معلم، بعد از ورود به کلاس، دانش آموزان را به گفت وگویی صمیمانه دعوت کرد. او از آنها خواست نظرهایشان را راجع به بهره گیری از حواس پنجگانه بیان کنند. دانش آموزان، هر کدام، تجربیات خود را به شکل شفاهی بیان کردند. خلاصۀ حرف های دانش آموزان این بود:


◄ چون بهتر می بینیم و بیشتر می شنویم، حرف های بیشتری برای نوشتن داریم.
ـ بعضی از بوها و مزه ها ما را به یاد یک خاطره می اندازد و دوست داریم آن را بنویسیم.
ـ نوشته های ما عاطفی تر از قبل شده است.
ـ تازگی ها چیزهایی را می بینیم و صداهایی را می شنویم که قبلاً ندیده و نشنیده بودیم.

معلم، بعد از شنیدن حرف های دانش آموزان، گفت: «خوشحالم که گشوده شدن روزنه های ذهن، احساس های تازه ای در شما ایجاد کرده است. در درسهای گذشته، با راه های پرورش و آماده سازی ذهن برای نوشتن آشنا شدیم. در این درس، شیوه هایی می آموزیم که به ذهن ما کمک می کنند تا اندوخته های خود را راحت تر به نوشتار تبدیل کنیم»
در این درس، یکی دیگر از راه های کمک به رشد فکر را می آموزیم.
بهره گیری از شیوه سنجیدن پدیده ها با یک دیگر و مقایسه کردن آنها باهم به ما یاری می رساند تا از جنبه های مختلف به شناخت بهتر اشیا برسیم.
شگفتی های آفرینش از موضوع هایی هستند که از راه درنگ و تأمل در آنها می توان خداوند را بهتر شناخت. در خطبه ای از نهج البلاغه آمده است:
◄ «اگر اندیشه ات را به کارگیری تا به راز آفرینش پی ببری، دلایل روشن به تو خواهند گفت که آفریننده مورچه کوچک همان آفریدگار درخت بزرگ خرماست، به سبب دقتی که در آفرینش هر چیزی به کار رفته، و اختلافات و تفاوت های پیچیده ای که در خلقت هر پدیده نهفته است. پس، اندیشه کن در آفتاب و ماه، درخت و گیاه، آب و سنگ، اختلاف شب و روز، جوشش دریاها، فراوانی کوه ها، بلندی قله ها و گوناگونی و تفاوت زبان ها، که نشانه های روشن پروردگارند».
این کار راه مناسبی برای پرورش فکر و ساده سازی مهارت نوشتن است. هنگامی که موضوعی برای نوشتن به ما داده می شود، آن را با موضوع های دیگر می سنجیم. در متن صفحۀ بعد، نویسنده از همین شگرد بهره گرفته است.
◄ «تابستان سوم فرا رسید. هوا داغ بود. شبها از گرما خوابم نمی برد. حیاط و بهارخواب نداشتم. اتاقم در وسط شهر بود. بساط تهویه به تهران نرسیده بود. شاید هنوز اختراع نشده بود. خیس عرق میشدم. پیوسته به یاد ایل و تبار بودم. روزی نبود که به فکر ییلاق نباشم و شبی نبود که آن آبوهوای بهشتی را در خواب نبینم. در ایل، چادر داشتم. در شهر، خانه نداشتم. در ایل، اسب سواری داشتم. در شهر، ماشین نداشتم. در ایل، آسایش و کس وکار داشتم. در شهر، آرام و قرار و غمخوار نداشتم».
بخارای من، ایل من، محمدبهمن بیگی
یکی از دانش آموزان از معلم پرسید: «در سنجش و مقایسه کردن پدیده ها، به چه چیزهایی باید توجه کرد؟»
معلم در پاسخ گفت: «هنگام سنجش و مقایسۀ پدیده ها، به تفاوت ها و شباهت های دو موضوع یا دو پدیده می اندیشیم و آن فکر را بر اساس این دو ویژگی (تفاوت، شباهت) دسته بندی می کنیم. در این کار، ذهن ما نظم پیدا می کند و فکر ما گسترش می یابد و نوشته ما کامل می شود.
برای نمونه، اگر موضوع نوشتن «دیوار» باشد، نخست، کمی درباره دیوار و مشخصات ظاهری آن (ویژگی ها، اندازه، نوع ساختمان، طول و …) فکر می کنیم؛ سپس، چیزی را که بتوانیم با این ویژگی ها مقایسه کنیم کنار آن موضوع می نویسیم و آن گاه، ذهن خود را برای بیان تفاوت ها و شباهت ها به کار می گیریم. مثلا، می خواهیم «دیوار» را با «درخت» بسنجیم. همین که این دو را کنار هم قرار دادیم، خودبه خود، ذهن ما فعالیت را آغاز می کند و به طبقه بندی و نظم دادن به موضوع دست می زند».
شباهت ها: هر دو ایستاده اند، هر دو مانع دیدن می شوند، هر دو با دال آغاز می شوند، هر دو سایه دارند و … .
تفاوت ها: یکی بی جان و دیگری جاندار، یکی با شاخ و برگ و دیگری بی شاخ و برگ، یکی بی تغییر در فصل ها و دیگری با فصل در تغییر
و … .
شاید نتیجۀ این مقایسه نوشته ای شبیه متن صفحۀ بعد باشد:
◄درخت و دیوار سال هاست کنار هم زندگی می کنند. دیوار پیر درخت را از زمانی که تنها یک نهال کوچک بود می شناسد. چیزی که آنها را به هم نزدیک کرده است شباهت ها و قرابت های آنهاست. هر دوی آنها روی پای خود ایستاده اند. هر دو سایه دارند و رهگذران را پناه می دهند.
اما درختی که زیر سایۀ دیوار به چشم نمی آمد حالا سر به فلک کشیده است و از بالا به دیوار می نگرد. درخت هر سال بالا و بالاتر می رود و دیوار هر سال کوچک و کوچک تر می شود. شاید هم به شاخ و برگ خود بنازد و دیوار بی شاخ و برگ را مسخره کند… .
مؤلفان



