علم دین، بام گلشن جان است / نردبان عقل و حس انسان است (حدیقه سنایی)
دانش زبانی: بام: پشت بام / گلشن: گلخانه، گلزار / دانش ادبی: گلشن جان: اضافه تشبیهی / علم دین، بام است؛ علم دین، نردبان عقل و حس انسان است: تشبیه / واج آرایی «ن»
بازگردانی: دانش دین، بالاترین جایگاه را در گلزار جان دارد. دانش دین، نردبان خرد و حس آدمی است.
پیام: ارزش دین

آموزه ۱۲: پیام آور رحمت
اسلام، دینی جهانی است و پیامآور آن، حضرت محمد(ص)، رحمت و سعادت برای جهانیان است. سخنان سرشار از حکمت پیامبر بزرگوار اسلام، مرز مکانی و رنگ روزگار ویژهای ندارد. طنین دلنشین کلام ایشان، فراتر از جغرافیای فرهنگی تاریخ بشری است و جانهای پاک، پیوسته مشتاق شنیدن آن هستند. پیام پیامبر (ص)، گنجینه و آبشخوری است که انسانیت، همواره برای تازگی و شکوفایی و شکوهمندی خود بدان، نیازمند است. در این درس، بخشی از سفارش پیغامبر اعظم (ص) به «ابوذر» را میخوانیم.
دانش زبانی: پیامآور: پیغمبر، آورنده پیام / طنین: آواز، آهنگ، نوا / مشتاق: آرزومند / آبشخور: منبع، منشأ / اعظم: بزرگتر، بزرگوارتر / دانش ادبی: جان های پاک: مجاز از انسان های پاک / پیام پیامبر (ص)، گنجینه و آبشخوری است: تشبیه
ابوذر غفاری (وفات ۳۲هـ.ق): منسوب به قبیله غفار، از بزرگان صحابه پیامبر (ص) و از مؤمنان صدر اسلام است. گویند وی پنجمین نفری است که اسلام آورده است. (صدر: آغاز، ابتدا)
پیام پیامبر: کتاب پیام پیامبر، مجموعههایی از سخنان پیامبر بزرگوار اسلام(ص) و برگرفته از منابع معتبر حدیث است که به کوشش بهاءالدین خرمشاهی و مسعود انصاری در ده فصل تدوین و ترجمه شده است.
ای ابوذر، خداوند متعال به سیمای ظاهر و داراییها و گفتههایتان نمینگرد؛ بلکه به دلها و کردارتان مینگرد.
ای ابوذر، پنج چیز را پیش از پنج چیز، غنیمت شمار:
جوانیات را پیش از فرارسیدن پیری، تندرستیات را پیش از بیماری، بینیازیات را پیش از نیازمندی، آسایشت را پیش از گرفتاری و زندگیات را پیش از مرگ.
دانش زبانی: متعال: والا، بلندمرتبه / سیما: چهره / نگریستن: نگاه کردن (بن ماضی: نگریست، بن مضارع: نگر) / کردار: رفتار / غنیمت شمردن: بهره بردن / دانش ادبی: گفتههایتان نمینگرد: حس آمیزی/ دل: مجاز از جان یا روان / جوانی، پیری؛ تندرستی، بیماری؛ بی نیازی؛ نیازمندی؛ آسایش؛ گرفتاری؛ زندگی؛ مرگ: تضاد
ای ابوذر، اگر دربارۀ چیزی که به آن علم نداری، از تو پرسیده شود، بگو نمیدانم تا از پیامدهای ناگوار آن در امان بمانی.
ای ابوذر به اندازۀ نیاز، سخن بگوی. گشادهروی و خندان باش که خدای تعالی، گشادهروی و آسانگیر را دوست دارد.
ای ابوذر، همنشین نیک بهتر از تنهایی و تنهایی، بهتر از همنشین بد است.
مَثَلِ مؤمنان، جمله چون یک تن است؛ چون یک اندام را رنجی رسد، همۀ اندامها آگاهی یابند و رنجور شوند.
ای ابوذر، مبادا با برادر مسلمانت قهر کنی؛ زیرا کردار شایسته در هنگام قهر، به درگاه پروردگار پذیرفته نمیشود.
مؤمن برای رهایی از گناه و نافرمانی، بیش از گنجشکِ در قفس، تلاش میکند.
دانش زبانی: پیامد: نتیجه، سرانجام/ ناگوار: دلخراش / مَثَلِ: داستان، حکایت/ جمله: همگی / را: به معنای به (به اندامی رنجی …) / اندام: عضو/ رنجور: آزرده، بیمار / مبادا: نباید / کردار: رفتار / دانش ادبی: گشادهروی بودن: کنایه از خوشرو، خوش برخورد / نیک، بد: تضاد / مَثَلِ مؤمنان، جمله چون یک تن است؛ چون یک …: تمثیل / جناس همسان: چون ۱- مانند ۲- هنگامی که
پیام پیامبر، (مجموعۀ نامهها، خطبه ها، وصایا و سخنان حضرت محمد (ص،)) ترجمۀ خرمشاهی و انصاری
وصایا: ج وصیت، اندرزها، پندها



