سعید

آموزه ششم: لف و نشر، تضاد و متناقض نما

الف) اگر ز خلق ملامت و گر ز کرده ندامت / کشیدم، از تو کشیدم، شنیدم، از تو شنیدم (مهرداد اوستا) / ملامت: سرزنش / ندامت: پشیمانی

لف۱: ملامت، لف۲: ندامت / نشر۲: شنیدم، نشر۱: کشیدم (نامرتّب) «نهایی دی ۹۸»

بازگردانی: اگر از مردم سرزنش شنیدم به خاطر تو شنیدم و اگر از کارهایم پشیمان شدم، به خاطر تو پشیمان شدم.

ب) فرورفت و بررفت روز نبرد / به ماهی نم خون و بر ماه گرد (فردوسی) / بررفت: بالارفت / گرد: گرد و خاک

لف۱: فرورفت، لف۲: بررفت / نشر۱: به ماهی نم خون، نشر۲: بر ماه گرد  (مرتّب)

بازگردانی: روز نبرد، نم خون به ماهی رسید و گرد به آسمان رسید.

پ) دل و کشورت جمع و معمور باد! / ز مُلکت پراکندگی دور باد! (سعدی) / معمور: آباد / مُلک: سرزمین

لف۱: دل، لف۲: کشور / نشر۱: جمع، نشر۲: معمور (مرتّب)

بازگردانی: دلت، خاطرجمع و کشورت آباد باشد! از پادشاهی ات پراکندگی دور باشد.

ت) با آنکه جیب و جام من از مال و می تهی است / ما را فراغتی است که جمشید جم نداشت (فرخی یزدی) «نهایی دی ۹۷» 

لف۱: جیب، لف۲: جام / نشر۱: مال، نشر۲: می (مرتّب)

بازگردانی: با آن که من تهیدستم و رفاه ندارم؛ امّا آسایش و آرامشی دارم که جمشید، پادشاه کیانی آن آرامش را نداشت.

الف) هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است / برود از دل من، وز دل من آن نرود (حافظ)

بازگردانی: هر چه جز بار غم تو بر دل بیچاره من است، از دلم بیرون خواهد رفت، اما از دل من غم تو نمی‌رود.

ب) کسی با او نه و او با همه کس / نماند هیچ کس، او ماند و بس (خواجوی کرمانی)

بازگردانی: کسی با خدا نیست و خدا با همه کس است. هیچ کس نمی‌ماند؛ ولی خدا فقط می‌ماند.

پ) درنیابد حال پخته هیچ خام / پس سخن کوتاه باید؛ والسّلام (مولوی) «نهایی خرداد ۹۸» «نهایی دی ۹۹» 

بازگردانی: کسی که عاشق نباشد حال عاشق راستین را درک نمی‌کند؛ پس بهتر است سخن را کوتاه کنم و به پایان برسانم.

ت) همه غیبی تو بدانی، همه عیبی تو بپوشی / همه بیشی تو بکاهی، همه کمّی تو فزایی (سنایی) / کاستن: کم کردن / فزودن: زیاد کردن

بازگردانی: (خداوندا) تو به همه امور ناپیدا آگاهی و همه عیب‌ها را می‌پوشانی. کم و زیاد شدن‌ها به دست توست

ث) شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل / نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد (حافظ) / اقبال: بخت / نخوت: خودبزرگ بینی / شوکت: شکوه

بازگردانی: خدا را شکر می کنم که به خوش قدمی گل، خودبزرگ بینی باد زمستانی و شکوه خار به پایان رسید. (زمستان رفت و بهار آمد.)

الف) ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی / از این باد ار مدد خواهی، چراغ دل برافروزی (حافظ)

متناقض نما: باد چراغ را خاموش می‌کند نه روشن.

بازگردانی: آسمان اگر معراج از پا افتادن ما را می‌دید، از شرم افتخار، خود را خاک مال می‌کرد.

ب) فلک در خاک می‌غلتید از شرم سرافرازی / اگر می‌دید معراج ز پا افتادن ما را (بیدل دهلوی) «نهایی شهریور ۹۹»

متناقض نما: سرافرازی نمی‌تواند همراه با شرم باشد. / متناقض نما: معراج نمی‌تواند «از پا افتادن» باشد.

بازگردانی: آسمان اگر معراج از پا افتادن ما را می‌دید، از شرم افتخار، خود را خاک مال می‌کرد.

پ) عجب مدار که در عین درد خاموشم / که درد یار پری چهره عین درمان است (فروغی بسطامی)‌ «نهایی شهریور ۹۸»

متناقض نما: درد نمی‌تواند درمان باشد.

بازگردانی: تعجب نکن که با اینکه دردمندم، ساکتم؛ زیرا درد یار زیبارو عین درمان است.

با آنکه جیب و جام من از مال و می تهی است / ما را فراغتی است که جمشید جم نداشت

خط عروضی: با آنکِ جیبُ جامِ مَنَز مالُ مِی تُهیست / ما را فَراغَتیست کِ جَمشیدِ جَم نَداشت

پایه‌های آواییبا  آن  کِ جی  بُ  جا  مِ مَ  نَز  ما  لُ مِی تُ  هیست
پایه‌های آواییما  را  فِ را  غَ  تیـ  ستکِ  جَم  شی  دِجَم  نَ  داشت
نشانه‌های هجایی– -U-U-UU- -U– U-
وزنمَفعولُفاعِلاتُمَفاعیلُفاعِلُن
یا مُستَفعِلُن مَفاعِلُ مُستَفعِلُن فَعَل

در مصراع نخست در هجای نهم و چهاردم حذف همزه به انجام رسیده است و در مصراع دوم در هجای هفتم حذف همزه دیده می‌شود.

علوم ۳ بیسترس سعید جعفری
سعید جعفری

پی دی اف درس ششم: لف و نشر تضاد متناقض نما

ویدئوی درس ششم: لف و نشر، تضاد و متناقض نما(آپارات)

ویدئوی درس ششم: لف و نشر تضاد و متناقض نما(یوتیوپ)

لف و نشر
پیمایش به بالا