۱- روشن و گرم و زندگی پرداز / آسمان، مثل یک تبسّم شد
دانش زبانی: زندگی پرداز: زندگی بخش / تبسم: لبخند / بیت یک جمله است / دانش ادبی: قالب: چارپاره یا دوبیتی پیوسته / شد: ردیف / تبسم، گم: قافیه / آسمان، مثل یک تبسم شد: تشبیه (مشبه: آسمان، مشبه به: یک تبسم، ادات تشبیه: مثل، وجه شبه: روشن و گرم و زندگی پرداز شد)
بازگردانی: آسمان، مانند لبخند، روشن و گرم و زندگی بخش شد.

۲- هر چه سرما و هر چه دلسردی / پر زد آهسته از نظر گم شد
دانش زبانی: دلسردی: افسردگی، ناامیدی / نظر: نگاه / دو جمله / دانش ادبی: قافیه: گم / هر چه: تکرار / هر چه سرما و هر چه دلسردی پر زد: استعاره / از نظر گم شد: کنایه از اینکه از میان رفت
بازگردانی: هر چه سرما و هر چه ناامیدی بود آهسته پر زد و از نگاه ناپدید شد.
۳- با نسیمی که زندگی در اوست / باز چشم جوانه ای وا شد
دانش زبانی: نسیم: باد خنک و آرام / باز: دوباره (قید) / وا: باز / تعداد جمله: دو / دانش ادبی: قافیه: وا / چشم جوانه: استعاره، جانبخشی
بازگردانی: با بادی که زندگی در اوست، دوباره چشم جوانه ای باز شد.
۴- بر درختی، شکوفه ای خندید / در کتابی، بهار، معنا شد
دانش زبانی: / دانش ادبی: قافیه: معنا / شکوفه ای خندید: استعاره، جانبخشی، کنایه از باز شدن / در کتابی، بهار، معنا شد: کنایه از فرارسیدن بهار / مراعات نظیر: درخت، شکوفه، بهار
بازگردانی: روی درختی، شکوفه ای خندید و بهار، در کتاب طبیعت، فرارسید.
۵- با بهاری که میرسد از راه / سبز شو، تازه شو، بهاری شو
دانش زبانی: تعداد جمله: چهار / دانش ادبی: قافیه: بهاری / بهار، بهاری: جناس / شو: ردیف، تکرار (واژه آرایی)
بازگردانی: [تو ای انسان] همراه با بهاری که دارد از راه میرسد، تو هم سبز بشو، تازه بشو، بهاری بشو. (جوانی و شادابی ات را از نو به دست بیاور.)
۶- مثل یک شاخه گل، جوانه بزن / مثل یک چشمه سار، جاری شو
دانش زبانی: چشمه سار: زمینی را گویند که همه جای آن چشمه داشته باشد / دانش ادبی: قافیه: جاری / مراعات نظیر (تناسب): شاخه، گل، جوانه، چشمه سار، جاری/ شو: ردیف، تکرار (واژه آرایی) / مثل یک شاخه گل، جوانه بزن، مثل یک چشمه سار، جاری شو: تشبیه (تو: مشبه؛ شاخه گل: مشبه به؛ جوانه بزن: وجه شبه؛ مثل: ادات تشبیه / تو: مشبه ؛ چشمه سار: مشبه به؛ جاری شدن: وجه شبه؛ مثل: ادات تشبیه)
بازگردانی: مانند شاخه گل، جوانه بزن، رشد کن و مانند چشمه سار، روان بشو و حرکت کن.
پیام: در بهار باید فعال و پرتلاش باشی.
۷- زندگی بر تو میزند لبخند / هست وقت شکفتنت امروز
دانش زبانی: امروز: نهاد / فعل: می زند، هست (دو جمله)/ دانش ادبی: ردیف: امروز / قافیه: شکفتنت / زندگی لبخند میزند: استعاره، جانبخشی
بازگردانی: زندگی به تو لبخند میزند. امروز وقت شکفتن تو است.
پیام: توانمندی هایت را شکوفا کن.
۸- بهتر از هر چه هست در دنیا / با خدا راز گفتنت امروز
دانش زبانی: دنیا: جهان / راز: رازونیاز، نیایش / دانش ادبی: ردیف: امروز / قافیه: گفتنت
بازگردانی: امروز با خدا راز گفتن تو، از هر چه در جهان هست، بهتر است.
پیام: نیایش.
محمد جواد محبّت



زیبایی شکفتن
دوره نوجوانی، دوران شور و شوق و شکوفایی است. دوره ای که بزرگترها معمولاً با حسرت و آه از آن یاد میکنند.
