نار خندان، باغ را خندان کند / صحبت مردانت، از مردان کند (مثنوی معنوی؛ مولوی)
دانش زبانی: نار: انار / بنیاد کردن: بنا نهادن / دانش ادبی: باغ را خندان کند: جانبخشی
بازگردانی: انار خندان، باغ را خندان می کند. همنشینی با جوانمردان نیز تو را همانند جوانمردان، نیرومند خواهد کرد.

درس نهم: نصیحت امام
دانش آموزان یک مدرسه دخترانه برای امام خمینی (قدس سره) نامه می نویسند. آنها در نامه شان به کتاب درسی خود اشاره می کنند که در آن نوشته شده است، امام محمد تقی، علیه السلام، نامه ای نصیحت آمیز به یکی از یاران خود نوشته است. دانش آموزان می نویسند: «ولی اماما، ما شما را نمی توانیم نصیحت کنیم، زیرا شما بزرگوارید و از همه گناهان به دورید. شما آن امام بت شکنی هستید که مدت چهل سال است نمازهای شبتان ترک نشده.»
امام خمینی (قُدّسَ سِرُّه) در پاسخ نامه دانش آموزان که خواسته بودند، آنها را نصیحت کنند، نوشتند:
باسمه تعالی
«فرزندان عزیزم، نامه محبت آمیز شما را قرائت کردم. کاش شما عزیزان مرا نصیحت می کردید که محتاج آنم. امید است با نشاط و خرّمی درس هایتان را خوب بخوانید و در همان حال، به وظایف اسلامی که انسان ها را می سازد، عمل کنید و اخلاق خود را نیکو کنید و اطاعت و خدمت پدران و مادرانتان را غنیمت شمارید و آنها را از خود راضی کنید و به معلم هایتان احترام زیاد بگذارید. سعی کنید برای اسلام و جمهوری اسلامی و کشورتان مفید باشید. از خداوند تعالی، سلامت و سعادت و ترقی در علم و عمل برای شما نور چشمان، آرزو می کنم. سلام بر همه شماها.»
دانش زبانی: اماما: ای امام (منادا) / نصیحت: پند / قُدّسَ سِرُّه: گور او پاک و مقدس باد / قرائت کردن: خواندن / خرّم: شادمانی / اطاعت: فرمان برداری / غنیمت شمردن: سود بردن از فرصت / راضی: خرسند، خشنود / ترقی: پیشرفت / دانش ادبی: نور چشم: استعاره از عزیز
۲۴ شهر صفر ۱۴۰۳۔ روح اللہ الموسوی الخمینی
شوق خواندن
علامه محمد تقی جعفری، از همان کودکی کنجکاو و دقیق بود. همراه دایی و برادرش به دامن طبیعت می رفت. طبیعت را دوست داشت و می کوشید از زیبایی های آن لذت ببرد. او، گاه دقایقی طولانی به یک گل خیره می شد و نشاط عجیبی احساس می کرد. گاهی وقت ها برای شنیدن صدای پرندگان، روی تخته سنگی دراز می کشید و چشم هایش را می بست و به آواز آنها که با صدای رودخانه درهم می آمیخت؛ گوش می سپرد از تلخ ترین خاطرات روزهای کودکی او، دیدن کسانی بود که با تیر کمان به صید پرنده ها می پرداختند. او از صید گنجشکی کوچک با تیرکمان، احساس بیزاری و تنفر می کرد. وقتی در حیاط مدرسه می شنید که هم کلاسی هایش با هیجان از شکار پرنده ای حرف می زنند، با ناراحتی از آنها دور می شد. او شیفته طبیعت بود و از اینکه کسانی با خشونت سعی می کردند طبیعت زیبا و آرام را برهم بزنند، رنج می برد.
دانش زبانی: کنجکاو: جستجوگر / دقایقی: ج دقیقه / خیره شدن: زل زدن / نشاط: شادابی / درهم آمیختن: ترکیب کردن / گوش سپردن: گوش دادن / صید: شکار / تنفّر: بیزاری / حیاط: محوّطه (حیات: زیست)/ شیفته: عاشق / خشونت: تندخویی / رنج بردن: آزردن / دانش ادبی: دامن طبیعت: جانبخشی / تلخ ترین خاطرات: حس آمیزی
از روزی که وارد مدرسه شده بود، کلاس درس را نیز مثل گشت و گذار در صحراها و باغ ها دوست می داشت . همان قدر که از بازی کردن لذت می برد، از حل مسائل ریاضی، خواندن جغرافیا و علوم به وجد می آمد. او تعجب می کرد که چرا بعضی از بچه ها درس را به اندازهٔ بازی کردن دوست ندارند و موقع شنیدن و خواندن شعر، احساس شادی نمی کنند.
