سعید

The Forge (آهنگری)

شیموس هینی
شیموس هینی
زادسال
زادگاه
۱۳ آوریل ۱۹۳۹
موسبان، نزدیک کسلداوسون، ایرلند شمالی
درگذشت۳۰ اوت ۲۰۱۳ (۷۴ سال)             
پیشهشاعر، نمایشنامه‌نویس، مترجم
ملیت ایرلندی
جایزهجایزه یادبود جفری فیبر (۱۹۶۸)
 جایزه نوبل ادبیات (۱۹۹۵)
نشان هنر و ادب (۱۹۹۶)
فرزندان۳

All I know is a door into the dark.

Outside, old axles and iron hoops rusting;

Inside, the hammered anvil’s short-pitched ring,

The unpredictable fantail of sparks

Or hiss when a new shoe toughens in water.

آهنگری
کارگاه آهنگری

The anvil must be somewhere in the centre,

Horned as a unicorn, at one end and square,

Set there immoveable: an altar

Where he expends himself in shape and music.

Sometimes, leather-aproned, hairs in his nose,

He leans out on the jamb, recalls a clatter

Of hoofs where traffic is flashing in rows;

Then grunts and goes in, with a slam and flick

To beat real iron out, to work the bellows.

شیموس هینی (زاده ۱۳ آوریل ۱۹۳۹، نزدیک کسل‌داسون، شهرستان لاندن‌دری، ایرلند شمالی – درگذشته ۳۰ اوت ۲۰۱۳، دوبلین، ایرلند) سراینده ایرلندی بود که آثارش به خاطر به تصویر کشیدن زندگی روستایی ایرلندی و رویدادهای ایرلند و همچنین اشاره‌هایش به اسطوره‌های ایرلندی شایان و دلآویز است. او در سال ۱۹۹۵ جایزه نوبل ادبی را دریافت کرد.

هینی پس از فرهیزش از دانشگاه کوئینز بلفاست (کارشناسی، ۱۹۶۱)، به مدت یک سال در دبیرستان‌ها، کار کرد و سپس در دانشکده‌ها و دانشگاه‌های بلفاست و دوبلین درسگفتارهایی را فراپیش داشت. او در سال ۱۹۸۰، اندکی پس از بنیان‌گذاری گروه نمایشی فیلد دی به دست برایان فریل، نمایشنامه‌نویس، و استفن ریا، بازیگر، به هموندی آن درآمد. در سال ۱۹۸۲، چونان استاد مدعو به هیئت علمی دانشگاه هاروارد پیوست و در سال ۱۹۸۵، سراستاد شد – او جایگاه خود را حتا هنگام استادی در دانشگاه آکسفورد (۱۹۸۹-۱۹۹۴) نیز نگاه داشت.

نخستین جنگ شعری هینی، «مرگ یک طبیعت‌گرا» (۱۹۶۶) برنده جایزه شد. او در این کتاب و «دری به سوی تاریکی» (۱۹۶۹)، به سبکی سنتی درباره گذران زندگی – زندگی روستایی در ایرلند شمالی – نوشت. در «زمستان‌گردی» (۱۹۷۲) و «شمال» (۱۹۷۵)، به موضوعاتی مانند پرخاشگری در ایرلند شمالی و آزموده های معاصرش پرداخت. از جمله آثار بعدی که سبک صیقل‌خورده و به طرز فریبنده‌ای ساده هینی را باز می‌تاباند، می‌توان به «کار میدانی» (۱۹۷۹)، «جزیره ایستگاه» (۱۹۸۴)، «فانوس هاو» (۱۹۸۷) و «دیدن چیزها» (۱۹۹۱) نمونش کرد.

