سعید

آموزه هشتم: روشی برای نوشته درباره موضوع‌های ذهنی

کودک

در این درس، تلاش می‌کنیم به این پرسش پاسخ دهیم.

پاسخ این پرسش، قطعاً، منفی است. برای نوشتن درباره یک صفت یا مفهوم ذهنی مثل ایثار، پهلوانی، عشق، میهن دوستی، مهر مادری و راستگویی، پرسش‌ها گونه ای دیگر خواهد بود؛ مثلا اگر بخواهیم درباره موضوع «راستگویی»، انشایی بنویسیم، نوع پرسش‌های طرح شده این گونه خواهد بود:

کلمه راست گویی به چه معناست؟

نقش و تأثیر راستگویی در زندگی فردی و اجتماعی چیست؟

افراد راستگو چگونه آدم‌هایی هستند؟

اگر راستگویی در جامعه رواج نداشته باشد، چه مشکلاتی به وجود میآید؟

چه صفت‌هایی با صفت راست گویی متضاد هستند؟

برای رشد و رواج راست گویی در جامعه، چه باید کرد؟

پاسخ به این پرسش‌ها، در حقیقت، گام‌هایی است که ما را به سمت کامل کردن نوشته پیش می‌برد. بهره گیری از این چارچوب برای نوشتن به ذهن ما کمک می‌کند که راحت تر فکر کنیم و آسان تر بنویسیم.

متن زیر پاسخی به پرسش‌های بالاست:

«راستی و راستگویی یکی از صفتهای پسندیده انسان است. واژه راستگویی کلمه ای است که از دو بخش «راست» و «گویی» تشکیل شده است. بخش نخست این کلمه به معنای درست، سالم و صحیح است؛ بخش دوم از ریشه «گو» و «گفتن» است. بنابراین، راستگویی یعنی گفتن حرف راست و درست، درستگویی، کلمات و مفاهیم صحیح را بر زبان آوردن و از نادرستی و دروغ، پرهیزکردن.

کسی که سالم زندگی کند و در رفتار و گفتار با مردم جامعه پیرامون خود، راست گویی و صداقت را پیشه خود سازد همواره در کارهای خود موفق و مورد اعتماد مردم است و همه آرزو می‌کنند با چنین کسی دوست باشند. به همین سبب، این فرد، به طور طبیعی، سرمشق دیگران می‌شود و دوستان بسیاری پیدا می‌کند و هرگز در سختی‌ها و دشواری‌ها تنها نیست.

اگر در جامعه ای، بیشتر مردم راست گویی را پیشه کنند، همدلی، اتحاد، پیشرفت و سربلندی در آن جامعه ایجاد می‌شود. در چنین اجتماعی، روحیه احترام گذاشتن، محبت، کمک و همراهی در شادی و غم رشد می‌کند؛ مثلاً در یک کلاس، اگر همه ما دوستانی همدل و مهربان با هم باشیم و راست گویی را سرمشق خود قرار دهیم، هم در یادگیری درس یاور همدیگر خواهیم بود و پیشرفت بهتری خواهیم داشت و هم هیچ گاه احساس تنهایی نخواهیم کرد.

افرادی که راست گویی و صداقت را سرمشق خود قرار می‌دهند و همیشه کارهای خوب می‌کنند مورد احترام دیگران هستند و چون دروغی بر زبان نمی‌آورند، نگران این هم نیستند که نکند روزی دروغشان آشکار شود؛ به همین دلیل، راست گویان همیشه آرامش دارند و خدا را برای این لطف، شکر می‌کنند.

حال اگر راستی و درستی، در بین مردم، کم رنگ شود و دروغ گویی جای راست گویی را بگیرد، دوستی‌ها و مهربانی میان مردم به دشمنی و کینه جویی تبدیل می‌شود، شیرینی و خوشی‌های زندگی به تلخی و ناگواری دگرگون می‌شود و همه از یکدیگر فرار می‌کنند. جامعه ای که گرفتار دروغ و کج رفتاری شده بیمار است و نمی‌تواند بزرگ شود و پیشرفت کند و حتی در برابر دشمنان هم توان دفاع از خود را ندارد.

برای اینکه راستگویی در جامعه پرورش یابد و رشد کند و ناراستی، دروغ و نیرنگ از بین برود، باید راست‌گویان و راست‌کرداران جامعه را شناسایی کنیم، رفتار آنان را سرمشق خودمان بسازیم و به آنان احترام بگذاریم و از نیکیهای این افراد و تأثیر رفتار نیکوی آنان، برای دیگران سخن بگوییم تا راستگویی و راستگویان الگوی جامعه ما قرار گیرند.»

