التمارین
اَلتَّمرینُ الْأَوَّلُ: ضَعْ فِی الْفَراغِ کَلِمَهً مُناسِبَهً مِنْ کَلِماتِ مُعجَمِ الدَّرسِ. (از واژگان لغتنامه درس واژه مناسب را در جای خالی بگذار.)
۱- کانَتْ شیمِل مُنذُ طُفولَتِها مُشتاقَهً إلی کُلِّ ما یتَعَلَّقُ بِالشَّرقِ وَ مُعجبَه بإیران.
(شیمل از هنگام کودکی اش علاقه مند به هر چیزی بود که به شرق ارتباط داشت و شیفته ایران بود.)
۲- الدکتوراه الفَخریّه هی شَهادَهٌ تُعْطی لِشَخْصٍ تَقْدیراً لِجُهودِهِ فی مَجالٍ مُعَیّنٍ.
(دکترای افتخاری مدرکی است که در زمینه ای مشخص به فردی به خاطر تقدیر از کوشش[ش] داده میشود.)
۳- إنّ أنقرَه ثانی أَکبَرِ مَدینَهٍ فی تُرکیا بَعْدَ إسْطَنبول.
(همانا آنکارا دومین شهر بزرگ ترکیه پس از استانبول است.)
۴- اَلشَّعْبُ الْباکِستانی یتَکَلَّمُ بِاللُّغَهِ الأُردیّه.
(ملت پاکستان به زبان اردو سخن میگویند.)
۵- اَللُّغَهُ الرَّسمیهُ فی بِریطانیا الإنجِلیزیّه.
(زبان رسمی در انگلستان انگلیسی است.)
اَلتَّمرینُ الثّانی: عَیّنِ الْکَلِمَهَ الَّتی لا تُناسِبُ الْکَلِماتِ الْأُخری. (واژه ای را که با دیگر واژگان هماهنگ نیست شناسایی کن.)
۱- الأُسْبوع (هفته)□ الشَّهر (ماه)□ الثَّقافه (فرهنگ) ■ السَّنه (سال)□
۲- الأُردیّه (اردو)□ الإنجلیزیّه (انگلیسی)□ الفَرنسیّه (فرانسوی)□ الفَخْریّه (افتخاری)■
۳- الزَّمیل (همکار)□ القمیص (پیراهن)■ الصَّدیق (دوست)□ الحَبیب (دوست)□
۴- القَریَه (روستا)□ المَدینه (شهر)□ البِلاد (شهرها؛ کشور)□ النّیام (خوابیدگان)■
۵- الشَّهاده (مدرک)■ اَلطُّفولَه (کودکی)□ اَلصِّغَر (خردسالی)□ الکِبر (بزرگسالی)□
۶- القِطّ (گربه)■ الرُّمان (انار)□ التُّفّاح (سیب)□ العِنَب (انگور)□
اَلتَّمرینُ الثّالِثُ: اِقْرَأِ الْآیاتِ التّالیهَ، ثُمَّ انْتَخِبِ التَّرجَمَهَ الصَّحیحَهَ. (آیههای زیر را بخوان؛ سپس ترجمه درست را برگزین.)
