سعید

Base Details (جزئیات ستادی)

زیگفرید ساسون
نام
زادسال
سالمرگ
آرامگاه
پیشه
ملیت
دانشگاه
پدرومادر

If I were fierce, and bald, and short of breath

I’d live with scarlet Majors at the Base,

And speed glum heroes up the line to death.

You’d see me with my puffy petulant face,

Guzzling and gulping in the best hotel,

Reading the Roll of Honour. “Poor young chap,”

I’d say — “I used to know his father well;

Yes, we’ve lost heavily in this last scrap.”

And when the war is done and youth stone dead,

I’d toddle safely home and die — in bed.

آموزگاری سعید جعفری

زیگفرید ساسون سراینده، نویسنده و سربازی انگلیسی بود که ازبهر دلاوری‌اش در جنگ جهانی نخست نشان قهرمانی دریافت کرد. جنگ‌سروده‌های او، صادقانه، لغزش‌های سیاسی و لفاظی‌های میهن‌پرستانه سیاستمداران را که باعث ادامه جنگ شده بود، به چالش می‌کشد. تصویرسازی‌های ژرف ساسون از جنگ سنگر به سنگر، ​​واقعیت‌های تلخ خطوط مقدم را آشکار می‌دارد و رفتارهای قهرمانانه و عاشقانه رایج در آن زمان را به ریشخند می‌گیرد.

شعر او نشانگر گذار از احساسات میهن پرستانه به سبکی واقع‌گرایانه است که در سنگرها و در آوردگاه‌ها شکل گرفته است. نخستین آثار ساسون، مانند آثار روپرت بروک، بازتابنده دیدگاهی سنتی‌تر و آرمانی‌تر است؛ اما شعرهای دوران جنگ او که آشکار و اغلب خشمگینانه اند، با آوایی رسا و شیوا از سربازان و رزم‌آورانی می گوید که از جنگ سرخورده اند. او از طنز و زبانی بی‌پرده و دور از ابهام بهره می‌برد تا احساسات ضد جنگ خود را بازبراند. از پیشامدهای ناگوار و کشتارهایی سخن می گوید که در نبردگاه‌ها آنها را آزموده است.

آثار ساسون به دلیل تصویرسازی‌ نغز از تباهی‌های روانی و جسمی جنگ، امروزه نیز همچنان خوانندگانی به خود ویژه داشته است. تأثیر وی را در آثار جنگ‌سرایان بعدی مانند ویلفرد اوون، که با او دوستی نزدیکی داشت و رابرت گریوز که همانند وی واقعیت‌های نبردهایی را می‌کاوید می‌توان به چشم دید. ساسون بر خود بایسته می بیند که پیامدهای ناگوار و جانکاه جنگ را و هزینه‌های جبران‌ناپذیری را که جنگ بر شهروندان و جامعه تحمیل می کند، به تصویر بکشد و بر مردم آشکار سازد که جنگ و کشتار آبادانی و خوشبختی نمی‌آورد.

آموزگاری سعید جعفری

درون‌مایه: این شعر، زبان حال، سربازانی است که در جبهه‌های جنگ به سر برده اند و مرگ و تباهی جنگ را از نزدیک آزموده‌اند و سرگردها و سردارانی را می بینند که در پشت جبهه در بهترین سراها و پناه‌ها می زیند و جوانک‌های بی خبر و ساده‌دل را به مرگ‌جای و نبردگاه‌ها می فرستند و دم از پیروزی و سربلندی و ستیز سر می دهند.

If I were fierce, and bald, and short of breath

fierce: someone who is looking or acting confident and self-assured, often in a way that’s bold and stylish(slang) با اعتماد به نفس، یک دنده /

bald: Blunt or direct in speech(slang) / رُک

short of breath: refers to the feeling of not getting enough air or struggling to breathe deeply.

برگردان پارسی: اگر من یک‌دنده و رُک بودم و تنگی نفس داشتم.

I’d live with scarlet Majors at the Base,

scarlet: red سرخ

Major: سرگرد

Base: Place of Operations. / پایگاه نظامی، قرارگاه، پادگان

برگردان پارسی: در پادگان‌ها با سرگردهای سرخ‌پوش می‌زیستم.

گوشزد: «سرگردهای سرخ‌پوش» به افسران انگلستان، به ویژه سرگردهایی نمونش دارد که با وجود پوشیدن همسانه‌های درجه یک سرخ‌رنگ، فرتوت، از کار افتاده و دور از آسیب‌های سخت جنگ اند. این اصطلاح، زندگانی آسوده ایشان را در پشت جبهه برجسته و آشکار می‌سازد، در حالی که جوان‌ترها، جان بر کف در خط مقدم با خطر مرگ روبرویند.

And speed glum heroes up the line to death.

Speed up: an increase in speed, especially in a person’s or machine’s rate of working./ سرعت بخشیدن

glum: looking or feeling dejected; morose. / افسرده، ستوهیده

برگردان پارسی: و قهرمانان و سربازان دلسرد و ستوهیده [از جنگ] را تا لب گور پیش می‌راندم.

You’d see me with my puffy petulant face,

puffy: پف کرده

petulant: (of a person or their manner) childishly sulky or bad-tempered.

برگردان پارسی: مرا ترشرو و با چهره پف کرده (خواب آلوده) می دیدی،

Guzzling and gulping in the best hotel,

Guzzling: eat or drink (something) greedily. پرخوری کردن /

gulping: swallow (drink or food) quickly or in large mouthfuls, often audibly. / سرکشیدن و بلعیدن

برگردان پارسی: که در بهترین میهمان‌سراها می لُمبانم و نوشانوش سرمی دهم و خوش می‌گذراندم و

Reading the Roll of Honour. “Poor young chap,”

Roll of Honour: لوح سرافرازی، لوح افتخار

chap: guy / جوانک

برگردان پارسی: لوح تقدیر [سرباز کشته شده] را می خواندم. «جوانک بیچاره!».

I’d say — “I used to know his father well;

برگردان پارسی: می‌گفتم – «من پدرش را خوب می‌شناختم.»

Yes, we’ve lost heavily in this last scrap.”

scrap: battle / نبرد

برگردان پارسی: آری، ما در این واپسین نبرد، به سختی شکست خوردیم.

And when the war is done and youth stone dead,

youth stone: An adjective meaning completely lifeless, like a stone. It emphasizes the finality of death.

برگردان پارسی: و هنگامی که جنگ، پایان می‌یابد و جوانان همچون سنگ، بی جنبش و تکاپو در گور می خوابند،

گوشزد: « youth stone dea» به معنای جوانکانی است که به یکبارگی و بی هیچ گمانی مرده اند. «stone dead» بر قطعی بودن مرگ اشاره دارد و اغلب برای توصیف مرگ سربازان جوان در میدان جنگ به کار می رود و نبود ایشان را برجسته می سازد.

I’d toddle safely home and die — in bed.

toddle: (of a young child) move with short unsteady steps while learning to walk.  / چهاردست و پا راه رفتن

برگردان پارسی: تاتی‌‌کنان و آسوده دل به خانه بازمی‌آمدم و در رختخواب می‌مُردم.

Kissing and bussing differ both in this;

We buss our wantons, but our wives we kiss.

bussing: ماچ کردن

برگردان پارسی: بوسیدن و ماچ کردن با هم این تفاوت را دارند.

wanton: هوسباز، شهوتران

برگردان پارسی: ما زنان هوسباز را ماچ می کنیم؛ ولی همسرانمان را می بوسیم.

پیمایش به بالا