نوجوانی، دورۀ انتقال از کودکی به بزرگسالی است. تقریبا از یازده سالگی آغاز میشود و تا هجده سالگی ادامه مییابد که دورهای پرفراز و فرود، بین وابستگی و استقلال است. نوجوانی دوره ای شبیه به رؤیا و زیبا است. زیبایی و قشنگی آن را با کم حوصلگی و دلخوریهای بیهوده، زشت و تاریک نکنیم. میتوانیم از لحظههای زندگی لذت ببریم و جویبار باصفا و زلال و گوارای زندگی را گلآلود نسازیم.
دانش زبانی: شور: شوق، هیجان / شوق: شور / شکوفایی: شکفته شدن / حسرت: افسوس، دریغ / آه: مویه، ناله / انتقال: جابهجایی / فرازو فرود: بلندی و پستی / شبیه: مانند / رؤیا: خیال، خواب دیدن / دلخوری: آزردگی، ناراحتی / رؤیا: خواب دیدن / بیهوده: پوچ، بی فایده / گوارا: نوشین، خوشگوار / جویبار: جایی که در آن جوی آب بسیار باشد / گل آلود: گل آلوده، آلوده به گل / دانش ادبی: کودکی، بزرگسالی؛ فراز و فرود: تضاد / وابستگی و استقلال: تضاد / نوجوانی شبیه به رؤیا: تشبیه (مشبه: نوجوانی؛ مشبه به: رؤیا؛ ادات تشبیه: شبیه؛ وجه شبه: زیبا)/ جویبار زندگی: تشبیه
مترادف: شور، شوق
رابطه و رفتار ما با خود، خانواده و دوستان، بسیار مهم است، چون شخصیت ما را شکل میدهد. دوستی خوب است که گفتارش درست و رفتارش پسندیده باشد. در دلش ایمان و مهربانی موج بزند و از چهره و نگاهش امیدواری و نشاط بجوشد. دوست خوب، کیمیاست.
استقلال طلبی، کنجکاوی، شوق یادگیری و دانایی و… نوجوان را گاهی ناآرام جلوه میدهد. این جلوههای گوناگون نوجوانی هیچ کدام بیهوده نیستند. ریشه در نیازها و علایق ما دارند.
دانش زبانی: چون: زیرا / شخصیت: منش / جلوه دادن: نشان دادن / کیمیا: ماده ای که به باور پیشینیان می توانست مس را طلا کند. / بیهوده: پوچ، بی فایده / علایق: ج علاقه / دانش ادبی: موج بزند: سرشار شود (استعاره) / بجوشد: فوران کند (استعاره)/ دوست خوب، کیمیاست تشبیه (مشبه: دوست خوب؛ مشبه به: کیمیا؛ ادات تشبیه: ندارد؛ وجه شبه: ندارد) مفهوم دوست خوب کیمیاست: دوست خوب مانند کیمیا ارزشمند است و می تواند تأثیر خوب بر ما داشته باشد.
تا میتوانیم بیاموزیم. این همه کتاب خوب و مطالب آموختنی ما را به سوی خود میخوانند. کتاب پر راز و رمز آفرینش و شگفتیهای طبیعت، سرشار از درسها و اندرزهاست. اگر نیروی جوانی و شادابی و چالاکی این دوره را با تأمل، تفکّر و بصیرت همراه کنیم به شکوفایی خواهیم رسید. تمیزی و پاکیزگی، آراستگی و پاکدلی، ما را با زیباییهای جهان پرشکوه الهی همراه و همسایه میکند. نوشتن به خط خوش و یادگیری مهارتهای دلنشین هنری و آفریدن نوشتهها و تصاویر زیبا، زندگی را از شکوفههای محبّت و امید به آینده سرشار میسازد.
آفریدگار همه شکوفهها و زیباییها اوست که همیشه با ماست. پس در همه کارها و کردارها و همه گاه و جا او را به یاد بیاوریم.
دانش زبانی: آموختنی: قابل آموختن / سرشار: پر، آکنده / اندرز: پند، نصیحت / چالاکی: زرنگی، چابکی / تأمل: درنگ / تفکّر: اندیشیدن / بصیرت: بینش، بینایی / آراستگی: مرتب بودن، بسامانی / پاکدلی: پاکی، خوش قلب / پرشکوه: شکوهمند / الهی: خدایی، ایزدی / تصاویر: ج تصویر / آفریدگار همه شکوفهها و زیباییها اوست: منظور خداوند است. / گاه: زمان / دانش ادبی: کتاب پر راز و رمز آفرینش: تشبیه (آفرینش خداوند مانند کتاب پررازورمز است.)/ شکوفههای محبّت و امید: تشبیه (محبت و امید مانند شکوفه اند.)