چند راهکار مناسب برای بهره گیری از این شیوه در طرح پرسشها

ویژگی پرسشها

ـ فقط به اصل موضوع بپردازند.

ـ بر پایه ساختمان نوشته (رعایت موضوع، بخش آغازین، بخش میانی و بخش پایانی) چیده شوند.

ـ همه جنبه‌های موضوع را دربرگیرند.

چند راهکار مناسب برای بهره گیری از این شیوه در ارائه پاسخ‌ها

ویژگی پاسخ‌ها

ـ فقط در جواب موضوع اصلی باشند.

ـ بر پایه نظم منطقی و رعایت ساختار نوشته تنظیم شوند.

ـ نتیجه مطالعه و تحقیق باشند.

ـ با نمونه و مثال از رفتارها و گفتارها همراه باشند.

ـ پاسخ‌ها کوتاه و گویا نوشته شوند.

ابتدا موضوعی، برای متن زیر تعیین کنید، سپس برای هر بخش، پرسش‌هایی مناسب، طرح کنید.

شجاعت این است که انسان، در موقع لزوم، در برابر حوادث و مخاطرات و رنج‌ها و مشقت‌ها ایستادگی کند. شجاعت، نترسیدن نیست. مثلاً آن کس که با کمال بی پروایی، در کوچه و خیابان، مرتکب حرکات شرم آور می‌شود شجاع خوانده نمی‌شود.

شجاع کسی است که از مرگ و خطر و عواقب کارهای بد بترسد؛ ولی در موقع ترس، خود را نبازد و دست وپای خود را گم نکند. فرماندهی که در زیر آتش توپخانه دشمن بر جان خود می‌ترسد، با وجود آن، تاب می‌آورد و وظیفه خود را انجام می‌دهد، فردی شجاع است. حتی زمانی که، با زبردستی و مهارت، عقب نشینی می‌کند، شجاع است.

وقتی باید او را ترسو خواند که در مقابل دشمن، عقل خود را از ترس گم کند و به کاری دست بزند که به زیان لشکریانش تمام شود.

شجاعت فقط شجاع بودن در میدان جنگ نیست. یکی از شجاعت‌ها شجاعت اخلاقی است. شجاعت اخلاقی آن است که انسان نظر و عقیده درست خود را، با جرئت، بیان کند و در بیان حقیقت، از هیچ چیز و هیچ کس هراس نداشته باشد.

شجاعت یکی از خصلت‌های نیکوی انسان است. شجاعت به انسان نیرو، اعتماد و دلیری می‌بخشد. جامعه ای که افراد آن شجاع باشند هرگز در برابر دشمنان، تسلیم زور و ستم نمی‌شوند و از حق خود به خوبی دفاع می‌کنند.

موضوع: ………………………………………………

پرسشها

برای موضوع «فداکاری»، پرسشهایی طرح کنید و بر اساس آن، متنی بنویسید.

پرسش ها

پاسخ‌ها (نوشته شما)

هر گروه یکی از نوشته‌های پرسش قبل گروه دیگر را انتخاب و بر اساس معیارهای زیر، آن را بررسی و نقد کند.

داشتن پیش نویس؛

داشتن پاک نویس (رعایت نشانه‌های نگارشی، نداشتن غلط املایی، توجه به درست نویسی و حاشیه گذاری)؛

رعایت طبقه بندی ذهن و نوشته (آغاز، میانه، پایان)؛

طرح ریزی نوشته با پرسش‌های مناسب؛

شیوۀ خواندن.

الف) مادر و مادربزرگم به زیارت امام رضا رفتند.

ب) مادر و مادربزرگم به زیارت امام رضا رفتن.

جملۀ الف درست است. می‌دانیم که «مصدر» با «فعل» تفاوت دارد. فعل ویژگی شخص، شمار و زمان را بیان می‌کند و معمولاً در پایان جمله‌ها قرار می‌گیرد؛ اما مصدر این ویژگی‌ها را ندارد.

جمله‌های زیر را ویرایش کنید:

گفتن و نوشتن جدا از هم نیستن.

آنها هم برای خودشان عقیده‌هایی داشتن.

حکایت زیر را به نثر ساده امروزی بازنویسی کنید.

شخصی شتر گم کرد سوگند خورد که اگر شتر را پیدا کند، آن را به یک درم بفروشد. چون شتر را یافت از سوگند خود پشیمان شد برای آنکه سوگند خود را نشکند. گربه‌ای در گردن شتر آویخت و بانگ زد که چه کسی می‌خرد؟ شتر را به یک درم و گربه‌ای را به صد درم؛ اما هر دو را با هم می‌فروشم. شخصی آنجا بود؛ گفت: «این شتر ارزان بود اگر این قلاده را در گردن نداشت.» (عبید زاکانی)

پیمایش به بالا