معلّم این بار، در حالی که کوهی از کتاب را روی دستان خود حمل میکرد، وارد کلاس شد. کتاب ها را روی میز چید و بعد از سلام و احوال پرسی، شعر زیر را با لحنی گیرا و دلنشین خواند:

◄ مردمان کتاب خوان گویند:
هر کتابی به راستی، گنجی است
گنج با رنج می شود پیدا
لیکن این گنج، گنج بیرنجی است
♣
می شود بر تو باز، روی جهان
تا شود بر کتاب، چشمت باز
بر خطوطش که راهِ دانایی است
سفری در جهان، نما آغاز
♣
نتوانی شناخت، مردم را
تا که خود را نخست نشناسی
تا نخوانی کتاب های درست
خویشتن را درست نشناسی
محمود کیانوش
سپس به دانش آموزان گفت: « از کودکی آموختیم، کتاب، یار مهربان، دانا و خوش بیان، پندآموز، هنرمند، سودمند و بی زیان است. از شما می خواهم در این فرصت، به ذهن خود مراجعه کنید و فهرستی از کتابهایی که تاکنون خوانده اید، بنویسید و بگویید از هر کتاب، چه نکته ای آموخته اید».
دانش آموزان، فکر می کردند و می کوشیدند نام کتاب هایی را که پیش از این خوانده بودند، به یاد آورند. معلّم هم کنار میز آنها حاضر می شد و با راهنمایی های خود، آنان را تشویق می کرد تا آنچه به یاد می آورند، بنویسند.
1- نام کتابی که خوانده ام:
◄ نکته ای که آموختم:
۲- نام کتابی که خوانده ام:
◄نکته ای که آموختم:
3- نام کتابی که خوانده ام:
نکته ای که آموختم:
4- نام کتابی که خواندهام:
◄نکته ای که آموختم:
5- نام کتابی که خوانده ام:
◄ نکته ای که آموختم:
۶- نام کتابی که خواندهام:
◄ نکته ای که آموختم:
معلّم، پس از تأمل در نوشته های دانش آموزان، گفت:«مطالعه و خواندن کتاب، یکی از مناسب ترین راه ها، برای رشد و تقویت تفکر و افزودن بر توانایی های ذهن و زبان در نوشتن است. یک کشاورز را درنظر بگیرید. دانه را در زمین می کارد؛ به آن آب می دهد و از آن مراقبت می کند تا به باروری برسد. نویسنده هم با خواندن، به خاطر سپردن و اندیشیدن، کشتزار ذهن خود را پرورش می دهد و به نوشته که محصول فکری اوست، دست می یابد. پس نوشتن، فرزند خواندن است. هر چه بیشترکتاب بخوانیم، توانایی های ذهن ما بیشتر تقویت م یشود و کار نوشتن برای ما آسان تر می شود.
البته خواست ما از«خواندن» فقط خواندن کتاب نیست. نگاه کردن به تصویر، تماشای فیلم، شنیدن حکایات و گفت وگوهای مردم و… همه، گونه ای متن هستند که می توانند به زایش و پویایی ذهن ما کمک کنند و بر ژرفایی و گستردگی نوشته بیفزایند».
معلّم، متن زیر را در اختیار یکی از دانش آموزان قرار داد و از او خواست، آن را با صدای بلند بخواند.
◄ نُه قهرمان بر سکوی اول
زندگی پر از مسابقه است. تا حالا با خودتان در یک مسابقه شرکت کرده اید؟ تا حالا بر خودتان پیروز شده اید؟ کدام، لذت بخش تر است؛ پیروزی بر خود یا پیروزی بر دیگران؟
پیش از آنکه بیشتر توضیح دهم، از شما دعوت می کنم رویداد شیرین، شگفت و درس آموز زیر را بخوانید:
«مسابقه المپیک معلولان، شروع شده بود. تماشاگران، مشتاقانه، چشم دوخته بودند تا مسابقه دوی ۱۰۰ متر معلولان را تماشا کنند.
