التمارین
اَلتَّمرینُ الْأَوَّلُ: ضَعْ فی الْفَراغِ کَلِمَهً مُناسِبَهً لِلتَّوضیحاتِ التّالیَهِ مِنْ کَلِماتِ مُعجَمِ الدَّرسِ. (از میان واژگان لغت نامه درس در جای خالی برای گزارشهای زیر واژه مناسب بگذار.)
۱- اَلَّذی لا رَجاءَ لَهُ لِلنَّجاحِ فی هَدَفِهِ: (کسی که در [رسیدن به] هدفش امیدی برای پیروزی ندارد.) / خائِب
۲- أَصْبَحَ فَقیراً وَ لا ثَروَهَ لَهُ: (تنگدست شد و دارایی ندارد.) / إفتَقرَ
۳- اَلَّذی حُزنُهُ کَثیرٌ: (کسی که اندوهش است.) / مَکروب
۴- اَلْأُسرَهُ وَ الْأَقرِباءُ: (خانواده و نزدیکان.) / أَهل
۵- أَعْطاهُ الطَّعامَ: (به او خوراک داد.) / أَطعَمَ
اَلتَّمرینُ الثّانی: أَکْمِلْ تَرجَمَهَ الْآیاتِ، ثُمَّ عَیِّنِ الْمَطلوبَ مِنکَ. (ترجمه آیات را کامل کن؛ سپس آنچه را از تو خواسته شده شناسایی کن.)
۱- لِیُنْفِقْ ذو سَعَهٍ مِنْ سَعَتِهِ. اَلطَّلاق: ۷
توانمند از توانمندیِ خودش باید انفاق کند. اَلْمَجرورَ بِحَرفِ جَرٍّ: سَعَه
۲- وَ لا یَحْزُنْکَ قَوْلُهُم إنَّ الْعِزَّهَ لِلهِ جَمیعاً. یونُس: ۶۵
سخنشان تو را نباید اندوهگین کند؛ زیرا ارجمندی، همه از آنِ خداست. اَلْفاعِلَ: قَوْلُ
۳- وَ لا تَأکُلوا مِمّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللهِ عَلَیْهِ…. اَلْأَنعام: ۱۲۱
و از آنچه نامِ خدا بر آن یادنشده نخورید. نائِبَ الْفاعِلِ: اسْمُ / الْمُضافَ إلَیهِ: اللهِ
۴- أ فَلَمْ یَنظُروا إلَى السَّماءِ فَوْقَهُم کَیْفَ بَنَیْناها ۲…. ق: ۶
آیا مگر به آسمان بالای سرشان نگریسته اند که چگونه آن را ساخته ایم؟! اَلْفِعلَ الْمُضارِعَ وَ صیغَتَهُ: یَنظُروا؛ جمع مذکر غایب
۵- أ لَمْ یَعْلَموا أنَّ اللهَ هوَ یَقْبَلُ التَّوبَهَ عَنْ عِبادِهِ…. اَلتَّوبَه: ۱۰۴
آیا ندانسته اند که تنها خداست که از بندگانش توبه را می پذیرد؟ اَلْجارَّ وَ الْمَجرورَ: عَنْ عِبادِ
۶- و الّذینَ آمَنوا بِاللهِ وَ رُسُلِهِ وَ لمْ یُفَرَّقوا بَیْنَ أحَدٍ مِنْهُم أولئِکَ سَوْفَ یُؤْتیهِم أُجورَهُم ۴…. اَلنِّساء: ۱۵۲
و کسانی که به خدا و فرستادگانش ایمان آوردند و میان هیچ یک از آنان جدایی ننهادند [خدا] مزدهایشان را به آنها خواهد داد. اَلْمَفعولَ: أُجور
۱- ذوسَعَه: توانمند سَعَه: توانمندی ۲- بَنَیْنا: ساختیم
اَلتَّمرینُ الثّالِثُ: اِقْرَأِ الْآیاتِ التّالیَهَ، ثُمَّ انْتَخِبِ التَّرجَمَهَ الصَّحیحَهَ. (آیههای زیر را بخوان؛ سپس ترجمه درست را بگزین.)
