سعید

آموزه پنجم: لمس کنیم، ببوییم، بچشیم و بنویسیم

معلّم نگارش، این بار، با ظرفی پر از میوه، وارد کلاس شد؛ سیب، پرتقال، کیوی، نارنگی، موز و… . دانش آموزان به احترام معلّم از جا بلند شدند. آنها وقتی ظرف میوه را دیدند، خوشحال شدند و صدای پچ پچ در کلاس پیچید.

معلّم ظرف میوه را روی میز گذاشت و با لحنی طنزآمیز گفت: «نگران نباشید، با هم می خوریم».

دانش آموزان خندیدند. معلّم میوه ها را بین گروه های دانش آموزان پخش کرد و گفت: «میوه ای را که در اختیار دارید لمس کنید، ببویید و بچشید».

دانش آموزان مشغول شدند. معلّم هم سیب سرخی را که در دست داشت بویید و گاز زد.

چند دقیقه بعد، معلّم از دانش آموزان خواست حس و حال خود را از لمس کردن، بوییدن و چشیدن میوه ها بیان کنند. هر کدام از دانش آموزان حرفی زدند:

معلّم بعد از شنیدن حرف های دانش آموزان گفت: «همانطور که دیدید و چشیدید، هر کدام از این حس ها در ما فکرها، احساس ها و حال وهوایی ایجاد می کنند و انگیزه ای برای پرورش ذهن و تقویت نوشتن می شوند.

تاکنون، آموختیم چشم و گوش دو پنجرۀ خدادادی هستند. با چشم بینا و گوش شنوا می توانیم جهان اطراف‌مان را بهتر و بیشتر بشناسیم و درک کنیم. اکنون، می خواهیم پنجره های دیگر ذهن را بشناسیم، آنها را بگشاییم تا نور بیشتری به خانۀ ذهن ما بتابد. «لمس کردن،» «بوییدن» و «چشیدن» هم سه تا از راه های پرورش ذهن هستند که مثل دیدن و شنیدن به ما کمک می کنند تا بهتر درک کنیم و دقیق تر بنویسیم»

معلّم سپس ادامه داد و گفت: «متن زیر را با هم میخوانیم و بعد، دربارۀ آن گفت وگو می کنیم».

در متنی که خواندیم، سه حس دیدن، لمس کردن و چشیدن برجسته است. نویسنده به کمک این سه حس، توانسته احساس یک کودک به بچه شتری را که تازه به دنیا آمده به خوبی نشان دهد. شما هم، با بهره گیری از این حواس، می توانید نوشته های خوبی بیافرینید.

در متن زیر هم که از زبان «هلن کلر،» زن نابینا، بیان شده، تأثیر حس لامسه را می بینیم:

کلاس نگارش فضایی حسی، عاطفی و شاد پیدا کرده بود و دانش آموزان، با به کارگیری حواس خود، کار نوشتن را شروع کردند.

متن زیر را بخوانید و مشخص کنید که نویسنده در کدام بخش، تحت تأثیر قوۀ چشایی، بویایی و لامسۀ خود قرار گرفته است.

توی سروصدای مسخرۀ خندۀ بچه ها، جملۀ جادویی جان گرفت: «وقتی داری از ناراحتی می ترکی، سه تا سوت بزن»!

بی اختیار، زبانم را چسباندم به پشت دندان هایم و انگشت کوچکم را گذاشتم توی دهانم.

اولین سوت: بچه ها سر جایشان میخکوب شدند.

دومین سوت: همه به طرفم آمدند، حتی ناظم.

سومین سوت: پشت گردنم توی دست ناظم بود.

■ موضوع های زیر چه حس و حالی به شما می دهد؟ یکی را انتخاب کنید و حس و حال خود را دربارۀ آن بیان کنید.

یکی از نوشته های تمرین ۲ را انتخاب کنید و آن را بررسی و نقد کنید.

● داشتن پیش نویس؛

● داشتن پاک نویس (رعایت نشانه های نگارشی، نداشتن غلط املایی، توجه به درست نویسی و حاشیه گذاری)؛

● رعایت طبقه بندی ذهن و نوشته (آغاز، میانه و پایان)؛

● انتقال دقیق حس چشایی، بویایی و لامسه؛

● شیوۀ خواندن

■ دانش آموز نتیجۀ آزمایش های علوم را برای معلّم بیان کرد.

■ دانش آموز نتیجۀ آزمایشات علوم را برای معلّم بیان کرد.

جملۀ اول درست است. «آزمایش» واژهای فارسی است و با نشانۀ فارسی «ها» جمع بسته می شود. کلماتی چون «گرایش، پیشنهاد، گزارش، فرمایش» فارسی هستند و بهتر است در کاربرد آنها به این نکته توجه کنیم.

جمله های زیر را ویرایش کنید:

■ گزارشات بسیاری از توانایی نویسندگی دانش آموزان به دست ما رسیده است.

■ در شهر شیراز، باغات زیبایی پر از درخت نارنج وجود دارد.

حکایت زیر را، به زبان سادۀ امروز، بازنویسی کنید.

حاکمی دو گوشش ناشنوا شد. مداوای طبیبان هم اثری نکرد. حاکم از این پیشامد که باعث شد او دیگر صدای هیچ مظلومی را نشنود بسیار ناراحت بود و نمی‌دانست، چه کند.

روزی شخص دانایی نزدش رفت و با اشاره به کمک نوشتن به او گفت ای سلطان، چرا غمگین هستید؟ شما یکی از حس‌های خود را از دست داده‌اید. خداوند به شما حواس دیگری هم داده است که سالم اند. آنها را به کار بگیر. حاکم کمی اندیشید و گفت ای حکیم! راست می‌گویی من از نعمت‌های دیگر غافل بودم.

پیمایش به بالا