الهی، ای بوده و هست و بودنی، ای گشاینده زبان های مناجات گویان، جز از یاد تو ما را همراه نیست، راهم نمای به خود.
لطیفا، یاد تو دل را زنده کرد و تخم مهر افکند؛ درخت شادی رویانید و میوه آزادی داد؛ به فضل خود، ما را یاد کن و به لطفی ما را شادکن.
مهربانا، به اصلاح آر که نیک بی سامانیم؛ جمع دار که بس پریشانیم.

ملکا، نگاه دار تا پریشان نشویم؛ بر راه دار تا سرگردان نشویم، بیاموز تا سرّ دین بدانیم؛ برافروز تا در تاریکی نمانیم.
حکیما، دانایی ده تا از راه نیفتیم، بینایی ده تا در چاه نیفتیم.
کریما، مگوی که چه آورده ای که دروا شویم؛ مپرس که چه کرده ای که رسوا شویم.
خداوندا، ما را از سه آفت نگاه دار: از وساوس شیطانی، از هوای نفسانی و از غرور نادانی.
الهی، عذرها بپذیر و بر عیب های ما مگیر!
جز خدمت روی تو ندارم هوسی / من بی تو نخواهم که برآرم نفسی
مجموعه رسائل، خواجه عبدالله انصاری