۱ـ ﴿… عَلَی اللّهِ فَلْیتَوَکَّلِ المُؤْمِنونَ﴾ آل عمران: ۱۲۲
الف) مؤمنان تنها باید بر خدا توکّل کنند. ■ ب) مؤمنان فقط به خدا توکّل میکنند. □
۲ ـ ﴿ قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لکِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا…﴾ الحجرات: ۱۴
بادیه نشینان گفتند: …
الف) … «ایمان میآوریم.» بگو: ایمان نمی آورید؛ بلکه بگویید: در سلامت میمانیم. □
ب) … «ایمان آوردیم.» بگو: ایمان نیاوردهاید؛ بلکه بگویید: اسلام آوردیم. ■
۳ ـ ﴿ أَ وَ لَمْ یعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ …﴾ الزمر: ۵۲
الف) آیا ندانسته اند که خدا روزی را برای هرکس بخواهد، میگستراند؟ ■
ب) آیا نمی دانند که خدا روزی را برای هر کس بخواهد، فراوان میکند؟ □
۴- ﴿ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ * لَمْ یلِدْ وَ لَمْ یولَدْ * وَ لَمْ یکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ ﴾
بگو: او خداوند یکتاست، خدا بی نیاز است …
الف) … نمی زاید و زاده نمی شود و کسی همانندش نیست. □
ب) … نزاده و زاده نشده و کسی برایش همتا نبوده است. ■
۵ـ ﴿… فَلْیعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیتِ* الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ ﴾ [سوره قریش]
پس پروردگار این خانه را…
الف) … میپرستند؛ زیرا در گرسنگی خوراکشان داد و از ترس [دشمن] در امان نهاد. □
ب) … باید بپرستند، همان که در گرسنگی خوراکشان داد و از بیم [دشمن] ایمنشان کرد. ■
۱ ـ أسلم: اسلام آورد ۲ـ الصمد: بی نیاز ۳ـ ولد: زایید (مضارع: یلد) ۴ـ الکفو: همتا 5ـ أطعم: خوراک داد ۶ـ الجوع: گرسنگی ۷ـ آمن: ایمن کرد، ایمان آورد

اَلتَّمرینُ الرّابِعُ: ضَعْ فِی الْفَراغِ کَلِمَهً مُناسِبَهً. (واژه مناسب را در جای خالی بگذار.)
۱- تُسَمّی مَظَاهِر التقَّدُمِ فی میادینِ العِلمِ وَ الصِّناعهِ وَ الأدَبِ ……. . مِهرَجاناً (جشنواره)□ حَضارَه (تمدن)■
(نمودهای پیشرفت در زمینههای دانش، صنعت و ادب تمدن نامیده میشود.)
۲- ……….. أُستاذُ الْجامِعَهِ فی حَدیثِهِ إلی فَضائِلِ آنّه ماری شیمِل. أَشارَ (اشاره کرد) ■ أَثارَ (برانگیخت)□
(استاد دانشگاه در سخنش به فضیلتهای آنه ماری شیمل اشاره کرد.)
۳- ……….. هیَ الْقِیمُ الْمُشتَرَکَهُ بَینَ جَماعَهٍ مِنَ النّاسِ. اَلشَّهادَه (مدرک)□ الَثّقافهُ (فرهنگ)■
(فرهنگ همان ارزشهای مشترک میان گروهی از مردم است.)
۴- ألَقْی أُستاذُ الْجامِعَهِ……….. حول شیمل. مُحاضَرَهً (سخنرانی)■ مُسَجِّلاً (دستگاه ضبط)□
(استاد دانشگاه درباره شیمل سخنرانی کرد.)
۵- ……….. هوَ الشَّخصُ الَّذی یعْمَلُ مَعَکَ. الزَّمیل (همکار)■ اَلْمِضْیافُ (مهمان دوست)□
(همکار کسی است که با تو کار میکند.)
اَلتَّمرینُ الْخامِسُ: اِنْتَخِبِ الْجَوابَ الصَّحیحَ. (پاسخ درست را برگزین.)
۱- علَیکَ باِلمُحاوَلهِ، و ……….. فی حَیاتک. أَن تَیأسَ □ کی تَیأسَ □ لا تَیأسْ ■
(باید کوشش کنی و در زندگانی ات ناامید نشو.)
۲- أنا ……….. فِی السَّنَتَینِ الْماضیتَینِ. لن أُسافرَ □ لم أُسافرْ ■ لکی أُسافرَ □
(من در دو سال گذشته مسافرت نکرده ام.)
۳- أرید ……….. إلی سوقِ الحَقائبِ. أن أذهَبَ ■ لم أذهَبْ □ إن أذهَبْ □
(می خواهم به بازار کیف[فروشی] بروم.)
۴- هو ……….. إلی المَلعَبِ غداً. لَن یَرْجِعَ ■ ما رجِعَ □ لم یرجعْ □
(او فردا به ورزشگاه بازنخواهد گشت.)
۵- مَن ……….. ینجَحْ فی أعَمالهِ. لایَجتَهِدُ □ لایَجتَهِدْ □ یجتَهِدْ ■
(هر کس در کارهایش بکوشد موفق میشود.)
