
اسم تفضیل مفهوم برتری دارد و بر وزن (أفعل) در زبان عربی است.
اسم تفضیل معادل (صفت برتر) و (صفت برترین) است؛ مثال: کبیر: بزرگ؛ أکبر: بزرگ تر، بزرگ ترین / حسن: خوب، أحسن: خوب تر، خوب ترین
آسیا أکبر من أوروبا. آسیا بزرگ تر از اروپا ست.
آسیا أکبر قارات العالم. آسیا بزرگ ترین قاره های جهان است.
آسیا أکبر قاره فی العالم. آسیا بزرگ ترین قاره در جهان است
جبل دماوند أعلی من جبل دنا. کوه دماوند بلندتر از کوه دناست
جبل دماوند أعلی جبال إیران. کوه دماوند بلندترین کوه های ایران است.
جبل دماوند أعلی جبل فی إیران. کوه دماوند بلندترین کوه در ایران است.
أَکبَر الْعیب، أَن تَعیب ما فیک مثلُه. بزرگترین عیب آن است که [از کسی] عیبی بگیری که مانند آن در خودت هست.
■ گاهی وزن اسم تفضیل به این شکل ها می آید:
أغلی: گران تر، گران ترین / أعلی: بلندتر، بلندترین / أقلّ: کمتر، کمترین / أحبّ: محبوب تر، محبوب ترین
■ مؤنث اسم تفضیل بر وزن ( فُعلی) می آید؛ مثال: فاطمه الکبری: فاطمۀ بزرگ تر، زینب الصُغری: زینب کوچک تر
اسم تفضیل در حالت مقایسه بین دو اسم مؤنث معمولا بر همان وزن (أفعل) می آید؛ مثال: فاطمه أکبر من زینب.
■ غالبا جمع اسم تفضیل بر وزن (أفاعل) است؛ مثال: إذا ملک الأراذل هلک الأفاضل. (أراذل جمع أرذل و أفاضل جمع أفضل است.)
■ هرگاه اسم تفضیل همراه حرف جر (من) باشد، معنای (برتر) دارد؛ مثال: هذا أکبر من ذاک. این از آن بزرگ تر است. و هرگاه اسم تفضیل مضاف واقع شود، معنای (برترین) دارد؛ مثال: سوره البقره أکبر سوره فی القرآن. سورۀ بقره بزرگ ترین سوره در قرآن است.
گوشزد۱: «آخَر» و مؤنثش «أُخْری» (هر دو به معنای «دیگر») اسم تفضیل اند.
گوشزد۲: ساختار «ما أَفْعَل» برای تعجب است و اسم تفضیل نیست؛ مانند: ما أجْمَل غاباتِ مازندران: جنگلهای مازندران چه زیباست!
گوشزد۳: برخی رنگها بر وزن «أَفْعَل» میآیند و اسم تفضیل نیستند؛ مانند: أَبیَض: سپید.
اِخْتَبِرْ نَفْسَکَ: تَرجِمِ الأحادیثَ التّالیَهَ، ثُمَّ ضَعْ خَطّاً تَحتَ اسْمِ التَّفضیلِ. (خودت را بیازما: احادیث زیر را ترجمه کن؛ سپس خطی را زیر اسم تفضیل بگذار[بکش].)
۱- سُئِلَ رَسولُ اللهِ: من أحَبُّ النّاسِ إلَی اللهِ. قال: أنفَعُ النّاسِ لِلنّاسِ.
(از پیامبر پرسیده شد: چه کسی دوست داشتنی ترین مردم نزد خداوند است. او گفت: سودمنترین مردم برای مردم.)
۲- أَحسَنُ زینَهِ الرَّجُلِ السَّکینَهُ مَعَ إیمانٍ. (بهترین آرایش مرد آرامش با ایمان است.)
۳- أفضلُ الأعمال الکسبُ مِن الحلال. (رسول الله) (برترین کارها کسب از راه حلال است.)
