منتظران بهار، فصل شکفتن رسید / مژده به گلها برید، یار به گلشن رسید

قلمرو زبانی: حذف حرف ندا: ای منتظران / مژده: خبر خوش / گلشن: گلزار، گلستان / یار: دلبر / قلمرو ادبی: مراعات نظیر: بهار، شکفتن، گل، گلشن / ردیف: رسید / قافیه: شکفتن، گلشن / فصل شکفتن: مجاز از فصل بهار / مژده به گلها برید: جانبخشی
بازگردانی: ای کسانی که منتظر بهارید، فصل بهار یا فصل شکفتن فرارسید. به گل ها مژده بدهید که دلبر ما به باغ رسید.
بیدل دهلوی
فصل دوم
شکفتن
– نسل آینده ساز
– توفیق ادب (شعرخوانی)
– با بهاری که میرسد از راه
– زیبایی شکفتن

درس سوم: نسل آینده ساز
جوان و نوجوان، چشمه جوشان نیرو و استعداد است. جوان یعنی آینده. جوان خوب برای یک کشور، یعنی آینده خوب. جوانان و نوجوانان ما اهل فکر کردن، دریافتن و تحلیل کردن ]هستند[. این هم امتیاز دیگری است.
همه آنچه در تحلیلهای دشمنان این ملت و این کشور به عنوان نقطه مرکزی مشاهده میشود، این است که این نسل جوان و پرشور و آینده ساز را از راههای مختلف برای ساختن ایران آباد و آزاد و مؤمن و پاکیزه آینده، ناتوان کنند. اما به رغم تلاشهای دشمنان، واقعیت، عکس این است. من به هیچ وجه قبول نمیکنم حرفها و تحلیلهای کسانی را که گاهی در برخی از مطبوعات یا رسانهها از انحراف نسل جوان سخن میگویند؛ این طور نیست. اگر گاهی اشتباه و خطایی از جوان سر بزند، با توجه به دل پاک و نورانی جوان، این اشتباه کاملا قابل جبران است. اینها چرا صلاح و پاکدامنی و پارسایی و صداقت جوانان را نمیبیند؟ چرا شور و شعور جوانان را نمیبینند؟
قلمرو زبانی: پرشور: پرهیجان / آینده ساز: کسی که آینده را می سازد / به رغم: بر خلاف (شبه هم آوا← رقم: شماره)/ تحلیل: کاوش، کندوکاو، موشکافی، واکاو / مطبوعات: روزنامه ها، هفته نامه ها، ماهنامه ها / رسانهها: هر وسیله ای که مطلب یا خبری را به اطلاع مردم می رساند مانند رادیو، تلویزیون، و روزنامه / انحراف: کج روی، گمراهی /صلاح: خیر و نیکی(شبه هم آوا← سلاح: اسلحه) / پاکدامنی: پرهیزکاری/ پارسایی: پرهیزکاری / صداقت: درستکاری، راستی، راستگویی / شور: هیجان / قلمرو ادبی: جوان و نوجوان، چشمه جوشان … : تشبیه
متخصصان و دانشمندان جهانی مجبور شده اند، اعتراف کنند که جوانان ما با پشتوانه ایمان و همّت و غیرت، توانسته اند، استعداد جوشان و پنهان خود را آشکار کنند.
وقتی جوانهای ما خرمشهر را بازپس گرفته بودند، اوایل ریاست جمهوری بنده بود. یک هیئت جهانی به ایران آمد و رئیس آن به من گفت: «امروز در دنیا وضع شما با یک سال پیش، از زمین تا آسمان تفاوت کرده است.» راست میگفت. دنیا باور نمیکرد جوانان ما، بسیجیان ما و ارتش ما بتوانند خرمشهر را با آن همه استحکاماتی که دشمن و پشتیبانانش درست کرده بودند، پس بگیرند.
جامعه ما بحمد الله از میلیونها جوان دختر و پسر برخوردار است. این مایه افتخار برای ملت ماست. این ملت باید به وجود این همه جوان، این همه استعداد و این همه دل پاک و نورانی ببالد. جوان هم باید به کشور خود، به انقلاب خود، به نظام اسلامی خود و به پرچم برافراشته اسلام خود ببالد و آینده را بسازد. آینده با حرف ساخته نمیشود؛ با کار هوشمندانه و مؤمنانه ساخته میشود؛ باید کار کنید، آن هم کار هوشمندانه و برخوردار از پشتوانه ایمان.