خودارزیابی
۱- منظور از جمله «خداوند به دلها و کردارتان مینگرد» چیست؟
– خدا به همه چیز داناست و از درون و رفتار بندگانش به خوبی آگاه است. بسا مردمی باشند که وانمود کنند دیندار و پرهیزگارند؛ ولی نیت پلیدی در سر داشته باشند. ایشان نباید گمان کنند که می توانند خداوند را بفریبند. خداوند از دلهای ما آگاه است.
۲- این درس را با درس ششم (آداب زندگانی) مقایسه کنید و شباهتهای آن را توضیح دهید.
– هر دو به برخی از عادتها و آیین های زندگانی اشاره دارند که از جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد: ۱) صراحت و خاموشی ۲) کمک به دیگران در دشواری ها ۳) انتخاب همنشین و هم سخن خوب ۴) سخن نگفتن درباره موضوعی که به آن آگاهی نداری.
۳- بیت زیر با کدام بخش درس، ارتباط دارد؟ –
کمال است در نفس انسان، سخن / تو خود را به گفتار، ناقص مکن (بوستان، سعدی)
بازگردانی: سخن گفتن در نفس انسان سبب کمال او شده است. تو خودت را با سخنان یاوه و بیهوده، رویاروی دیگران بی ارزش نکن.
پیام: خاموشی و بجا سخن گفتن
– در پیوند است با: «ای ابوذر، اگر درباره چیزی که به آن علم نداری، از تو پرسیده شود، بگو نمی دانم تا از پیامدهای ناگوار آن در امان بمانی. ای ابوذر، به اندازه نیاز سخن بگو.»
۴- ……………………………..؟

دانش زبانی
گروه فعلی (۴)
فعل گذشتۀ بعید (دور)
جمله های زیر را بخوانید و به ساخت فعل آنها دقت کنید.
◙ احمد این داستان را قبلا خوانده بود.
◙ آنها با خانواده خود به مسافرت رفته بودند.
در این جملهها، «خوانده بود و رفته بودند» فعل گذشتۀ بعید هستند.
به فعلی که در گذشته دور انجام گرفته است، فعل «گذشتۀ بعید (دور)» میگویند.
فعل گذشتۀ بعید (دور) این گونه ساخته میشود:
| فعل گذشتۀ بعید (دور) | |||
| بن گذشتۀ فعل مورد نظر | ه | فعل کمکی «بود» | شناسه |
| خواند | ه | بود | -َ م ، ی ، ø ، یم ، ید ، -َ ند |
| خوانده بودم | خوانده بودیم | ||
| خوانده بودی | خوانده بودید | ||
| خوانده بود | خوانده بودند | ||
فعل گذشتۀ التزامی
اکنون به جمله های زیر، توجه کنید
◙ شاید احمد از مسافرت برگشته باشد.
◙ شاید آوای پرندهای را در سکوت جنگل شنیده باشی.
◙ ای کاش بارش برف را در زیر نور خورشید دیده باشید.
در جملههای بالا «برگشته باشد، شنیده باشی و دیده باشید» فعل گذشتۀ التزامی هستند. به فعلی که در زمان گذشته با تردید، شرط و آرزو انجام شده باشد، فعل «گذشتۀ التزامی» گفته میشود. فعل گذشتۀ التزامی اینگونه ساخته میشود:
| فعل گذشتۀ التزامی | |||
| بن گذشتۀ فعل مورد نظر | ه | فعل کمکی «باش» | شناسه |
| گفت | ه | باش | -َ م ، ی ، -َ د، یم ، ید ، -َ ند |
| گفته باشم | گفته باشیم | ||
| گفته باشی | گفته باشید | ||
| گفته باشد | گفته باشند | ||
گفت و گو
۱- از رفتارهای پسندیدهای که در این درس خواندهاید، کدام رفتارها در مدرسه، کاربرد بیشتری دارد؟
– توجه به درون و باطن افراد و برگزیدن دوستان خوبی که رفتارشان بر رفتار و گفتار ما تأثیر خوب بگذارد. درست و بهنگام سخن گفتن، خوش سخنی و پرهیز از پرسخنی، برگزیدن همنشین و همسخن و دوست خوب، گشاده رویی، قهر نکردن، کمک به دیگران در سختی ها.
۲- هر گروه برای یکی از موضوعهای رفتاری درس، داستان، خاطره یا حکایتی مناسب به کلاس عرضه کند. – به عهده دانش آموزان
واژه شناسی
پیشوند «بی» در بیشتر موارد، جدا از کلمۀ پس از خود نوشته میشود؛ مگر در املای واژههای: بیهوده، بیچاره و بینوا.



