سعید

ستایش: یاد تو

دانش زبانی: نامه: کتاب / سرآغاز: مقدمه/ دانش ادبی: قالب: مثنوی / قافیه: سرآغاز، باز / نامه کی کنم باز؟: پرسش انکاری / نام، نامه: جناس

بازگردانی: ای کسی که نامت بهترین سرآغاز [برای هر کاری] است. بی نام تو، چگونه می توانم، کتابی را آغاز کنم؟

پیام: آغاز کارها با نام خدا

الهی

دانش زبانی: مونس♥: همدم، یار / روان ♥: روح، جان / دانش ادبی: قافیه: روانم، زبانم / بر زبان بودن: کنایه از گفتن و زمزمه کردن / واج آرایی «ن»

بازگردانی: ای کسی که نامت بهترین مقدمه [برای هر کاری] است. بی نام تو، چگونه ‌می‌توانم، کتابی را آغاز به نوشتن کنم؟

گوشزد: در گذشته «نامه» به معنای کتاب به کار می رفته است. مانند: شاهنامه (کتاب شاهان)؛ قابوس نامه (کتاب قابوس)

پیام: یاد خدا

دانش زبانی: کارگشا♥: حل کننده مشکلات، آسان کننده کارها / دانش ادبی: نام تو کلید است: تشبیه (مشبه: نام تو؛ مشبه به: کلید هر چه بستند)، کنایه / تکرار(واژه آرایی): هر چه / جناس ناهمسان: هستند، بستند

بازگردانی: ای خدایی که هر مشکلی را حل می کنی، نام تو مانند کلیدی است که هر گره و دری را باز می کند.

پیام: خدا کلید حل مشکلات است

دانش زبانی: هست کردن: پدید آوردن / هست کن: پدیدآور / اساس♥: پایه، بنیاد / دانش ادبی: درازدستی♥: کنایه از ستمگری، زورگویی / کوته بودن: کنایه / جناس ناهمسان، اشتقاق: هست، هستی / واج آرایی «س» و «ت»

بازگردانی: ای خدایی که همه هستی را آفریده ای، تجاوز و ستم به درگاه تو ناشدنی است.

پیام: همه چیز آفریده خداست.

دانش زبانی: نانموده♥:  آشکار نشده، پنهان / نامه: کتاب / دانش ادبی: قافیه: دانی، خوانی / واج آرایی «ﹻ»

بازگردانی: هم می توانی داستانی را که گفته نشده از پیش بدانی و هم می توانی کتابی را که نوشته نشده است، بخوانی.

پیام: آگاهی خدا از غیب و آینده.

دانش زبانی: عنایت: توجه / الهی: خدایی، ایزدی/ قدم: گام / دانش ادبی: قافیه: الهی، خواهی / قدم: مجاز از خود / قدم رساندن: کنایه از وارد کردن

بازگردانی: تو با توجه و لطف خودت من را به جایی برسان که می پسندی و خوش می داری.

پیام: دعا برای نیکبختی

دانش زبانی: ظلمت: تاریکی / دانش ادبی: ردیف: ده / قافیه: رهایی ام، آشنایی ام / تضاد: ضلمت، نور / تکرار(واژه آرایی): خود

بازگردانی: من را از تاریکی وجودم، آزاد کن و من را با نورِ خودت آشنا کن.

پیام: خدا با حواس ظاهری یافت نمی شود

شاعر نامدار ایرانى معروف به نظامى در شهر گنجه «از شهرهاى امروزى جمهورى آذرباىجان» به دنیا آمد. در جوانى به تحصیل ادب، قصص و تاریخ همت می‌گماشت. داستان‌پردازى در منظومه‌هاى او به اوج رسىد. آثار نظامى عبارت‌اند از: مخزن الاسرار، خسرو و شیرین، لیلى و مجنون، هفت پیکر، اسکندرنامه.

نظامی
شاعر سبک آذربایجانی

دانش زبانی: آن جهان: منظور آخرت است. / دستاویز: آنچه بدان می‌آویزند، مستمسک / پریشان: آشفته و نگران / توفیق ♥: سازگاری، موافقت / استوار: محکم، پایدار/ دانش ادبی: دل: مجاز از دلاوری و جرأت / جان باختن: کنایه از جان افشانی و شهادت / از راه افتادن: کنایه از خسته و گمراه شدن / در چاه افتادن: کنایه از هلاک و بدبخت شدن / دست گرفتن: کنایه از کمک کردن / نگاه داشتن: کنایه از مراقبت کردن / جناس: جان، جهان؛؛ راه، چاه / عبارت آهنگین و مسجّع است. (نثر مسجع: نثر مسجع نثری است آهنگین و شعرگونه)

کودک

بازگردانی: خدایا، به ما دلاوری بده که برای تو شهید شویم؛ جانی بده که آخرت‌مان را بسازیم، دانایی بده که گمراه نشویم، بینایی بده تا دچار مشکلات نشویم، به ما یاری برسان، زیراکه هیچ یاوری نداریم، توفیقی به ما بده، تا در دین پایدار باشیم، از ما مراقبت کن تا آشفته نشویم.

پیام: دعا

معروف به پیر هرات، در قرن پنجم در هرات به دنیا آمد. در جوانی علوم دینی و ادبی را فراگرفت. به عربی و فارسی شعر می‌سرود. نثر خواجه عبداللّه آهنگین » مسجّع» است. از آثار او می‌توان به مناجات نامه و الهی نامه اشاره کرد.

پیمایش به بالا