قلمرو زبانی: پشتوانه: تکیه گاه / همّت: عزم، اراده، کوشش / غیرت: مردانگی / استعداد: آمادگی، توانایی / جوشان: جوشنده / استحکامات: سنگربندی ها / بحمد الله: سپاس و ستایش خدای را / مایه: سبب (شبه هم آوا← مایع) / افتخار: سربلندی / بالیدن: افتخار کردن، نازیدن (بن ماضی: بالید؛ بن مضارع: بال) / برافراشته: بلند کرده، افراخته / پشتوانه: تکیه گاه / قلمرو ادبی: زمین، آسمان: تضاد / دنیا: مجاز از مردم دنیا / از زمین تا آسمان تفاوت کرده است: به طور کلی تغییر کرده است. / دختر و پسر: تضاد
به شما جوانان به عنوان فرزندان عزیز و پارههای دل این ملت … میگویم: عزیزان من، کار کنید؛ امروز دشمنان نمیخواهند دانشگاه و درس و مدرسه و معلم باشد. دشمنان ما نمیخواهند میلیونها جوان با درس خواندن و حفظ ایمان و رستگاری و پارسایی و پاکدامنی شان در این منطقه فردای شکوهمندی را برای ایران مقتدر به وجود بیاورند.
ایمان و پاکدامنی تان را حفظ کنید. درستان را خوب بخوانید و جوانی تان را قدر بدانید؛ این نیرو و نشاط باید در راه به دست آوردن این ارزشهای والا خرج شود، وقتش هم الآن است. شما امروز در سالهای طلایی عمر خود قرار دارید و خدای متعال هم به شما کمک خواهد کرد. از این فرصت خوب زندگی و از دامان گرم و مهربان نظام اسلامی و انقلاب اسلامی، که بحمدالله توانسته این همه جوان مؤمن و خوب را در درون خویش پرورش دهد، بهترین استفاده را بکنید.
قلمرو زبانی: رستگاری: نجات / شکوهمند: با شکوه / مقتدر: زورمند، نیرومند / «را» در جوانی تان را: اضافه گسسته یا فک اضافه (قدر جوانی تان را) / والا: بلندپایه / متعال: بلندپایه / قلمرو ادبی: پارههای دل: استعاره از عزیزان / دانشگاه و درس و مدرسه و معلم: تناسب / به دست آوردن: کنایه از حاصل کردن / دامان گرم و مهربان نظام اسلامی: جانبخشی
از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با دانش آموزان
خودارزیابی
۱- امتیازات نوجوان و جوان خوب را از دیدگاه رهبر معظّم انقلاب، بیان کنید. – آنها چشمه جوشان نیرو و استعداد هستند. اهل فکر کردن، دریافتن و تحلیل کردن هستند، پاکدامن و پارسا و با صداقت هستند و شور و شعور دارند.
۲- منظور از عبارت «آینده با حرف ساخته نمیشود» چیست؟ – یعنی اینکه با سخن گفتن و نشستن نمی توان پیشرفت کرد. برای پیشرفت کردن و ساختن آینده باید کار کرد و با کار و کوشش آینده ایران را ساخت.
۳- شما ویژگیهای برجستهٔ جوان امروز ایرانی را چه چیزهایی میدانید؟ – کوشنده و پرتکاپو، باهوش، پشتکار، اعتماد به نفس
۴- ……………………………………………………
دانش زبانی
◄ فعل
به مثالهای زیر توجّه و دربارهٔ آنها گفت وگو کنید.
الف) آمد
میگویم.
ب) همهٔ دانش آموزان با دیدن این منظره در کلاس درس
هنگامیکه معلم فارسی ما با دقّت کتاب را

همان طور که میبینید اگرچه مثالهای بخش «الف» فقط از یک کلمه تشکیل شده اند، معنی آنها کامل است؛ در حالی که مثالهای بخش «ب» شامل چندین کلمه هستند، اما معنی کاملی ندارند و شنونده را در انتظار میگذارند. شما فکر میکنید علّت این تفاوت چیست؟
همان طور که متوجّه شدید مثالهای بخش «الف» فعل دارند؛ اما مثالهای بخش «ب» فعل ندارند. فعل بخش اصلی معنای جمله و انتقال دهندهٔ پیام است؛ بنابراین »فعل« مهم ترین بخش هر جمله است.