هینی همچون ویلیام وردزورث، جرارد منلی هاپکینز و الیزابت بیشاپ جستارهایی درباره شعر و شاعرانی نوشت. برخی از این جستارها در «دلمشغولی‌ها: نثر برگزیده، ۱۹۶۸-۱۹۷۸» (۱۹۸۰) و «یافتگران: نثر برگزیده، ۱۹۷۱-۲۰۰۱» (۲۰۰۲) منتشر شده‌اند. مجموعه‌ای از درسگفتار‌های او نیز در آکسفورد با نام «جبران شعر» (۱۹۹۵) چاپ شد. هینی همچنین ترجمه‌هایی انجام داده است: از جمله «درمان در تروی» (۱۹۹۱)، و «حکم نیمه‌شب» (۱۹۹۳). (بریتانیکا)

این شعر، با نگاهی دقیق و حسی، صحنهٔ آهنگری سنتی را برمی نگارد و آن را از کار بدنی ساده به پیشه آیینی و آفرینشگرانه برمی افرازد. شعر بر ناسازی میان تاریکی و روشنی، جهان بیرونی نوگرا و جهان درونی سنتی و اسرارآمیز آهنگری تأکید دارد. کارگاه آهنگری جای آفرینش و سنت است و بیرون از آن جای نابودی سنت و نوگرایی. آهنگری به جایگاهی سپند و آهنگر به کاهن یا هنرمند بدل می‌شود. که در مرکز این جهان ایستاده است. یادآور می شویم که در گذشته آهنگری ارزنده ترین صنعت روستایی و جهان کهن به شمار می آمده است. جایی که نعل اسبان ساخته می شده است. داس و بیل و افزارهای کشاورزی درست می شده، جایی که شمشیر و زره جنگی ساخته می شده است و می توان گفت محیط روستایی بسیار به آن وابسته بوده است.

کارگاه آهنگری
آهنگری در انگلستان

کارگاهی که سخن‌سرا از آن می گوید از آن بارنی دولین بوده که از پدرش به او به مرده ریگ رسیده است و سراینده در کودکی به آن کارگاه آمدوشدی داشته است.

برگردان پارسی: همه آنچه من می‌دانم دری است به سوی تاریکی،

گوشزد: به نظر نگارنده تاریکی همان درون کارگاه است که برای سخنور ناشناخته است؛ زیرا او بیشتر متعلق به جهان نوگرا و امروزین است تا جهان سنتی و کهن پدرانش. پس این مصراع نمونشی دارد به دو جهان: جهان کهن و سنتی که براس سراینده ناشناخته است و جهان نوگرا و امروزی که همه چیز دانشورانه و آشکار است و بر صحرا نهاده.

axle: a rod or spindle (either fixed or rotating) passing through the center of a wheel or group of wheels.  / محور

hoop: a circular band of metal, wood, or similar material, especially one used for binding the staves of barrels or forming part of a framework. / حلقه

rust: زنگار زدن

برگردان پارسی: بیرون کارگاه آهنگری، محور‌های فرسوده و حلقه‌های آهنی زنگ‌زده [نهاده شده است]،

hammer: چکش، پتک

anvil: سندان

pitch: زیروبم، شدت، ارتفاع

ring: طنین

برگردان پارسی: درون کارگاه آهنگری، طنین بلند و کوتاه سندانِ پتک‌خورده[شنیده می شود]،

unpredictable: پیش‌بینی‌ناپذیر / پیش‌بینی‌ناشدنی

fantail: گنجشک دم بادبرنی

spark: اخگر، جرقه

برگردان پارسی: و اخگرهای گنجشک سان پیش‌بینی‌ناپذیر [دیده می شود]،

گوشزد: در این عبارت، آرایه تشبیه به کار رفته است. اخگرها یا جرقه ها مانند گنجشک هایی اند که به هر طرف می پرند و نمی توان پیش بینی کرد که کجا خواهند رفت.

hiss: فش فش

Shoe: نعل

toughen: make or become tougher.

برگردان پارسی: یا آوای فش‌فش هنگامی که نعل تازه در آب، سخت و سفت می‌شود، [به گوش می آید]،

anvil: سندان

برگردان پارسی: سندان باید جایی در کانون کارگاه باشد،

Horned: having a horn or horns.

unicorn: a mythical animal typically represented as a horse with a single straight horn projecting from its forehead.