نُه نفر از شرکت کنندگان پشت خط آغاز مسابقه، گوش سپرده بودند تا با شنیدن صدای تپانچه، حرکت خود را آغاز کنند؛ این نه نفر، همگی عقب مانده های جسمی و ذهنی بودند. هر چند آنان هرگز قادر به دویدن سریع نبودند؛ اما همگی سعی داشتند، مسیر مسابقه را طی کنند و نشان المپیک معلولان را برگردن بیاویزند.
ناگهان، اتّفاقی افتاد که همه چیز را عوض کرد. پای یکی از شرکت کنندگان پیچ خورد و به زمین افتاد. او بلافاصله چند غلت زد و کمی بعد، صدای ناله اش بلند شد. هشت نفر دیگر با شنیدن صدای ناله او، ایستادند و به عقب برگشتند.
اندکی بعد، هر نُه نفر، بازو در بازوی هم انداختند و قدم زنان، خود را به خط پایان رساندند؛ یعنی همه آنان اول شدند.
اشک در چشمان تماشاگران جمع شده بود. آنها به پا خاستند و ده دقیقه تمام برای نُه نفر قهرمان، کف زدند».
شکوه رفتار انسان های درست کار، تماشایی ترین صحنه است. زیبایی مسابقه در برنده شدن یک نفر نیست. اگر هشت نفر دونده، رقیب خود را رها می کردند، امروز این«حماسه انسانی» نبود. پیروزی، زمانی گواراست که دیگران هم دیده شوند. درخت از آن جهت ستودنی است که سایه اش را به همه، حتی به هیزم شکن هم تعارف می کند.
آیا ما هر روز، شرکت کننده چنین مسابقه ای نیستیم؟ راستی ما بر کدام سکو ایستاده ایم؟ این سخن زیبای امام «مسابقه عاشورا» پایان مناسبی بر این نوشته است: ایُّها الناس نافِسوا فی المَکارم: مردم! در بزرگ منشی ها و نیکی ها با یکدیگر در مسابقه باشید.
سفر زندگی
معلّم بعد از خواندن نوشته، گفت: نویسنده برای توسعه دادن و عمیق تر کردن نوشته، از مطالعات پیشین خود بهره گرفته است. مهم ترین مواردی که نوشته را از حالت یکنواخت و سطحی بیرون آورده اند، عبارت اند از:
ـ از یک داستان واقعی «مسابقه المپیک معلولان» استفاده کرده است.
ـ در بخشی از نوشته، تمثیل «درخت از آن جهت ستودنی است که سایه اش را به همه، حتّی به هیزم شکن هم تعارف می کند» را به کار برده است.
ـ در بخش نتیجه گیری از حدیث« ایُّها النّاس نافِسوا فی المکارم» که با موضوع نوشته ارتباط دارد، بهره گرفته است.
نتیجه گیری از متن هم حاصل درک مناسب نویسنده است. درکی که در اثر کوشش ذهنی و تجزیه و تحلیل خوانده ها به دست آمده است. تأثیر مطالعات نویسنده در نثر او هم پیداست. استفاده از کلمات و ترکیبات تازه و متنوع، جمله های مختلف خبری، عاطفی، پرسشی و … نتیجه دانش و تجربه نویسنده است. دانش نویسنده، حتی در انتخاب موضوع، نظم ذهنی و ساختار منظّم متن (داشتن موضوع، مقدمه، تنه و نتیجه) هم تأثیر گذاشته است.
بنابراین، مطالعه هدفمند و بهره گیری بجا و مناسب از خوانده ها، هنگام نوشتن، در گسترش دامنه نوشته و عمقبخشیدن به آن، مؤثّر است.
نویسنده اهل مطالعه و خوش فکر:
■ موضوع های خوبی برای نوشتن انتخاب می کند.
■ به موضوع، متفاوت می نگرد.
■ برای شرح، بسط و تحلیل موضوع از آیه، حدیث، سخنان حکیمانه، ضرب المثل و داستان های مناسب بهره می گیرد.
