ای در میان جانم و جان از تو بیخبر / از تو جهان پر است و جهان از تو بیخبر
نقش تو در خیال و خیال از تو بی نصیب / نام تو بر زبان و زبان از تو بیخبر
از تو خبر به نام و نشان است خلق را / و آنگه همه، به نام و نشان، از تو بیخبر
شرح و بیان تو چه کنم؟ ز آنکه تا ابد / شرح از تو عاجزاست و بیان از تو بیخبر!

دیوان عطار نیشابوری
خداوندا، دل ما را، به انوار معرفتت، روشن دار.
الهی، آنچه دوستان در حق ما میخواهند و گمان میبرند، ما را عالی تر و بهتر از آن گردان. پروردگارا، آن دعایی که واجب است و آغاز و پایان سخن، جز به آن دعا، شایسته نیست، دعای پدرومادر است که رشددهنده این نهال وجود من هستند، خدایا، ایشان را در پناه لطف خود آسوده دار؛ همچنانکه آنان مرا در زیر پر و بال تربیت خود پروردند.
ملِکا، در این لحظه و در این ساعت، صلوات به روان پاک سید المرسلین، چراغ آسمان و زمین، محمد رسول الله ، دررسان.
مجالس سبعه، مولانا جلال الدین محمد