فعّالیّت های نوشتاری
۱- مترادف واژههای زیر را در متن درس بیابید و بنویسید.
| خوشبختی | ← | سعادت |
| طنین | → | آواز |
| بهره بردن | ← | غنیمت شمردن |
| متعال | → | بلندمرتبه |
| آرزومند | ← | مشتاق |
| علم | → | دانش |
۲- مانند نمونه، جدول زیر را کامل کنید.
| مصدر | گذشتۀ ساده | گذشتۀ استمراری | گذشتۀ مستمر | گذشتۀ بعید | گذشتۀ التزامی | گذشتۀ نقلی |
| اول شخص مفرد | دوم شخص مفرد | سوم شخص مفرد | اول شخص جمع | دوم شخص جمع | سوم شخص جمع | |
| خواندن | خواندم | میخواندی | داشت میخواند | خوانده بودیم | خوانده باشید | خواندهاند |
| گفتن | گفتم | میگفتی | داشت می گفت | گفته بودیم | گفته باشید | گفته اند |
| شنیدن | شنیدم | میشنیدی | داشت میشنید | شنیده بودیم | شنیده باشید | شنیده اند |
| دیدن | دیدم | میدیدی | داشت میدید | دیده بودیم | دیده باشید | دیده اند |
| گرفتن | گرفتم | میگرفتی | داشت میگرفت | گرفته بودیم | گرفته باشید | گرفته اند |
| آوردن | آوردم | میآوردی | داشت میآورد | آورده بودیم | آورده باشید | آورده اند |
۳- با توجه به متن، گاهی اوقات تنهایی پسندیده است، در این باره، دو بند بنویسید.
– به گمان من تنهایی زمانی پسندیده است که ما نتوانیم همسخن خوب و شایسته ای پیدا کنیم. همچنین گاهی بایسته است که تنها باشیم و درباره خود و هدف زندگی مان و گذشته و آینده مان بیندیشیم و با برنامه زندگی کنیم. تنهایی بهتر از آن است که با دوستان بدمنش بنشینیم و درباره دیگران غیبت کنیم.
حکایت: سیرت سلمان
◙ سلمان فارسی بر لشکری امیر بود. در میان رعایا چنان حقیر مینمود که وقتی خادمی به وی رسید، گفت: «این توبره کاه، بردار و به لشکرگاه سلمان بَر.»
چون به لشکرگاه رسید، مردم گفتند: «امیر است.»
آن خادم بترسید و در قدم وی افتاد.
سلمان گفت: «به سه وجه، این کار را از برای خودم کردم، نه از بهر تو، هیچ اندیشه مدار.
اول آنکه تکبّر از من دفع شود؛ دوم آنکه دل تو، خوش شود؛ سوم آنکه از عهده حفظ رعیت، بیرون آمده باشم.»

دانش زبانی: سیرت: خلق و خو / امیر: فرمانده، فرمانروا / رعایا: ج رعیت، عموم مردم، مردم فرمانبردار / حقیر: خوار / نمودن: نمایان شدن / خادم: خدمتکار / توبره: کیسه بزرگ / وجه: دلیل / ازبهر: برای / اندیشه داشتن: ترسیدن / تکبر: خودبزرگ بینی / دفع شدن: دور شدن، رانده شدن / از عهده کاری بیرون آمدن: از عهده کاری برآمدن / روضه: باغ / خلد: بهشت، جاودانگی
روضۀ خلْد، مجد خوافی
خوافی، مجد: ادیب و شاعر قرن هشتم است. وی از بزرگان زمان خود بود. روضۀ خلد را به پیروی از گلستان سعدی نوشت. از آثار او میتوان به کنزالحکمه و ترجمۀ منظوم جواهر اللغه زمخشری اشاره کرد.
روضه خلد: این کتاب همانند کتاب گلستان سعدی، نثری آمیخته به نظم دارد و به تناسب از آیات، احادیث، اخبار، حکمت و… بهره برده است. روضه خلد در هجده باب نگاشته شده است.