◄ «زبان» و «ادبیات»
به این جملهها توجّه کنید:
۱- جوان و نوجوان ما با استعداد است.
۲- جوان و نوجوان چشمهٔ جوشان نیرو و استعداد است.
۱- امروز در دنیا وضع شما با یک سال پیش، تفاوت بسیاری کرده است.
۲- امروز در دنیا وضع شما با یک سال پیش، از زمین تا آسمان تفاوت کرده است.
جملههای شمارهٔ (۱) و (۲) هر دو پیام یکسانی دارند؛ امّا جملههای دوم زیباتر و دلپذیرتر است.
دلیل زیبایی جملههای دوم چیست؟
هر گاه بخواهیم مقصود خود را بیان کنیم، از »زبان« استفاده میکنیم؛ امّا وقتی بخواهیم همان مقصود و منظور را زیباتر و تأثیرگذارتر بگوییم، از »ادبیات« بهره میگیریم.
◙ چه زمانی از زبان بهره می گیریم؟ – هر گاه بخواهیم مقصود خود را بیان کنیم
◙ چه زمانی از ادبیات بهره می گیریم؟ – وقتی بخواهیم مقصود و منظورمان را زیباتر و تأثیرگذارتر بگوییم.
– در نوشتن املا به نحوهٔ تلفّظ و مطابقت آن با شکل نوشتاری دقّت شود.
– پس از پایان املا، متن را یک بار دیگر مرور کنید.
گفت وگو
۱- شکفتن گل و دورهٔ نوجوانی را مقایسه کنید. – گل دوران زیبایی و طراوت کوتاهی دارد. جوانی نیز به تندی پایان می پذیرد و میانسالی و کهنسالی فرامی رسد. گل بسیار حساس و زودرنج است. معمولا جوانان نیز زودرنج اند و تحمل سختی های زندگی را ندارند. اگر به گل آب ندهند می افسرد و می پژمرد. جوانان نیز نیاز به رسیدگی دارند تا استعداد آنها بشکوفد و به بار بنشیند. محیط فاسد می تواند گل را از بین ببرد. جوان نیز باید در محیط سالم پرورده شود و از محیط آلوده دور باشد.
۲- شعری دربارهٔ نوجوانی و جوانی بیابید و در کلاس بخوانید.
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را / نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم / به دنبال جوانی کوره راه زندگانی را
به یاد یار دیرین کاروان گم کرده را مانم / که شب در خواب بیند همرهان کاروانی را
بهاری بود و ما را هم شبابی و شکر خوابی / چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون خزانی را
چه بیداری تلخی بود از خواب خوش مستی / که در کامم به زهر آلود شهد شادمانی را
سخن با من نمی گوئی الا ای همزبان دل / خدایا با که گویم شکوه بی همزبانی را
نسیم زلف جانان کو که چون برگ خزان دیده / به پای سرو خود دارم هوای جانفشانی را
به چشم آسمانی گردشی داری بلای جان / خدا را بر مگردان این بلای آسمانی را
نمیری شهریار از شعر شیرین روان گفتن / که از آب بقا جویند عمر جاودانی را (شهریار)

فعّالیتهای نوشتاری
۱- در بند چهارم درس «فعل»ها را مشخّص کنید و بنویسید. – باز پس گرفته بودند؛ بود؛ آمد؛ گفت؛ تفاوت کرده است؛ می گفت؛ باور نمی کرد بتوانند؛ درست کرده بودند؛ پس بگیرند.
۲- با توجّه به معنی و مفهوم جمله، گزینهٔ صحیح را انتخاب کنید.
الف) اینها چرا……… و پاکدامنی و پارسایی جوانان را نمیبینند؟ (سلاح، صلاح)
ب) بحمدالله برخورداری از میلیونها جوان دختر و پسر ……… افتخار برای ملّت ماست. (مایع، مایه)
۳- برای هر یک از واژههای زیر، یک هم خانواده بنویسید.
