Thomas Hardy

| توماس هاردی | |
| زادسال زادگاه | ۲ ژوئن ۱۸۴۰ استینزفورد، دورست، انگلستان |
|---|---|
| درگذشت | ۱۱ ژانویهٔ ۱۹۲۸ (۸۷ سال) |
| فرهیزشگاه | دانشگاه کینگز لندن |
| پیشه | رماننویس، سراینده و داستان کوتاه نویس |
| عصر | طبیعت گرا، ادبیات دوره ویکتوریا |
| همسر | Emma Lavinia Gifford |
توماس هاردی
“Had he and I but met
By some old ancient inn,
We should have sat us down to wet
Right many a nipperkin!
“But ranged as infantry,
And staring face to face,
I shot at him as he at me,
And killed him in his place.
“I shot him dead because —
Because he was my foe,
Just so: my foe of course he was;
That’s clear enough; although
“He thought he’d ‘list, perhaps,
Off-hand like — just as I —
Was out of work — had sold his traps —
No other reason why.
“Yes; quaint and curious war is!
You shoot a fellow down
You’d treat if met where any bar is,
Or help to half-a-crown.”
توماس هاردی
«مردی که او کشت» به قلم سخنسرا و رماننویس انگلیسی دوره ویکتوریایی، توماس هاردی نوشته شده است. این سروده، نخستین بار در سال ۱۹۰۲م. (کمابیش ۱۲۸۰هـ.خ.) به صورت تکگویی نمایشی به چاپ رسید. روایتگر از جنگی سخن میگوید که در آن با دشمنش چهره به چهره روباروی شده و به ناچار جان او را گرفته است. وی بهطور غیررسمی بازگو میکند که دشمنش میتوانست بهسادگی دوستش باشد یا شاید در موقعیتی دیگر، در «مسافرخانهای کهن» با او همپیاله میشد. وی میکوشد دلیلی خردپسند برای کشتن آن مرد بیابد؛ ازین رو میگوید «فقط همینطور است» که در جنگ سربازی، سرباز دشمن را میکشد. این، واقعیتی است که از آن گزیری نیست. شعر به ویژه، پوچی و اندوه کشتار انسانها را به نمود میآورد. بسا که سخنسرا این قطعه را اثرپذیرفته از جنگ بوئر در آفریقای جنوبی سروده باشد.
♣♣♣♣♣



The Man He Killed
“Had he and I but met
By some old ancient inn,
met: past and past participle of meet. / برخورد کردن
By: nearby. / کنار
inn: nearby. / کنار
برگردان پارسی: اگر من و او، نزدیک مسافرخانهای کهن و دیرسال با هم روباروی شده بودیم،
We should have sat us down to wet
برگردان پارسی: باید مینشستیم تا
Right many a nipperkin!
nipperkin: a liquor container or vessel with a capacity of a half pint or less. / پیاله
Right many a nipperkin به معنای تعداد زیاد پیاله کوچک نوشیدنی است.
برگردان پارسی: لبی تر کنیم و سیاه مست شویم.
“But ranged as infantry,
And staring face to face,
ranged: محدوده
infantry soldiers marching or fighting on foot. / پیاده نظام
star: look fixedly or vacantly at someone or something with one’s eyes wide open. / خیره شدن
برگردان پارسی: اما در محدوده پیاده نظام چهره به چهره، چشمانمان را به هم دوختیم.
I shot at him as he at me,
shoot: the firing of a gun or cannon. / چکاندن تیر
برگردان پارسی: من به او تیر چکاندم، همانگونه که او چکاند.
And killed him in his place.
برگردان پارسی: و درجا کشتمش.
“I shot him dead because —
dead: no longer alive. / مرده
برگردان پارسی: من با تیر کشتمش؛ زیرا ….
Because he was my foe,
foe: an enemy or opponent. / دشمن
برگردان پارسی: زیرا او بدخواه و دشمن من بود.
Just so: my foe of course he was;
برگردان پارسی: دقیقاً همین طور بود: البته که دشمن من بود.
That’s clear enough; although
enough: a measure, quantity. /
برگردان پارسی: این موضوع، به خوبی هویداست. هر چند …
“He thought he’d ‘list, perhaps,
Off-hand like — just as I —
list:. / آبجو
برگردان پارسی: شاید فکر کرده بود سرسری، به [خدمت] سربازی برود، درست مانند من،
Was out of work — had sold his traps —
Off-hand like: a measure, quantity. / فی البداهه یا سرسری
trap: اسباب و وسایل
برگردان پارسی: بیکار بود — وسایلش را فروخته بود —
No other reason why.
برگردان پارسی: دلیل دیگری نداشت.
“Yes; quaint and curious war is!
quaint: attractively unusual or old-fashioned. /شگفت
curious: strange; unusual. / ناهنجار
برگردان پارسی: آری؛ جنگ چه شگفت و نابهنجار است.
You shoot a fellow down
fellow: a man or boy. / مرد
برگردان پارسی: شما به فردی تیر میچکانی.
You’d treat if met where any bar is,
برگردان پارسی: اگر جای دیگری مثلاً در میکدهای او را میدیدی، با او برخورد دوستانه ای داشتی،
Or help to half-a-crown.”
crown: a British coin that is no longer used. / کرون، سکه انگلستان که امروزه دیگر رایج نیست
برگردان پارسی: یا دویست سیصد تومان به او کمک میکردی.

