بایگانی برچسب: s

کارگاه تحلیل فصل۳(علوم۳)

۱- پس از تعیین پایه‌های آوایی، نشانه‌های هجایی ابیات زیر را بنویسید و نوع اختیارات وزنی به کار رفته در بیت را تعیین کنید.

الف) هر چه داری اگر به عشق دهی / کافرم گر جوی زیان بینی (هاتف)

بازگردانی: اگر همه هستی ات را در راه عشق هزینه کنی، من بی دینم اگر ذره‌‌ای زیان ببینی.

خط عروضی: هَر چِ داری اَگَر بِ عِشق دَهی / کافَرَم گَر جُوی زیان بینی

هر چه داری اگر به عشق دهی

اختیار وزنی) فاعِلاتُن به جای فَعِلاتُن در پایه آوایی نخست هر دو مصراع / ابدال: در هجای نهم مصراع دوم.

ب( من ندانستم از اوّل که تو بی مهر و وفایی / عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی (سعدی) / مهر: عشق / پاییدن: پایدار بودن

بازگردانی: من نمی دانستم که تو از همان آغاز بی عشق و وفا بودی. پیمان نبندی بهتر از آن است که پیمانی را ببندی و آن را بشکنی.

خط عروضی: مَن نَدانِستَمَ زَوْوَل کِ تُ بی مِهرُ وَفایی / عَهد نابَستَنَ زان بِه کِ بِبَندی یُ نَپایی

من ندانستم از اول

اختیار وزنی) فاعِلاتُن به جای فَعِلاتُن در هر دو مصراع. / اختیار زبانی) حذف همزه در هجای ششم و هفتم هر دو مصراع

پ) مرا بسود و فرو ریخت هر چه دندان بود / نبود دندان لا بل چراغ تابان بود (رودکی) / بسود: ساییده شد / لا: نه

بازگردانی: هنگام پیری هر چه دندان داشتم ساییده شد و فروریخت. دندان‌هایم دندان نبود؛ بلکه مانند چراغ تابان بودند.

خط عروضی: مَرا بِسودُ فُرو ریخت هَر چِ دَندان بود / نَبود دَندان لا بل چِراغِ تابان بود

مرا بسود و فروریخت

اختیار وزنی) بلند بودن هجای پایان مصراع‌ها / ابدال: در هجای سیزدهم مصراع نخست و هجای پنجم و سیزدهم مصراع دوم. (فَع لُن← فَعِلُن) (مفعولن ← فَعِلاتُن)

ت) نماند تیری در ترکشِ قضا که فلک / سوی دلَم به سر انگُشت امتحان نگشود (سعدی) / ترکش: تیردان / قضا: سرنوشت / فلک: آسمان

بازگردانی: هیچ تیری در ترکش سرنوشت نبود، مگر اینکه آسمان آن را به سوی من روانه کرد.

خط عروضی: نَماند تیری دَر تَرکِشِ قَضا کِ فَلَک / سویِ دِلَم بِ سَرَنگُشتِ اِمتِحان نَگُشود

نماند تیری در ترکش

اختیار وزنی) ابدال: هجای پنجم مصراع نخست / بلند بودن هجای پایانی مصراع دوم. / اختیار زبانی) تغییر کمیت مصوّت در هجای نهم(دهم) مصراع نخست؛ کوتاه به بلند / تغییر کمیت مصوّت در هجای نخست و هجای دوم مصراع دوم / حذف همزه در هجای هفتم مصراع دوم

ث) همه درخورد رای و قیمت خویش / از تو خواهند و من تو را خواهم (سعدی)  / درخورد: متناسب / رای: نظر / قیمت: ارزش

بازگردانی:  همه مردم درخور رأی و ارزش خودشان چیزی را از تو می خواهند؛ ولی من فقط تو را می خواهم.

خط عروضی: همِ دَر خُردِ رایُ قِیمَتِ خیش / از تُ خاهَندُ مَن تُ را خاهَم

اختیار وزنی) بلند بودن هجای پایانی مصراع نخست / فاعِلاتُن به جای فَعِلاتُن در مصراع دوم / ابدال: در هجای نهم مصراع دوم. (فع لن← فعلن)

ج) ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی / تا راهرو نباشی کی راهبر شوی (حافظ) (مستفعِلُن مفاعِلُ مستفعِلُن فَعَل) وزن ناهمسان

بازگردانی:  ای انسان بی خبر کوشش کن که آگاه و باخبر گردی. تا شاگردی نکنی چگونه می توانی به مقام رهبری و آموزگاری برسی.

خط عروضی: ای بی خَبَر بِکوش کِ صاحِب خَبَر شَوی / تا راهرُوْ نَباشی کِی راهبَر شَوی

ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی

اختیار وزنی) ابدال: در هجای هفتم مصراع دوم.

۲- در بیتهای زیر اغراق، ایهام و ایهام تناسب را بیابید و توضیح دهید.

