معلّم، کتابی را که در دست داشت، به دانش آموزان نشان داد. روی جلد کتاب نوشته شده بود، «داستان نویسی». با دیدن این نام، چند نفر از دانش آموزان گفتند:«آها، فهمیدیم، موضوع درس ما داستان نویسی است.»
معلّم، لبخندی زد و گفت: « نه، عجله نکنید، قرار نیست درباره هنر داستان نویسی چیزی بگوییم. من قسمتی از این کتاب را می خوانم، پس از آن خواهید فهمید که موضوع چیست».
بعد، کاغذ تا شده ای را که میان کتاب گذاشته بود، بیرون آورد و از همان جا خواندن را آغاز کرد:

◄ بسیاری از نویسنده ها، خیلی رک و پوست کنده، به شما خواهند گفت که اولین پیش نویس اثرشان، جفایی در حق بشریّت است؛ اما آنها به هر حال، این پیش نویس اول را می نویسند، چون هیچ کس نمی تواند بدون نوشتن پیش نویس اول، نسخه یا پیش نویس دومی بنویسد.
اکثر نویسنده ها در دو حالت متفاوت، کار می کنند:
۱- حالت خلاق
2- حالت ویرایشی
در حالت خلاق، شما به خودتان اجازه امتحان کردن کارهای جدید را می دهید و در عین حال به این مسئله آگاهید که این کارها ممکن است درست باشد یا ممکن است نادرست باشد.
مزخرف نوشتن در حالت خلاق، اشکالی ندارد. پس سعی کنید وقتی خلاق هستید، کمی در نوشتن، دیوانگی کنید.
در حالت ویرایشی، هدف شما جمع وجورکردن افتضاحی است که در حالت خلق به بار آورده اید. در این حالت، شما آنچه را نوشته اید، جوری بازنویسی و اصلاح می کنید که معنی بدهد.
خشکی قلم و ناتوانی در نوشتن، زمانی اتفاق می افتد که نویسنده سعی می کند، همزمان در دو حالت خلق و ویرایشی بنویسد. هرگز این کار را نکنید. این کار مثل این است که موقع رانندگی یک پا را روی گاز بگذارید و با پای دیگر ترمز بگیرید.
به خودتان اجازه دهید، پیش نویس اولیه بدی بنویسید و این جمله را روی یک تکه کاغذ بنویسید: «من اختیار تام دارم که یک پیش نویس چرند بنویسم؛ چون پیش نویس اکثر نویسنده ها، چرند هستند؛ نوبت به اصلاح که رسید؛ درستش می کنم».
داستان نویسی
دانش آموزان، همچنان در حال و هوای این نوشته بودند که معلّم، کتاب را بست و گفت: اکنون که توانایی نوشتن را کسب کرده ایم، باید قادر باشیم متن نوشته خود را ویرایش و پالایش کنیم تا خواننده با میل و رغبت بیشتری آن را بخواند. در متنی که خواندیم، نویسنده با زبان طنز، با صراحت تأکید می کند، «نوشتن» دو مرحله دارد: مرحله اول، مرحله آفرینش یا آزادنویسی است که در آن، به هیچ وجه نباید به مسائل ویرایشی فکر کرد و مرحله دوم، زمان بازبینی نوشته یا پیراسته نویسی است. در مرحله آزادنویسی، اجازه می دهیم، هر چه به ذهنمان می رسد روی کاغذ بیاید و در مرحله پیراسته نویسی، نوشته را غربال می کنیم.
تأکید ما هم این است که هنگام بارش فکری و نخستین مرحله نوشتن، به مسائل ویرایشی (املا، دستور زبان، نقطه گذاری و پاکیزه نویسی) کمتر توجه شود. پرداختن به این گونه مسائل در مرحله آزادنویسی، همچون افتادن در دست اندازهایی است که در مسیر یک جاده صاف و هموار ایجاد می شود. اگر شما هنگام نوشتن، ویرایش کنید یا یک جمله بنویسید و به عقب برگردید و آن را بخوانید و از خودتان بپرسید، «این جمله خوبی است؟ نگهش دارم یا خطش بزنم؟»… احتمال دارد، هیچ وقت آن گونه که مناسب است، نوشته خود را تمام نکنید.
البته مقصود ما بی اهمیت بودن مسائل ویرایشی نیست؛ بلکه توجه به جایگاه و زمان مناسب ویرایش است؛ یعنی ویرایش کردن از گام های پایانی نوشتن است.

اکنون، اولین نگاشت (پیش نویس) ویرایش شدۀ یک نوشته را با هم می خوانیم و بعد درباره آن با همدیگر سخن می گوییم:


بعد، معلّم به دانش آموزان گفت: متنی که خواندیم، اولین نگاشت نویسنده است. همانطورکه ملاحظه می کنید، نویسنده در مرحله آزادنویسی:
■ به ذهن خود آزادی کامل داده تا بیافریند.