■ دو کلمه «خَیْر» و «شَرّ» علاوه بر اینکه به معنای «خوبی» و «بدی» هستند، می توانند به معنای اسم تفضیل نیز بیایند؛ در این صورت، معمولاً بعد از آن حرف جرّ «مِنْ» است، یا به صورتِ «مضاف» می آید؛ مثال:
۱- خیرٌ مِن الخیر فاعلُه، و أجملُ مِن الجَمیل قائلُه. (رسول الله)
بهتر از خوبی انجام دهنده اش است و زیباتر از زیبا گوینده اش میباشد.
۲- شَرُّ النّاسِ مَنْ لا یَعْتَقِدُ الأمانه و لا یجتنب الخیانه. (أمیر المؤمنین علی)
بدترین مردم کسى است که پایبند به امانت نباشد و از خیانت دورى نکند.
۳- خیرُ الأمور أوسطها. (أمیر المؤمنین علی) بهترین کارها میانه ترین آنهاست.
۴- حیَّ علی خَیرِ العَمل. به سوی بهترین کار بشتاب.
۱ــ الرّجلُ: انسان، مرد ۲ــ السکینَه: آرامش ۳- حیّ: بشتاب

اخْتبِرْ نَفْسَکَ: تَرجِمِ العِباراتِ التاّلیهَ. (ترجمه: خودت را بیازما؛ عبارت های زیر را ترجمه کن.)
۱-﴿… رَبَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَیْرُ الراحمین﴾ المؤمنون: ۱۰۹
(پروردگارا؛ ما ایمان آوردیم پس ما را بیامرز و به ما رحم کن و تو بهترین رحم کنندگانی.)
۲- ﴿ لیله الْقَدْرِ خَیْر مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴾ القدر: ۳
(شب قدر از هزار ماه بهتر است.)
۳- شرُّ الناس ذو الْوَجْهَیْنِ. (بدترین مردم انسان دوروست.)
۴- خَیرُ إِخْوَانِکُمْ مَنْ أَهْدَى إِلَیْکُمْ عیوبکم. (رسول الله)
(بهترین برادرانتان کسی است که عیب هایتان را به شما هدیه کرد.)
۱- أهدی: هدیه کرد ۲- غلبت: چیره شد
■ اسم مکان بر مکان دلالت دارد و بیشتر بر وزن مَفْعَل و گاهی بر وزن مَفْعِل و مَفْعَله است؛ مثال:
ملعب: ورزشگاه؛ مطعم: رستوران؛ مَصنع: کارخانه؛ مَطبخ: آشپزخانه؛ موقف: ایستگاه؛ منزل: خانه؛ مکتبه: کتابخانه؛ مطبعه: چاپخانه
جمع اسم مکان بر وزن «مَفاعِل» است؛ مانند: مَدارِس، ملاعب، مطاعم و منازل.
■ موارد دامدار: مَزارع: مَزرعهها؛ مُزارِع: کشاورز / مَدرَس: کلاس؛ مُدَرِّس: آموزگار
اخْتبِرْ نَفْسَکَ: تَرجِمِ الآیتَیَنِ وَ العِبارَهَ، ثمَ عَیِّنِ اسْمَ المَکانِ وَ اسْمَ التفَّضیلِ. (ترجمه: خودت را بیازما: آیه و عبارت را ترجمه کن؛ سپس اسم مکان و اسم تفضیل را مشخص کن.)
۱ -﴿… وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ…﴾ النحل: ۱۲۵
(و با بهترین طریق با ایشان مناظره کن؛ همانا خدای تو به (عاقبت حال) کسانی که از راه او گمراه شده اند داناتر است.)
اسم تفضیل: أَحْسَنُ؛ أَعْلَمُ
۲- ﴿وَ الْآخِرَهُ خَیْرٌ وَ أبقی﴾ (و آخرت بهتر و پایدارتر است.) اسم تفضیل: خَیْرٌ؛ أبقی
۳- کانت مَکتبه جندی سابور فی خوزستان أکبرُ مَکتبه فِی العالم القدیم.
(کتابخانه گندی شاپور در خوزستان بزرگترین کتابخانه در جهان کهن بود.) اسم مکان: مَکتبه / اسم تفضیل: أکبَر
۱- جادل: ستیز کن ۲- ضلَّ: گمراه شد