الف) جان ریخته شد با تو، آمیخته شد با تو / چون بوی تو دارد جان، جان را هله بنوازم (مولوی) / هله: هان؛ هین

بو: ایهام ۱- رایحه ۲- آرزو

بازگردانی: جانم با تو آفریده شد و با تو آمیخت. هنگامی که جان من بوی تو را دارد(هنگامی که جان من آرزوی تو را دارد) آگاه باش که من جانم را نوازش می کنم.

ب) گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد / اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم (سعدی)

روی: ایهام تناسب ۱- چهره (در معنای فلز روی با مس، زر و اکسیر تناسب دارد)

بازگردانی:  می گویندم ای سعدی، چرا بیمار شدی؟ می گویم عشق که مانند اکسیر است بر وجودم افتاد و آن را بیمار و ارزشمند کرد.

پ) چندین که برشمردم از ماجرای عشقت / اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران (سعدی)

اغراق: فقط یکی از هزاران اندوهم را گفته‌ام.

بازگردانی:  هر اندازه که از ماجرای عشقت گفتم فقط یکی از هزاران غم و اندوه دلم را گفته ام.

۳- دو مورد از ویژگی‌های ادبیات دوره انقلاب را در شعر در «سایه سار نخل» ولایت پیدا کنید.

چگونه شمشیری زهرآگین / پیشانی بلند تو / این کتاب خداوند را / از هم می گشاید؟ / چگونه می توان به شمشیری، دریایی را شکافت؟ / هنگام که همتاب آفتاب / به خانۀ یتیمکان بیوه زنی تابیدی / و صولت حیدری را / دست مایۀ شادی کودکانه شان کردی / و بر آن شانه که پیامبر پا ننهاد / کودکان را نشاندی / و از آن دهان که هُرّای شیر می خروشید / کلمات کودکانه تراوید/ آیا تاریخ، بر درِ سرای/ به تحیّر / خشک و لرزان نمانده بود؟ (سید علی موسوی گرمارودی)

شعر در قالب نو (سپید) سروده شده است.

◙ تکریم شهید و فرهنگ شهادت با تکیه بر اسطوره‌های ملی و تاریخی

◙ طرح اسوه‌های تاریخی به ویژه تاریخ اسلام مانند امام حسین.

◄ کالبدشکافی شعر

◙ چگونه شمشیری زهر آگین / پیشانی بلند تو /  -این کتاب خداوند را- / از هم می‌گشاید. / چگونه می‌توان به شمشیری دریایی را شکافت؟

قلمرو زبانی: زهرآگین: آغشته به زهر / قلمرو ادبی: تلمیح به جان باختن حضرت علی (ع( / پیشانی، کتاب خداوند: تشبیه؛ وجه شبه: حضرت علی قرآن سخنگو بود / دریا: استعاره از سر حضرت علی(ع)

بازگردانی: چگونه شمشیر زهر آگین سر تو را که خانه قرآن بود شکافت، در شگفتم چگونه شمشیر می‌تواند سر حضرت علی (ع) را که دریایی است، به دو نیم کند.

♣♣♣♣

◙ هنگامی که به همتاب آفتاب / به خانه‌ یتیمکان بیوه زنی تابیدی

قلمرو زبانی: همتاب: همراه، هم تابنده / قلمرو ادبی: تابیدی: مجاز از لطف کردی / تلمیح به سرکشی کردن حضرت علی (ع) به یتیمان

بازگردانی: زمانی که با آفتاب و مانند آفتاب به خانۀ‌ بیوه زنان و نیازمندان تابیدی و به ایشان توجه کردی،

◙ و صولت حیدری را / دست مایه‌ شادی کودکانه شان کردی

قلمرو زبانی: صولت: شکوه / حیدر: شیر، نام حضرت علی / دست مایه: سرمایه

بازگردانی: شکوه شیرگونه ات را سرمایه‌ شادی و شور کودکان کردی.

◙ و بر آن شانه، که پیامبر پای ننهاد / کودکان را نشاندی

قلمرو ادبی: تلمیح دارد به این که علی (ع) در فتح مکّه، روی شانه‌ حضرت محمّد(ص) رفت و بچّه‌های یتیم را روی شانه‌ خود نشاند.

بازگردانی: و کودکان را روی شانه خود سوار کردی؛ شانه‌ای که حضرت محمّد(ص) آن را گرامی می‌داشت.

◙ و از آن دهان که هُرّای شیر می‌خروشید / کلمات کودکانه تراوید،

قلمرو زبانی: هرّا: آواز ترسناک، صدا و غوغا / تراویدن: تراوش کردن / قلمرو ادبی: تراویدن: استعاره (کلمات تراوید: واژه‌ها را به زبان راند)

بازگردانی: و از آن دهان که غرّش شیر داشت، واژگان بچّگانه و کودکانه درآمد.

◙ آیا تاریخ بر در سرای / به تحیّر / خشک و لرزان نمانده بود؟

قلمرو زبانی: سرا: خانه / تحیر: سرگشته، حیران / قلمرو ادبی: جانبخشی تاریخ / پرسش انکاری بازگردانی: آیا تاریخ آن لحظه با شگفتی نزدیک در خانه‌ پیرزن خشکش نزده بود؟

پی دی اف کارگاه تحلیل فصل۳