■ به هیچ یک از لغزش های دستوری و نگارشی توجه نکرده است.
■ برخی از نشانه های ویرایشی را به کارگرفته، علامتی را ننوشته یا اشتباه، به کار گرفته است.
■ واژه ای را خط زده یا جابه جا کرده است.
■ به ظاهر نوشته (پاکیزه نویسی، حاشیه گذاری و …) توجه چندانی نداشته است.
بعد از سخنان معلّم یکی از دانش آموزان پرسید: «آیا بعد از تمام شدن نوشته، فوراً باید دست به کار شد و نوشته را ویرایش کرد؟»
معلّم، در جواب گفت: «پرسش خوبی است. شما می توانید بی درنگ برگردید و نوشته را ویرایش کنید؛ اما توصیه همه نویسندگان این است که بعد از تمام شدن نگاشت اول، بهتر است مدتی سپری شود تا از آن حس و حال بیرون بیایید؛ سپس نوشته خود را ویرایش کنید».
یکی دیگر از دانش آموزان پرسید: «چگونه باید ویرایش کنیم؟»
معلّم گفت: برای ویرایش و پالایش نوشته خود، به ترتیب زیر، عمل می کنیم:
1- نوشته را با صدای بلند می خوانیم.
2- هم زمان بخش های اضافی نوشته و جاهایی راکه پراکنده گویی کرده ایم، حذف می کنیم.
3- چیزی را که از قلم انداخته ایم، به نوشته می افزاییم.
4- خطاهای املایی نوشته را درست می کنیم.
5- لغزش های نگارشی نوشته را اصلاح می کنیم.
6- واژگان و عبارت های گفتاری را به زبان نوشتار معیار برمی گردانیم.
7- نشانه های نگارشی مناسب را در متن به کار می گیریم.
8- نوشته را از آغاز تا انجام، پاک نویس می کنیم.
پرکاربردترین نشانه های نگارشی عبارت اند از:
● نقطه (.)
در پایان جمله های خبری و امری. مانند: هوای شهر دلپذیرتر شده است.
● ویرگول یا درنگنما (،)
میان عبارت ها برای مکث و درنگ. مانند: باغبان به پرورش گل، عشق می ورزد.
میان عبارت ها به جای« واو» عطف. مانند: محمد کتاب، قلم، دفتر و کیف خرید.
پس از منادا. مانند: خدایا، تو را سپاس که به من فرصت نوشتن عطا فرمودی.
● نشانه پرسش(؟)
در پایان جمله های پرسشی. مانند: چرا هر چهره ای با لبخند زیباتر است؟
● دونقطه (: )
قبل از نقل قول. حکما فرموده اند: «سه چیز است که اندک آن را باید بسیار شمرد: وام و آتش و بیماری.»
● سه نقطه (… )
برای نشان دادن بخشهای حذف شده نوشته، مانند: ادبیات، ریاضی، علوم، و … همه در رشد انسان مؤثر هستند.
معلّم، با لحنی عاطفی و صمیمانه، رو به دانش آموزان کرد و گفت: «دیگر تمام شد. اکنون، دوره متوسطه اول را به پایان می بریم. من اینجا می مانم و شما به کلاس بالاتر می روید. خوشحالم که در این سه سال، با هم بودن را تجربه کردیم و از همدیگر بسیار چیزها آموختیم. راه نوشتن ادامه دارد و راه جویان فراوان اند. اگر راز نوشتن را از من بخواهید، شاید بتوان آن را در چهار واژه خلاصه کرد: بخوانیم؛ بنویسیم، بنویسیم، بنویسیم. این راز را به خاطر بسپارید و به کار بگیرید و گام به گام در راه نوشتن پیش بروید و با نوشتن، بودن و سرودنتان را فریاد بزنید. خدا نگهدار».
فعالیت های نگارشی ۸
به نظر شما چه بخش هایی از نوشته زیر، قابل ویرایش است؟ آنها را فقط مشخص کنید.
نقش های ما
◄ زندگی کردن، خودش یک صحنه نمایش است. در نمایش زندگی ، جهان سحنه و ما بازیگر هستیم.
از روزی که پا بر صحنه نمایش زندگی می گذاریم، مجبوریم نقش های مختلفی را بپذیریم؛ نقش کودک دبستانی، یه نوجوان فرز و فعال، فرزندی پر افتخار برای خانواده، همسری پرتلاش و وفادار، پدر یا مادری دلسوز و مهربان، یک شهروند منظم و مسئول، نقش یه آدم پیروز، یه آدم شکست خورده و هزاران نقش دیگر.