۱- ﴿… عَلَی اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ المُؤْمِنونَ﴾ آل عمران: ۱۲۲
الف) مؤمنان تنها باید بر خدا توکّل کنند. ■ ب) مؤمنان فقط به خدا توکّل میکنند. □
۲- ﴿ قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا…﴾ الحجرات: ۱۴
بادیه نشینان گفتند: …
الف) … «ایمان میآوریم.» بگو: ایمان نمیآورید؛ بلکه بگویید: در سلامت میمانیم. □
ب) … «ایمان آوردیم.» بگو: ایمان نیاورده اید؛ بلکه بگویید: اسلام آوردیم. ■
۳- ﴿ أَ وَ لَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ…﴾ الزمر: ۵۲
الف) آیا ندانسته اند که خدا روزی را برای هرکس بخواهد، میگستراند؟ ■
ب) آیا نمیدانند که خدا روزی را برای هر کس بخواهد، فراوان میکند؟ □
۴- ﴿ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ *اللَّهُ الصَّمَدُ *لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ *وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ ﴾
بگو: او خداوند یکتاست، خدا بی نیاز است …
الف) … نمیزاید و زاده نمیشود و کسی همانندش نیست. □
ب) … نزاده و زاده نشده و کسی برایش همتا نبوده است. ■
۵-﴿… فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْتِ* الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ ﴾ [سوره قریش]
پس پروردگار این خانه را…
الف) … میپرستند؛ زیرا در گرسنگی خوراکشان داد و از ترس [دشمن] در امان نهاد. □
ب) … باید بپرستند، همان که در گرسنگی خوراکشان داد و از بیم [دشمن] ایمنشان کرد. ■
۱ ـ یُؤتـی: می دهد ۲ــ أُجور: مزدها «مفرد: أَجر 3- أسلم: اسلام آورد ۴-ـ الصمد: بی نیاز ۵ـ ولد: زایید (مضارع: یلد) ۶ـ الکفو: همتا 7ـ أطعم: خوراک داد ۸ـ الجوع: گرسنگی ۹ـ آمن: ایمن کرد، ایمان آورد
اَلتَّمرینُ الرّابِعُ: تَرْجِمِ الْجُمَلَ حَسَبَ قَواعِدِ الدَّرسِ، ثُمَّ عَیِّنْ صیغَهَ الْأَفعالِ فیها. (جملهها را با توجه به قواعد درس ترجمه کن؛ سپس صیغه فعلها را در آن شناسایی کن.)
۱- لا تَرْجِعْ إلی بَیتِکَ: (به خانه ات برنگرد.) / لا تَرْجِعْ: للمخاطب؛ مفرد مذکر مخاطب
۲- لَمْ یَرْجِعْ صَدیقی: (دوستم برنگشت/ برنگشته است.) /لَمْ یَرْجِعْ: للغائب؛ مفرد مذکر غایب
۳- أَخَواتی لَمْ یَرْجِعْنَ: (خواهرانم برنگشتند/ برنگشته اند.) /لَمْ یَرْجِعْنَ: للغائبات؛ جمع مؤنث غایب
۴- لا یَرْجِعْ صَدیقی: (نباید دوستم برگردد.) / لا یَرْجِعْ: للغائب؛ مفرد مذکر غایب
۵- أُختی لا تَرْجِعُ: (خواهرم برنمیگردد.) / لا تَرْجِعُ: للغائبه؛ مفرد مؤنث غایب
اَلتَّمرینُ الْخامِسُ: اِنْتَخِبِ الْجَوابَ الصَّحیحَ. (پاسخ درست را برگزین.)
۱- أنا ……….. فِی السَّنَتَینِ الْماضیَتَینِ. لن أُسافرَ □ لم أُسافرْ ■ لکی أُسافرَ □
(من در دو سال گذشته مسافرت نکرده ام.)
۲- علَیَکَ باِلمُحاوَلهِ، و ……….. فی حَیاتک. أَن تَیأسَ □ کی تَیأسَ □ لا تَیأسْ ■
(باید کوشش کنی و در زندگانی ات ناامید نشوی.)
۳- أرید ……….. إلی سوقِ الحَقائبِ. أن أذهَبَ ■ لم أذهَبْ □ إن أذهَبْ □
(میخواهم به بازار کیف[فروشی] بروم.)
۴- هوَ ……….. إلیَ المَلعَبِ غدا. لَن یَرْجعَ ■ ما رجِعَ □ لم یَرجعْ □
(او فردا به ورزشگاه بازنخواهد گشت.)
