سعید

آموزه هفتم: با جانشین سازی، راحت‌تر بنویسیم

کرجی‌کشان ولگا

«عزیز من، باید بتوانی به جای یک سنگ نشسته، دوران گذشته را، که توفان زیستن با تو گذرانیده، به تن حس کنی. باید بتوانی یک جام بشوی که وقتی افتاد و شکست، لرزش شکستن را به تن حس کنی! دانستن سنگ بودن یک سنگ کافی نیست؛ مثل دانستن معنی یک شعر است. گاه باید در خود آن قرار گرفت و با چشم درون آن به بیرون نگاه کرد و با آنچه در بیرون دیده شده است، به آن نظر انداخت».

معلم، پس از خواندن نوشته، به دانش آموزان گفت: «نوشته ای که خواندیم موضوع درس این جلسه را نشان میدهد»

شیوه دیگری که برای تقویت ذهن و آسان سازی نوشتن، مفید است روش «جانشین سازی» است؛ یعنی هر گاه موضوعی برای نوشتن درباره موجودات یا اشیا داده شد، ما چیزهای دیگر یا خودمان را به جای آن موضوع بگذاریم و از زبان خود یا دیگری درباره آن بنویسیم.

در سخنان «نیما یوشیج» هم، بر همین شیوه تأکید شده است: «باید بتوانی یک جام  بشوی که وقتی افتاد و شکست، لرزش شکستن را به تن حس کنی»! مثلاً، اگر موضوع نوشتن «پنجره کلاس» باشد، هر کدام از ما خودمان را جای آن قرار دهیم و بنویسیم: اگر من پنجره کلاس بودم … .

یا گاهی با آوردن «اگر»، راهی جدید باز کنیم و فرصتی تازه به فکر و خیال خود بدهیم و بنویسیم:

اگر خورشید بودم….

اگر کوه بودم….

این شیوه نگریستن به موضوع و آماده سازی ذهن برای بهتر نوشتن باعث می شود که ما عواطف و احساسات خود را به سادگی بتوانیم بیان کنیم و فرصت آفرینش بیشتری به ذهن و خیال خود بدهیم و تخیل خودمان را با پدیده ها همراه کنیم و از این راه، خود را به دنیای آن نزدیک سازیم.

معلم در ادامه به دانش آموزان گفت: «اکنون، از شما می خواهم به متنی دیگر توجه کنید.

در این نوشته، نویسنده می خواهد ویژگی های «کتاب» را به ما بشناساند؛ ولی به جای اینکه مستقیماً به خصوصیات کتاب بپردازد، در ذهن خود، کتاب را به جای انسان نشانده و سپس، آن را با ویژگی های انسانی، اینگونه معرفی می کند:

بعضی از کتابها ساده لباس می پوشند و بعضی لباس های عجیب و غریب و رنگارنگ دارند. بعضی از کتابها برای ما قصه می گویند تا بخوابیم و بعضی قصه می گویند تا بیدار شویم. بعضی از کتاب ها شاگرد اول می شوند و جایزه می گیرند، بعضی مردود می شوند و بعضی تجدید. بعضی از کتاب ها تقلب می کنند… بعضی از کتاب ها پُرحرف اند، ولی حرفی برای گفتن ندارند و بعضی ساکت و آرام اند، ولی یک عالَم حرف گفتنی در دل دارند … بعضی از کتابها دوقلو یا چندقلو هستند. بعضی از کتاب ها پیش از تولد می میرند و بعضی تا ابد زنده هستند».

کدامیک از متن های زیر با موضوع این درس ( توصیف به روش جانشین سازی) تناسب بیشتری دارد؟ دلیل انتخاب خود را توضیح دهید.

الف) «هنوز در جست وجوی نشان امیدبخشی، زیرچشمی به کنده کاری چهره اش نگاه می کردم که گفت: «به مسافرخانه رسیده ایم». از دریچه ای به این پناهگاه وارد شدیم و از طریق یک راهرو داخل محوطه کوچکی شدیم که به نظرم به قبرستانی هموار شبیه بود.

این مهمانخانه، به نظر من، ملالت انگیزترین درختان، اندوه بارترین گنجشکان، پریشان ترین گربه ها و دلگیرترین اتاق ها را داشت.»

ب) «سقا دلش برای کوزۀ شکسته سوخت و با همدردی گفت: از تو می خواهم در مسیر بازگشت به خانه ارباب، به گل های زیبای کنار راه توجه کنی. در حین بالارفتن از تپه، کوزۀ شکسته خورشید را نگاه کرد که چگونه گل های کنار جاده را گرما می بخشد و این موضوع کمی او را شاد کرد. اما در پایان راه، باز هم احساس ناراحتی می کرد. چون باز هم نیمی از آب نشت کرده بود. برای همین، دوباره از صاحبش عذرخواهی کرد. سقا گفت: من از تَرک تو خبر داشتم و از آن استفاده کردم. من در کناره راه، گل هایی کاشتم که هر روز وقتی از رودخانه برمی گشتیم، تو به آنها آب دادهای.»

پ) سنگی بودم بر سر راهی. هر کسی که به من می رسید لگدی به من می زد و زور و قدرت خود را به من نشان می داد. گاهی هم مرا زیر پا می گذاشتند و عبور می کردند. تا اینکه روزی، چیز غول پیکری با سروصدایی هراس انگیز به طرفم آمد و مرا در میان انبوهی از سنگ و خاک و شن، بلند کرد و بر پشت چیزی سرازیر کرد. دردی سنگین تمام بدنم را فراگرفت.

ساعتی در زیر خرواری از سنگ و شن گذشت. فقط این اندازه فهمیدم که مرا به جایی می برند. حسی عجیب داشتم. تمام خاطرات گذشته ام را مرور کردم. هیچ کدام مثل این نبود.

یکی از موضوع های زیر را انتخاب کنید و درباره آنها متنی بنویسید.

اگر معلم نگارش بودید… . 

پروانه ای هستید که در تاریکی شب، شمعی روشن پیدا کرده‌اید… . 

قطرۀ بارانی هستید که از ابری ‌ چکیده اید… .

سعید جعفری

نوشته خود یا یکی از دوستانتان را، بر اساس معیارهای زیر، نقد کنید و نتیجه بررسی را بنویسید.

داشتن پیش نویس؛

داشتن پاک نویس (رعایت نشانه های نگارشی، نداشتن غلط املایی، توجه به درست نویسی و حاشیه گذاری)؛

رعایت طبقه بندی ذهن و نوشته (آغاز، میانه و پایان)؛

بهره گیری از شیوۀ جانشین سازی و انتقال حس کسی یا چیزی که به جایش سخن گفته می شود؛

شیوۀ خواندن

من لوازم مدرسه را خریدم.

من لوازمات مدرسه را خریدم.

جمله اول درست است؛ زیرا لوازم جمع است و نباید آن را دوباره جمع بست.

جمله های زیر را ویرایش کنید:

تمام امورات تحصیلی را خودش پیگیری می کند.

او در مراسمات رسمی، خوب سخنرانی می کند

انشای آزاد به دو تصویر زیر با دقت نگاه کنید؛ درباره تفاوت آنها بیندیشید و هر یک را در نوشته ای جداگانه توصیف کنید. معیار سنجش نوشته های شما تشخیص دوستانتان است؛ یعنی زمانی که نوشته هایتان را در کلاس می خوانید، آنها باید تشخیص دهند هر نوشته مربوط به کدام تصویر است.

پیمایش به بالا