در نمایش زندگی، شاید خود نقش، مهم نیس، مهم اجرای موفق نقش است. وقتی شکست می خوریم، نقش آدم شکت خورده را طوری پیش ببریم که به پیروزی ختم بشه. وقتی پیروز میشیم، خوشحال باشیم ؛ ولی نقش را جوری پیش ببریم که اخلاق و جوانردی را از یاد نبرند هنرمند واقعی کسی است که در نمایش زندگی ایفای نقش کند. در اوج قدرت، دست افتاده ای را بگیرد. در زمان افتادگی، بزرگی و بلند نظری خود را از یاد نبرد.
گاهاً فریاد برآورد و گاهاً سکوت کند. بر صحنه طویل و بزرگ وسیع و پهن زنده گی، نقشهای زیادی پیش می آید که ما مجبوریم به پذیرفتن آن نقشها. برخی نقشها را هم مجبور به پذیرفتن آن نیستیم.
◄ نوشته زیر را ویرایش و سپس پاک نویس کنید.
شبی یک هواپیمای دو موتوره در آسمان نیوجرسی پرواز می کرد که ناگهان، دستگاه مولد اکسیژه آن، با صدای گوش خراشی منفجر کرد. هواپیما پنج سرنشین داشت. ا- خلبان. 2- دالایی لاما( برنده صلح نوبل)، ۳- شیکل اونیل (بازیکن بسکتبال مشهور در امرکیا)، ۴- بیل گیتس (طراح و رئیس سابق ماکیروسافت) ۵- یک جوان کم سن وسال.
هواپیما داشت سقوط می کند که خلبان پرید توی قسمت مسافرها و گفت:«آقایون، هواپیما دارد سقوط می کند. ما فقط چهارتا چطر نجات داریم که یکی اش هم مال من است. بعد، در هواپیما را باز کرد و با چتر نجاتش بیرون پرید بعد از خلبان، شیکل اونیل، از جا پرید و گفت:« آقایان، من مشهورترین ورزشکار دنیا هستم، جهان به ورزش کارهای بزرگ واقعا احتیاز دارد، پس یکی از این چترها به من می رسد» بعد یکی از سه چتر باقی مانده را قاپید و خودش را از در هواپیما پرت کرد بیرون.»
در همین موقع بیل گیتس با دستپاچگی از جا بلند شد و با حالت التماس گفت آقایان، من با هوش ترین آدم روی کره زمین هستم، دنیا به آدم های باهوش احتیاج دارد. آن وقت بسته ای را قاپید و از هواپیما بیرون جست
حالا فقط یک چتر باقی مانده بود. دلایی لاما و جوان کم سن وسال نگاهی به همدیگر کردند؛ اما چیزی نگفتند. بالاخره دلایی لاما به حرف آمد و گفت:« پسرم من عمر خودم را کرده ام. و شیرینی زندگی را چشیده ام، ولی تو هنوز جوان هستی، چتر نجات را بردار و بپر بیرون. من توی هواپیما می مانم اما جوان کم سن وسال با خونسردی لبخندی زد و گفت: «غصه نخور پدر جان، ما اکنون دو تا چتر نجات داریم؛ چون باهوش ترین آدم روی کره زمین، اشتباهی کوله پشتی مرا برداشت و بیرون پرید.»
نقل از: اسرار و ابزار طنز نویسی
◄ متن ویرایش شده (بازنویسی شده) یکی از دوستانتان را برگزینید، با متن اولیه تطبیق دهید و با سنجه های زیر ارزیابی کنید:
سنجه های ارزیابی:
■ داشتن پیش نویس
■ داشتن پاک نویس ( رعایت علائم نگارشی، املای صحیح واژگان، درست نویسی، خط خوش)
■ شیوه خواندن
نتیجۀ بررسی و داوری
درست نویسی ۸
الف) چون درس های خود را به موقع خواند، همه آزمون هایش را با موفقیت سپری کرد.
ب) به دلیل خواندن به موقع درس های خود، همه آزمون هایش را با موفقیت سپری کرد.
جمله«الف»، درست است. جمله «ب» به سبب حذف فعل و استفاده فراوان از نقش نمای اضافه ( ﹻ )، طولانی و دشوار شده است. جمله های کوتاه و ساده، ارتباط و درک را آسان می کنند، اما جمله ها و عبارت های بلند، نفس گیر هستند و خواندن و دریافت مفهوم را دشوار میک نند. بهتر است از کاربرد جمله های بلند، پرهیز کنیم.
■ جمله های زیر را ویرایش کنید:
■ پس از نوشتن تکالیف فراوان درس ریاضی، سراغ خواندن شعر رفتم.
■ به دلیل ِ طولانی شدن ِ سرمای ِ فصل ِ زمستان ِ سرد امسال، آمدن بهار به تأخیر افتاد.
حکایت زیر را بخوانید و به زبان ساده، بازنویسی کنید.
حکایت:
شخصی به عیادت مریضی رفت. بسیار بنشست و نقلها کرد. در آخر از مریض پرسید: «از چه دردی مینالی؟» بیمار گفت: «از زیاد نشستن تو.»
کشکول شیخ بهایی
بازنویسی