خودارزیابی
۱- منظور شاعر از «آسمان مثل یک تبسّم شد» چیست؟
– منظور آن است که با فرارسیدن فصل بهار، سرما و دلگرفتگی و دلمردگی از میان می رود؛ هوا گرم و زندگی بخش می گردد و طبیعت از نو سرزندگی و خوشی را به همگان ارزانی می دارد.
۲- به نظر شما، چرا بزرگترها از دوره نوجوانی و جوانی خود معمولا با حسرت و آه، یاد میکنند؟
– زیرا گمان می کنند که زندگی خود را بیهوده و با نادانی سپری کرده اند و می توانستند دوران نوجوانی خود را به شیوه ای بهتر و پربارتر پشت سر بگذارند.
۳- «نوجوانی زیباست»؛ چه کنیم تا زیباتر شود؟
– باید از لحظه لحظه زندگانی مان کام بگیریم و آن را بیهوده و پوچ نگذرانیم و با دلخوری و جنگ و آزردگی آن را پشت سر نگذاریم.
۴- ……………………………………………
دانش زبانی
◄ نهاد
به این جملهها توجّه و دربارهٔ آنها گفت وگو کنید.
الف) نرگس آمد.
آقای مدیر آمد.
ب) هوا سرد است.
خواهرم خوشحال است.

در مثالهای بخش «الف»، «آمد» فعل جمله است و انجام کاری را نشان میدهد. وقتی شما بگویید «آمد» شنونده میپرسد«چه کسی آمد؟» در واقع کسی یا چیزی عمل آمدن را انجام میدهد. در جملهٔ اوّل، عمل آمدن را نرگس انجام داده است و در جملهٔ دوم آقای مدیر، کسی است که آمده است.
در مثالهای بخش «ب»، فعل جمله، صفت یا حالتی را نشان میدهد. وقتی شما بگویید «سرد است» شنونده میپرسد «چه چیزی سرد است؟» یا وقتی بگویید «خوشحال است» شنونده میپرسد «چه کسی خوشحال است؟» در واقع صفت یا حالت موردنظر به کسی نسبت داده شده است.
به کلمه یا گروهی از کلمهها که معمولاً در ابتدای جمله میآیند و انجام کاری و یا داشتن حالتی به آنها نسبت داده میشود، «نهاد» گویند.
– کتاب درسی فارسی میتواند یکی از منابع شناخت املای واژگان باشد.
– یکی از راههای تقویت املا، پرورش مهارت خوب گوش دادن است.
گفت وگو
۱- دربارهٔ نیازهای اساسی یک نوجوان گفت وگو کنید.
– نوجوان دوست دارد زندگانی اش را با هم سن و سال های خودش بگذراند. با آنها از علایق خود سخن بگوید. به پند و اندرز بزرگترها گوش نسپارد و از دوستان همسال خودش مشورت بگیرد.
۲- کتاب مناسبی دربارهٔ نوجوانی به کلاس بیاورید و بخشهایی از آن را بخوانید.
– بر عهده دانش آموز است. (شما می توانید به کتابخانه های عمومی بروید یا در اینترنت جستجو کنید و کتاب الکترونیکی درباره نوجوانی بیابید و چکیده آن را در کلاس با دیگر دانش آموزان در میان بگذارید.)
فعّالیتهای نوشتاری
۱- پنج جمله از متن درس «زیبایی شکفتن» بنویسید و نهادها را مشخّص کنید.
آفریدگار هم شکوفه ها و زیبایی ها، او ست که همیشه با ماست.
این همه کتاب خوب و مطالب آموختنی ما را به سوی خود می خوانند.
دوست خوب کیمیا است.
نوجوانی دوره ای شبیه به رؤیا و زیبا است.
دوره نوجوانی، دوران شور و شوق و شکوفایی است.
۲- برای هر یک از واژههای زیر، دو هم خانواده بنویسید.
مثل ← مثال، تمثیل نظر ← منظور، منظره جاری ← جریان، مجری
۳- واژههای زیر را مانند نمونه، کامل کنید.
خسته + ی ← خستگی
آهسته + ی← آهستگی
زنده + ی ←زندگی
شکفته + ی ←شکفتگی

پی دی اف درس چهارم فارسی هفتم

