سعید

آموزه پنجم: آغازگری تنها

روان خوانی: تا غزل بعد

قلمرو زبانی: موصلِ: شهری در استان کردستان عراق / اسارت: اسیر شدگی / قلمرو ادبی: دست پیدا کردن: کنایه از «به دست آوردن»

قلمرو زبانی: از آنجا که: به این خاطر که (خطای رایج نگارشی) / برگزار کردن: برپاداشتن / قلمرو ادبی: در دست نداشتم: مجاز از اختیار (یا کنایه) / اراده، پشت کاری بودن: کنایه از «عزم نیرومند به انجام دادن کاری داشتن»

قلمرو زبانی: فرزانه: خردمند، دانا / دریغ: مضایقه / شایق: آرزومند، مشتاق/ وقفه:‌ درنگ

قلمرو زبانی: وجد: سرور، شادمانی و خوشی، شور / برآن شدن: قصد کردن / قدر:‌ اندازه (هم آوا؛ غدر: نابکاری)/ مقرّر: معلوم، تعیین شده / قربان صدقه کسی رفتن: پیوسته به او قربانت شدم گفتن؛ ناز کسی را کشیدن / رغبت: میل و اراده، خواست / قلمرو ادبی: «نه» نگفتن:‌ کنایه از مخالفت نکردن

قلمرو زبانی: ایّام: روزها؛ ج یوم / مفصّل: با تفصیل، مشروح، گسترده

نکته جالب در این اردوگاه، آشنایی عدّه‌ای از اسرا به زبان‌های انگلیسی، آلمانی و ایتالیایی بود که سعی می‌کردند با برگزاری کلاس‌های آموزشی به بچّه‌های علاقه مند، زبان خارجی یاد دهند.

قلمرو زبانی: اسرا: ج اسیر / بعثی: منسوب به حزب بعث / اعیاد: ج عید / اوایل:‌ م اوّل / قلمرو ادبی: دست و پا شکسته: کنایه از «به طور ناقص»

قلمرو زبانی: برگزاری: بر پا داشتن / دکلمه: برخوانی / موزون: هماهنگ، خوش نوا / جذابیت: دلربایی / قلمرو ادبی: شور و هیجان بچّه‌ها … بجوشد: استعاره پنهان / تخلیه روانی شدن: کنایه از اینکه به آرامش برسند / جیک کسی درنیامدن: کنایه از «هیچ سخنی نگفتن»

قلمرو زبانی: وجد: شور

قلمرو زبانی: آبی: منسوب به آب، رنگ آبی / قلمرو ادبی: قالب: غزل / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیلن فعولن (رشته انسانی)/ آبی بودن: کنایه از سرسبز و سرزنده بودن / بی رنگ بودن: کنایه از بی طراوت بودن / از شیشه نبودیم: گونه ای تشبیه / با سنگ مردن: کنایه از مرگ به سادگی و آسانی

بازگردانی: ما سرزنده تر از آن هستیم که با افسردگی و بدون هدف بمیریم. ما از جنس شیشه نیستیم که به آسانی با یک سنگ نابود شویم.

پیام: پایداری

قلمرو زبانی: جنون: دیوانگی؛ اینجا به معنای مجنون و عاشق / روح جنون: روح مجنون / غیرت: مردانگی / قلمرو ادبی: ای روح: جانبخشی / تا غزل بعدی: کنایه از تا مدتی دیگر / تا، ما: جناس

بازگردانی: ای روح دیوانه و عاشق من به من تا مدتی فرصت بده؛ زیرا در مردانگی ما نیست که مرگ ننگینی داشته باشیم.

پیام: پایداری

قلمرو زبانی: به کاری افتادن: آغاز کردن / انگار: گویی / قلمرو ادبی: سرگرم کننده: کنایه از سرخوش کننده / شور … دویدن: استعاره پنهان

قلمرو زبانی: کُری خوانی: رجز خوانی/ طور: گونه (شبه هم آوا: تور) / قلمرو ادبی: آیه یأس خواندن: کنایه از « سخن ناامیدانه گفتن» / نور امید: اضافه تشبیهی / نور امید … کم رنگ می‌کرد: کنایه از اینکه دیگران را ناامید می‌کرد / تضاد: برد و باخت‌

قلمرو زبانی: کورسو: نور اندک، روشنایی کم / واسۀ: برای / طرد شدن: کنار گذاشته شدن (شه هم‌آوا: تُرد) / منزوی: گوشه گیر / افراط: از حد درگذشتن، زیاده روی / تفریط: کندروی / قلمرو ادبی: حتّی کورسویی از امید:‌ تشبیه پنهان / طلوع، غروب؛ روز، شب: تضاد / افراط و تفریط: تضاد / عقربه‌ها تنبل شده بودند؛ شاید هم مرده:‌ جانبخشی، کنایه از اینکه «زمان دیر می گذشت.»

قلمرو زبانی: طاقت فرسا: توان فرسا، سخت و تحمّل ناپذیر / غربت: دوری (هم آوا← قربت: نزدیکی)/ دلگرمی: امیدواری / قلمرو ادبی: تا روحمان در زندان بعثی‌ها نپوسد: استعاره پنهان (روح مانند پارچه یا ماده‌ای است که می‌پوسد) / کم آورده: کنایه از ناامید شدن و بریدن / زیر پا می‌گذاشتند: کنایه از نادیده گرفتن

◙ املای درست را از داخل کمانک انتخاب کنید.

در آن روزهای …….. (غربت – قربت)، نیازمند دلگرمی و امید بودیم.

۱) متن «آغازگری تنها» و «تا غزل بعد» را از نظر زاویه دید و شخصیت‌های اصلی مقایسه نمایید.

آغازگری تنها: زاویه دید دانای کل یا سوم شخص / تا غزل بعد: زاویه دید اول شخص

در آغازگری تنها شخصیت اصلی داستان یک رزمنده است که در پی شکست دشمن است؛ ولی در «تا غزل بعد» شخصیت اصلی داستان رزمنده اسیری است که در اسارت نیز در پی کمک به هم­میهنان است. هر دو داستان نشانه پایداری ایرانیان در برابر دشمن است.

۲) در این متن، از چه راهکارهایی در رویارویی با دشواری‌های اسارت بهره گرفته شده است؟

مسابقات ورزشی / برگزاری کلاس آموزشی / اجرای نمایش و مقاله نویسی

پی دی اف آغازگری تنها / روان خوانی: تا غزل بعد
ویدئوی فارسی۲ درس۵ بخش ۱ (آغازگری تنها)
ویدئوی فارسی۲ درس۵ بخش ۲ (کارگاه متن پژوهی)
فارسی۲ درس۵ بخش ۳ (روان خوانی: تا غزل بعد)
پیمایش به بالا