فعالیت های نگارشی ۶
متن های زیر را بخوانید و مشخص کنید کدام متن بر پایه شیوه مقایسه نوشته شده است؟
الف) قد نسبتاً کشیده ای داشت که کمی پشتش را خمیده نشان می داد. چهره اش سفید و کم گوشت بود، دماغ کشیده و نوک تیز و پیشانی صاف و مرتبی داشت که در وزش باد، قسمتی از آن را موهایش می پوشاند. حالت چشمانش آرام بود و در قعرشان موجی از غم در آرامشی ناگوار یخ بسته بود. چانۀ استخوانی و صافی داشت که دهانش را زیباتر جلوه می داد. موهای بلندش، که دور گوش ها و گردنش را پوشانده بود، قدری تیره تر از رنگ ساقه های دروشدۀ گندم بود.
کارنامه سپنج، محمود دولت آبادی
ب) صبح بود و پرتو آفتاب مانند طلا روی امواج ملایم دریا می درخشید. نزدکی به یک کیلومتر دور از ساحل، یک قایق ماهی گیری آب را می شکافت و به پیش می رفت. از سوی دیگر، هلهله و آوای مرغان دریایی که برای به دست آوردن غذای خود به ساحل روی آورده بودند. در فضا طنین افکنده بود. روز پُر تحرّک دیگری شروع می شد.
پرنده ای به نام آذرباد، ریچارد باخ
پ) هر دسته از مردم مقررات ویژهای برای آداب معاشرت دارند. دست دادن با دوستان در هنگام ملاقات در بسیاری از بخش های جهان معمول است. چینیان به جای اینکه به یکدیگر دست بدهند، دو دست خود را بر هم می گذارند و تکان می دهند. در بسیاری از کشورها، برداشتن کلاه نشان ادب است؛ ولی بومیان غنا در افریقا به جای این کار، قبای خود را از یک شانه به پایین می اندازند.
آیین نگارش، سال اول دبیرستان،
تصور کنید دو حالت زیر را تجربه کرده اید؛ با مقایسه آنها، متنی بنویسید.
■ برخاستن از خواب در صبح روستا ■ برخاستن از خواب در صبح شهر
یکی از نوشته های تمرین ۲ را بر اساس معیارهای زیر، ارزیابی کنید.
سنجه های ارزیابی
● داشتن پیش نویس؛
● داشتن پاک نویس (رعایت نشانه های نگارشی، نداشتن غلط املایی، توجه به درست نویسی و حاشیه گذاری)؛
● رعایت طبقه بندی ذهن و نوشته (آغاز، میانه و پایان)؛
● بهره گیری از شیوۀ مقایسه و بیان شباهت ها و تفاوت ها؛
● شیوۀ خواندن.
نتیجه بررسی و داوری
درست نویسی ۶
■ همه نویسندگان خواندن آثار بزرگان را گامی مهم برای رشد می دانند.
■ همه نویسنده گان خواندن آثار بزرگان را گامی مهم برای رشد می دانند.
جمله اول صحیح است. کلمه هایی مثل نویسنده که به نشانه بیان حرکت«ه» ختم می شوند هنگامی که نشانۀ جمع «ان» یا نشانۀ «ی» را بخواهیم به آخر آنها اضافه کنیم، به ترتیب، اینگونه نوشته می شوند: «نویسندگان» و«نویسندگی» و نشانه بیان حرکت «ه» دیگر ظاهر نمی شود.
جمله های زیر را ویرایش کنید:
■ شرکت کننده گان در مراسم امروز، از عملکرد دانش آموزان این مدرسه خرسند بودند.
■ نخبه گان با دیده گانی باز و با آگاهی، همه امور را پی می گیرند.
مثل نویسی ۶
ضرب المثل زیر را بازآفرینی کنید.
ضرب المثل: «زبان سرخ سر سبز می دهد بر باد.»
بازآفرینی مثل