برگردان پارسی: سندان در یک سو، شاخ‌دار مانند اسب‌شاخدار است، و در دیگر سو چهارگوش،

گوشزد: یک سوی سندان باریک و نازک است برای ساختن افزارهایی همچون نعل اسب و حلقه در. سوی دیگر سندان چهارگوش و پهن است برای کوبیدن و پتک زدن. واژه اسب تک شاخ ما را به جهان استوره ای می برد. جهانی که آکنده از جانوران خیالی و شگفت بود.

immovable: not able to be moved.

altar: the table in a Christian church at which the bread and wine are consecrated in communion services.

برگردان پارسی: آنجا بی‌جنبش نهاده شده است: [مانند] محراب،

گوشزد: واژه «altar» نمونشی دارد به کلیسا و آیین‌هایی که در کلیسا برگزار می شود. گویا سراینده می خواهد بگوید کار آهنگران کم از کار مقدس کلیساییان نیست.

expend: spend or use up (a resource such as money, time, or energy).

برگردان پارسی: جایی که آهنگر عمر خود را صرف آفریدن و ساختن آهنگ می کند،

گوشزد: منظور از «shape» آن است که آهنگر در کارگاه ابزار یا چیزی را می آفریند یا شکل می دهد؛ برای همین او آفرینشگر است؛ از سوی دیگر طنین پتک و سندان نیز آهنگی زیبا می سازد؛ ازین رو او هنرمند و خنیاگر است. چکیده اینکه سراینده آهنگر سنتی را با خودش می سنجد. سراینده همه آفرینشگر است و هم خنیاگر. آهنگر نیز به گونه ای مانند هنرمندان رفتار می کند.

leather: watching or observing someone or something closely; alert and vigilant.

aproned: پیش‌بند

برگردان پارسی: گاه، پیش‌بند چرمی می بندد و گاهی موهایی در بینی‌اش دارد،

lean: be in or move into a sloping position.

jamb: a side post or surface of a doorway, window, or fireplace.

recall: bring (a fact, event, or situation) back into one’s mind; remember.

clatter: a continuous rattling sound as of hard objects falling or striking each other.

برگردان پارسی: بر چهارچوب در تکیه می‌دهد، و صدای تق تق،

hoof: the horny part of the foot of an ungulate animal, especially a horse.

flashing: shining in a bright but brief, sudden, or intermittent way.

row: a number of people or things in a more or less straight line.

برگردان پارسی: سم‌ اسبان را به یاد می‌آورد، آنجا که امروزه آمدشد وسایل نقلیه صف کشیده خودنمایی می کنند،

گوشزد: در این جا سخنور می خواهد دو جهان گوناگون را برنگارد. در جهان کهن، اسب و آوای سم اسبان شنیده می شود و در جهان نوگرا و امروزی درخشش چراغهای خودروها و وسایل نقلیه خودنمایی می کند. سراینده گواه از میان رفتن سنتهای کهن و جایگزین شدن آن با آیین های نو و تازه است.

grunt: (of an animal, especially a pig) make a low, short guttural sound.

slam: shut (a door, window, or lid) forcefully and loudly.

flick: a sudden sharp movement.

برگردان پارسی: سپس آهنگر، خرخر می‌کند و به درون کارگاه می‌رود، با کوبیدن در کارگاه و با حرکت سریع،

گوشزد: آهنگر خرخر می کند زیرا دود و هوای کارگاه سینه و گلوی او را خراشیده است.

bellow: (of a person or animal) emit a deep loud roar, typically in pain or anger.

to work the bellow: به کار انداختن دم آهنگری

برگردان پارسی: تا آهن واقعی را بکوبد و دمِ آهنگری را دوباره به کار اندازد،

گوشزد: سراینده آهنی که در کارگاه آهنگر است، آهن واقعی و راستین می شمارد. می توان این را با جهان امروزین سنجید که همه چیز در آن پوشالی، خودنمایی و تقلبی است.

فهرست سرایندگان انگلیسی زبان

پیمایش به بالا