دانش زبانی: گشت و گذار: گردش / قدر: اندازه / وجد: هیجان / دانش ادبی:
در اولین ساعات حضورش در قم به حرم حضرت معصومه (س) پناه برد. سر بر ضریح آن حضرت گذاشت و آرام اشک ریخت. از خداوند خواست به او در راهی که انتخاب کرده است، اخلاص و همت بلند، عطا کند و به قلب نگران مادر نیز آرامش و نشاط بخشد و بیماری و کسالت او را شفا دهد.
زیارت حضرت معصومه (س) به او آرامش بخشید. باز هم شوق خواندن و عطش مطالعه در وجودش زنده شد. مشتاقانه به سوی «مدرسه دارالشفای» قم به راه افتاد. از حرم تا مدرسه راهی نبود، تنها چند قدم.
حرم، دل او را آرام می کرد و مدرسه، اندیشه اش را.
حجره ای ساده و کوچک نصیب او شد. حجره ای که فضای آن بیش از شش متر مربع نبود و گلیم کهنه و ساده ای کف آن را پوشانده بود. حجره ای که برای محمد تقی از همه دنیا بزرگ تر بود. حالا می توانست در کلاس درس استادان مختلف شرکت کند و هر روز تا نیمه های شب به مطالعه و اندیشیدن بپردازد.
دانش زبانی: ضریح: آرامگاه / اخلاص: پاکی / همت: عزم / عطا کردن: بخشیدن / نگران: دلواپس / نشاط: شادابی / کسالت: بیماری / شفا: درمان / عطش: تشنگی / نصیب: بهره / حجره: اتاق / گلیم: گونه ای گستردنی / پرداختن: مشغول شدن (بن ماضی: پرداخت؛ بن مضارع: پرداز) / دانش ادبی:
«علامه جعفری»، محمد ناصری، با کاهش و اندک تغییر

خودارزیابی
۱- چرا دانش آموزان از نصیحت کردن امام خودداری کردند؟ – زیرا اعتقاد داشتند که امام فردی بزرگوار و دانا بودند و از همه گناهان به دورند و خجالت کشیدند که ایشان را نصیحت کنند.
۲- چگونه می توان برای اسلام و جمهوری اسلامی و کشور مفید بود؟ – خوب درس خواند، عمل به وظایف انسانی و اسلامی، احترام گذاشتن به بزرگتر ها ، نیکو کردن اخلاق، اطاعت از امر پدر و مادر و احترام به معلمان، تلاش و کوشش برای پیشرفت
۳- دربارهٔ عبارت «حرم، دل او را آرام می کرد و مدرسه، اندیشه اش را» توضیح دهید. – هنگامی که به حرم حضرت معصومه (س) می رفت، دلش آرام می گرفت و وقتی به مدرسه می رفت فکر و اندیشه او شکوفا می شد و فکرش بازمیگشت.
۴- …………………………………
دانش زبانی
◄ مسنَد
ــ هوا روشن است.
ــ زهرا شاد بود.
ــ چای سرد شد.
چنان که می بینید فعل جمله های بالا اسنادی است. در جمله اول روشن به هوا، در جمله دوم شاد به زهرا و در جمله سوم، سرد به چای نسبت داده شده است. به کلمه های «روشن»، «شاد» و «سرد» که به نهاد نسبت داده می شود، «مسند» می گویند.
ـ در نوشتن املای دو کلمه گزاردن و گذاردن نباید این دو را باهم اشتباه کرد. گزاردن به معنای ادا کردن و به جا آوردن و گذاردن به معنای نهادن و قرار دادن است.
ــ بهتر است هنگام شنیدن نشانه های اختصاری در املا، شکل نوشتاری کامل آنها نوشته شود؛ مانند «ص»: صلوات اللّه علیه.
گفت وگو
۱- دربارهٔ یکی از بزرگان محلّه زندگی خودتان گفت وگو کنید.
۲- قسمت هایی از کتابی را که دربارهٔ زندگی یکی از دانشمندان یا شهیدان است، در کلاس بخوانید و درباره آن گفت وگو کنید.
فعالیتهای نوشتاری
۱- در جمله های زیر مسند را مشخص کنید و مسند مناسب دیگری به جای آن بگذارید.
ــ علّامه جعفری کنجکاو بود. / علّامه جعفری کوشا بود.
ــ او شیفته طبیعت است. / او دوستدار طبیعت است.
۲- برای هر یک از واژه های زیر دو کلمه هم خانواده بنویسید.
درس: دروس، مُدرّس سعادت: سعد، سعید
راضی: رضایت، رضا طبیعت: طبیعی، طبع
۳- با حروف درهم ریخته زیر واژه هایی بنویسید که ارزش املایی داشته باشند و در متن درس به کار رفته باشند.
ج ح م ر ه ض ی ت / حجره، حضرت، ضریح، حرم، محضر
۴- با توجه به معنی، املای صحیح واژه را انتخاب کنید.
الف) نصیب ■ نسیب □: قسمت ب) گشت و گزار □ گشت و گذار ■: گردش
پی دی اف درس نهم فارسی هفتم (نصیحت امام)