مقتدر ←اقتدار، قادر معلّم ← علم، عالم، معلوم
نظام ← ناظم، نظم، منظوم متخصّص ← تخصص، اختصاص
شعرخوانی: توفیق ادب

۱- ای خدا ای فضل تو حاجت روا / با تو یاد هیچ کس نبود روا
قلمرو زبانی: فضل: احسان، بخشش / حاجت: نیاز / روا: برآورده، جایز / یاد: ذکر / نبود: نمی باشد (بن ماضی: بود؛ بن مضارع: بو) / قلمرو ادبی: قالب: مثنوی / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رشته انسانی) / جناس همسان، قافیه: روا (۱- برآورده ۲- جایز) / تکرار: تو
بازگردانی: ای خدا، ای کسی که فضلش نیازهای همگان را برآورده می کند. با یاد تو جایز نیست که کس دیگری را یاد کنیم.
پیام: وجود خداوند ما را از همه بی نیاز می کند.
۲- قطرهٔ دانش که بخشیدی ز پیش / متصل گردان به دریاهای خویش
قلمرو زبانی: بخشیدن: ارزانی داشتن، دادن / ز پیش: قبلا / متصل گرداندن: وصل کردن / قلمرو ادبی: قافیه: پیش، خویش / قطره: مجاز از اندک / دریا: استعاره از دانش / مراعات نظیر: قطره، دریا
بازگردانی: اندک دانشی که پیش از این به ما بخشیدی، به دریاهای دانش خودت وصل کن.
پیام: درخواست دانش
۳- صد هزاران دام و دانه ست ای خدا / ما چو مرغان حریصی بی نوا
قلمرو زبانی: مرغ: پرنده / حریص: آزمند، پرطمع / نوا: خوراک و توشه / بی نوا: بیچاره، تهیدست / قلمرو ادبی: قافیه: خدا، بی نوا / ما چو مرغان: تشبیه (ما: مشبه؛ مرغان: مشبه به) / مراعات نظیر: دام، دانه؛ مرغ / صدهزاران: مجاز از بسیار و بی شمار / دام و دانه: استعاره از مادیات فریبنده
بازگردانی: ای خدا، در راه ما، بی شمار دام و دانه (مادیات فریبنده) است و ما مانند مرغان پرطمع بی چاره ایم.
پیام: وجود مادیات فریبنده در جهان
۴- گر هزاران دام باشد هر قدم / چون تو با مایی، نباشد هیچ غم
قلمرو زبانی: دام: تله / چون: هنگامی که / قلمرو ادبی: دام: استعاره از مادیات فریبنده / با، ما: جناس / قافیه: قدم، غم
بازگردانی: اگر هر قدم هزاران دام باشد، چون تو با ما باشی، هیچ غمی نداریم.
پیام: محفوظ بودن در بارگاه خداوند
۵- از خدا جوییم توفیق ادب / بی ادب، محروم شد از لطف رب
قلمرو زبانی: جستن: طلب کردن (بن ماضی: جست، جویید؛ بن مضارع: جو) / توفیق: سازگار ساختن / محروم: بی بهره / لطف: مهربانی، نیکی / رب: پروردگار / قلمرو ادبی: قافیه: ادب، رب / جناس: ادب، رب
بازگردانی: از خداوند توفیق ادب میخواهیم؛ زیرا بی ادب، از لطف پروردگار بی بهره خواهد ماند.
پیام: درخواست ادب
۶- بی ادب، تنها نه خود را داشت بد / بلکه آتش در همه آفاق زد
قلمرو زبانی: آفاق: ج افق، کرانهها / قلمرو ادبی: آفاق: مجاز از جهان / آتش زدن: کنایه از آسیب رساندن و ویران کردن / جناس ناهمسان، قافیه: بد، زد
بازگردانی: بی ادب، نه تنها به خودش زیان می رساند؛ بلکه به همه جهان آسیب و زیان میرساند.
پیام: آسیب رسانی بی ادب به همگان
مثنوی معنوی، مولوی
پی دی اف درس سوم فارسی هفتم