■ برای بیان مطلب از شیوه های مختلفی مثل «مقایسه،» «تمثیل،» «مناظره» و … استفاده می کند.
■ نوشته را به نتایج ارزشمندی ختم می کند.
فعالیت های نگارشی ۷
نوشته زیر را بخوانید و نشان دهید کدام بخش از متن، تحت تأثیر مطالعات نویسنده، گستردگی و عمق بیشتری پیدا کرده است؟
انسان و فرشته، دو ستایشگر خالق هستند و به ستایشگری معروف اند. ولی آیا جز انسان و فرشته، ستایشگران دیگری هستند؟ آیا ما آنها را می بینیم؟ می شناسیم؟ حکایت زیر، آیینه ای برای دیدن و شناختن اینان است:
یاد دارم که شبی در کاروانی همه شب رفته بودم و سحر در کنار بیشه ای خفته. شوریده ای که در آن سفر همراه ما بود، نعره برآورد و راه بیابان گرفت و یک نفس آرام نیافت. چون روز شد، گفتم:« این چه حالت بود؟»
گفت: «بلبلان را شنیدم که به نالش درآمده بودند؛ از درخت و کبکان در کوه و غوکان در آب و بهایم در بیشه. اندیشه کردم که مروت نباشد همه در تسبیح و من به غفلت خفته.»
این حکایت، به خوبی، نشان می دهد که تنها انسان ها و فرشتگان نیستند که خداوند را ستایش می کنند؛ بلکه هر چه در زمین و آسمان است، به ذکر پروردگار مشغول است.
قیام کوهساران، رکوع آبشاران، قنوت درختان، سلام غنچگان، همه و همه، نشان از سرود و ستایش دارند. خداوند هم در قرآن کریم بر این حقیقت تأکید می کند و می فرماید: «یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ». ( سوره تغابن و جمعه / آیه ۱)
پیام این آیه برای ما انسان ها این است که در حمد و ستایش آفریدگارمان از حیوانات، جمادات و نباتات عقب نیفتیم.
هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید / بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه
و یا
توحیدگوی او نه بنی آدم اند و بس / هر بلبلی که زمزمه بر شاخسارکرد
موضوعی را انتخاب کنید و با بهره گیری از اطّلاعات و دانش خود، به آن، گستره و عمق ببخشید.
موضوع:
نوشته های خوانده شده (در تمرین ۲) را ، با معیارهای زیر ارزیابی کنید.
سنجه های ارزیابی:
♣ داشتن پیشنویس؛
♣ داشتن پاک نویس (رعایت علائم نگارشی، املای صحیح واژگان، درست نویسی، خط خوش)؛
♣ گستردگی و عمق نوشته؛
♣ رعایت طبقه بندی ذهن و نوشته (آغاز، میانه و پایان)؛
♣ بهره گیری مناسب از شیوه های پرورش فکر؛
♣ شیوه خواندن.
نتیجۀ بررسی و داوری
درست نویسی ۷
الف) من برای دل خود می نویسم، بعضی ها کف می زنند.
ب) من از برای دل خود می نویسم، بعضی ها کف می زنند.
جمله« الف»، درست است. استفاده از نشانه های ربط، متمم و … باید بجا و مناسب باشد. به کارگیری نامناسب این نشانه ها، به نوشته آسیب می رساند و درک و دریافت را دشوار می کند. در جمله «ب» کاربرد نشانه «از» اضافی است.
جمله های زیر را ویرایش کنید:
■ او در خدمت مردم بود بلکه کمترین چشمداشتی نداشت.
■ من مدیون به تو هستم و برای جبران، سعی ام را خواهم کرد.
تصویر نویسی ۷ (انشای آزاد)
درختی را با ویژگی های زیر، تصور کنید و متنی درباره آن بنویسید.
■ پا در هواست. ■ ریشه هایش در ابر فرو رفته است. ■ شاخه هایش روی زمین گسترده شده است.