۵- مَن ……….. یَنجَحْ فی أعَمالهِ. لایَجتَهِدُ □ لایَجتَهِدْ □ یَجتَهِدْ ■
(هر کس در کارهایش بکوشد موفق میشود.)





الَتمَّرینُ السّادِسُ: عَیِّنِ البْیَتَ الفْارِسیَّ الذَّی یَرتبطُ باِلحَدیثِ فِی المَعنیَ. (بیت فارسی ای را شناسایی کن که با حدیث از نظر معنا در ارتباط باشد.)
۱- المؤمنُ قلیلُ الکلامِ کثیرُ العملِ. (مؤمن کم سخن و پرکار است.) الف
۲- العالمُ بلا عمل کالشّجرِ بلا ثمَر. رسول الله (دانای بدون کردار مانند درخت بدون میوه است.) ب
۳- أمَرَنی ربّی بمُداراه الناسِ کما أمَرَنی بأداء الفرائِض. (پروردگارم مرا به نرمخویی با مردم فرموده همانگونه که به انجام دادن واجبات دینی فرموده است.) هـ
۴- عداوهُ العاقل خیرٌ مِن صَداقه الجاهِل. (دشمنی دانا بهتر از دوستی نادان است.) و
۵- الدهرُ یَومان؛ یومٌ لک و یومٌ علیک. (روزگار دو روز است؛ روزی به سود تو و روزی به زیانت.) د
6- خیرُ الأمورِ أوسطها. [رسول الله] (بهترین کارها میانه آنهاست.) ج
الف) کم گوی و گزیده گوی چون درّ / تا ز اندک تو جهان شود (نظامی گنجه ای)
ب) علم کز اعمال نشانش نیست / کالبدی دارد و جانش نیست. (امیر خسرو دهلوی)
ج) اندازه نگه دار که اندازه نکوست/ هم لایق دشمن است و هم لایق دوست (سعدی)
د) روزگار است آنکه گه عزت دهد گه خوار دارد / چرخ بازیگر از این بازیچهها بسیار دارد. (قایم مقام فراهانی)
هـ) آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است / با دوستان مروت با دشمنان مدارا. (حافظ)
و) دشمن دانا که غم جان بوَد / بهتر از آن دوست که نادان بود. (نظامی گنجه ای)
اَلتَّمرینُ السّابِعُ: اُکْتُبْ مُفرَدَ هذِهِ الْکَلِماتِ. (مفرد این واژگان را بنویس.)
فرَائضِ: فریضه (واجب دینی) مُحاوَلات: مُحاوَله (کوشش) أقرِباء: قَریب (نزدیک) أجُور: أجر (سزا)
أنفُس: نفس (خود) أسْری: أسیر (بندی) أصْفیاء: صَفیّ (برگزیده) أعْراض: عِرْض (آبرو)
مَکارِم: مَکرُمه (بزرگواری) جُهّال: جاهل (نادان) أَنْظار: نظر (نگاه) أصْحاب: صَحابَه (یار)
صَفَحات: صَفحه (صفحه) خِصال: خَصله (ویژگی) أخْلاق: خُلق (خوی) تلِمْیذات: تلمیذه (فراگیر)
الَتمَّرینُ الثاّمِنُ: ضَعْ علَامهَ = بیَنَ المُرادِفیَنِ وَ علامهَ ≠ بیَنَ المُضادیَّنِ. (نشانه = میان دو مترادف و نشانه ≠ میان دو متضاد بگذار.)
أهْل (خانواده) = أُسرَه سلام (آشتی)≠ حَرْب(جنگ) یُعینُ (کمک میکند)= ینَصُرُ
مَکروب (اندوهگین)= مَحزون ضاعَ (تباه شد)≠ وُجِدَ (پیدا شد) بُعِثَ (فرستاد شد)= أُرسِلَ
حُزْن (اندوه)≠ فرَح (شادی) بَنَینا (ساختیم)= صَنعْنا طَعام (خوراک)= غِذاء
آتی (داد)≠ أَخَذَ (گرفت) ضیاء (روشنایی)≠ ظلامَ (تاریکی) صِدقْ (راستی)≠کذْب (دروغ)
(لِلتمرین فی الْمنزل ) اُکتب اسم کُلِّ صوره (نام هر تصویر را بنویس.)

انواع لام