الَتمَّرینُ السّادِسُ: عَیّنِ البْیتَ الفْارِسی الذَّی یَرتبطُ باِلحَدیثِ فِی المَعنی. (بیت فارسی ای را شناسایی کن که با حدیث از نظر معنا در ارتباط باشد.)
۱- المؤمنُ قلیلُ الکلامِ کثیرُ العملِ. (مؤمن کم سخن و پرکار است.) الف
۲- العالمُ بلا عَمَلٍ کالشّجرِ بلا ثمَرٍ. رسول الله (دانای بدون کردار مانند درخت بدون میوه است.) ب
۳- أمَرَنی رَبّی بِمُداراه الناسِ کما أمَرَنی بأداء الفَرائِض. (پروردگارم مرا به نرمخویی با مردم فرموده همانگونه که به انجام دادن واجبات دینی فرموده است.) هـ
۴- عَداوهُ العاقل خَیرٌ مِن صَداقه الجاهِل. (دشمنی دانا بهتر از دوستی نادان است.) و
5- الدهرُ یومان؛ یومٌ لک و یومٌ علیک. (روزگار دو روز است؛ روزی به سود تو و روزی به زیانت.) د
6- خَیرُ الأمورِ أوسَطها. [رسول الله] (بهترین کارها میانه آنهاست.) ج
الف) کم گوی و گزیده گوی چون درّ / تا ز اندک تو جهان شود (نظامی گنجه ای)
ب) علم کز اعمال نشانش نیست / کالبدی دارد و جانش نیست. (امیر خسرو دهلوی)
ج) اندازه نگه دار که اندازه نکوست/ هم لایق دشمن است و هم لایق دوست (سعدی)
د) روزگار است آنکه گه عزت دهد گه خوار دارد / چرخ بازیگر از این بازیچهها بسیار دارد. (قایم مقام فراهانی)
هـ) آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است / با دوستان مروت با دشمنان مدارا. (حافظ)
و) دشمن دانا که غم جان بوَد / بهتر از آن دوست که نادان بود. (نظامی گنجه ای)
التمَّرینُ السّابعُ: ضَعْ فِی الفَراغ کلَمَهً مُناسِبهً مِنَ الکْلَمِاتِ التاّلیهِ. «کلَمَتانِ زائدَتانِ» (واژه مناسب را از [میان] واژگان زیر در جای خالی بگذار. دو واژه اضافی است.)
(أَنقَرَه(آنکارا)/ الْإنجِلیزیهَ (انگلیسی)/ الْحَضارَهُ (تمدن)/ فَخْریهٌ (افتخاری)/ مُنْذُ (از هنگام)/ الْمُستَشرِقَ (خاورشناس)/ مُحاضَرَهً (سخنرانی)/ شَهاداتِ (مدارک))
۱- ما رَأَیتُ جیرانی مُنْذُ یومِ الْخَمیسِ. (من همسایگانم را از روز پنجشنبه ندیده ام.)
۲- نَتَعَلَّمُ اللُّغَهَ الْإنجِلیزیهَ مِنَ الصَّفِّ السّابِعِ. (زبان انگلیسی را از کلاس هفتم میآموزیم.)
۳- أَلْقَی الْأسُتاذُ مُحاضَرَهً ثَقافیهً أَمامَ الطُّلّابِ. (استاد پیشاروی دانشجویان سخنرانی فرهنگی کرد.)
۴- کانَتْ الْحَضارَهُ السّومِریهُ فی جَنوبِ الْعراقِ. (تمدن سومری در جنوب عراق بود.)
۵- اَلدُّکتوراه مِنْ أَعلی شَهاداتِ التَّخَصُّصِ فِی الْجامِعاتِ. (دکترای از بالاترین مدارک تخصصی در دانشگاهها ست.)
۶- إنَّ الْمُستَشرِقَ عالِمٌ مِنَ الدُّوَلِ الْغَربیهِ عارِفٌ بِالثَّقافَهِ الشَّرقیهِ. (خاورشناس، دانشمندی است از دولتهای باختری که آشنا با فرهنگ خاورزمین است.)











