الدرس الثالث: مطر السمک

مردم در هندوراس این روز را سالانه جشن می‌گیرند و آن را جشنواره باران ماهی می‌نامند.

واژگان درس سوم مشترک عربی پایه دهم

مردم هندوراس این روز را ماهانه جشن می‌گیرند و آن را جشنواره دریا می‌نامند.

هنگامی که گردباد سرعتش را از دست می‌دهد ماهی‌ها روی زمین می‌افتند.

دانشمندان از شناخت راز آن پدیده شگفت ناامید شدند.

۵- تَحدُثُ هذِهِ الظّاهِرَهُ عَشرَ مَرّاتٍ فی السَّنَهِ.     ꭓ        این پدیده ده بار در سال رخ می‌دهد.

saeedjafari
jafarisaeed

إعلموا

saeedjafari
jafarisaeed
saeedjafari
jafarisaeed

بابهای ثلاثی مزید

البابالماضیالمضارعالأمرالمصدر
استِفعالاِسْتَرْجَعَ: پس گرفتیَسْتَرْجِعُ: پس می‌گیرداِسْتَرْجِعْ: پس بگیراستِرجاع: پس گرفتن
افتِعالاشتَغَلَ: کار کردیَشتغلُ: کار می‌کنداِشتَغِلْ: کار کناشتِغال: کار کردن
انفِعالانفتَح: باز شدیَنفتِحُ: باز می‌شوداِنفَتِحْ: باز شوانفِتاح: باز شدن
تَفعُّلتَخَرَّجَ: دانش آموخته شدیَتَخَرَّجُ: دانش آموخته می‌شودتَخَرَّجْ: دانش آموخته شوتَخَرَّج: دانش آموخته شدن
باب های ثلاثی مزید

استَغفَرَ: آمرزش خواست  یَستغفِرُ: آمرزش می‌خواهد       استَغفِرْ: آمرزش بخواه                استِغفار: آمرزش خواستن

اعتَذَرَ: پوزش خواست     یَعتذِرُ: پوزش می‌خواهد           اعتذِرْ: پوزش بخواه                   اعتِذار: پوزش خواستن

انقَطَعَ: بریده شد             یَنقطِعُ: بریده می‌شود              انقَطِعْ: بریده شو                        انقِطاع: بریده شدن

تَکلّمَ: سخن گفت             یَتکلّمُ: سخن می‌گوید               تَکلَّمْ: سخن بگو                         تَکلُّم: سخن گفتن

ثلاثی مزید
saeedjafari
jafarisaeed
باب ثلاثی مزید
باب های ثلاثی مزید
باب های ثلاثی مزید
باب های ثلاثی مزید
باب های ثلاثی مزید

حوارٌ =گفتگو

التمارین

جشنواره، جشنی به مناسبت زیبایی است، مانند جشنواره گل و جشنواره فیلم.

برف گونه‌ای از گونه‌های ریزش آب از آسمان است که فقط در کوه‌ها می‌بارد.

ایرانیان نوروز، اولین روز از روزهای سال هجری خورشیدی را جشن می‌گیرند.

ماهی‌ها در رود و دریا زندگی می‌کنند و گونه‌های مختلفی دارند.

گردباد باد شدیدی است که از مکانی به مکانی دیگر منتقل نمی‌شود.

۱- الماضیُ مِن «یَنقطعُ»:               اِنقَطَعَ ■         قَطَعَ □                 تَقَطَّعَ □

۲- المضارعُ مِن «استرجَعَ»:          یُراجِعُ □         یَرجِعُ □              یَستَرجِعُ

۳- المصدرُ مِن «تعلَّمَ»:                 اِستِعلام □       تَعَلُّم ■                تَعلیم □

۴- الأمرُ مِن «تَستمعُ»:                  اِستَمِعْ ■         تَسَمَّعْ □               اِسمَعْ □

۵- النهیُ مِن «تَحتفلُ»:                 مَا احْتَفَلَ □      لا تَحتَفِلُ □    لا تَحتَفِلْ

۶- المُستقبَلُ مِن «یَبتسمُ»:               سَیَبتَسِمُ ■       اِبتِسام □      اِبْتَسِمْ □

پس برای گناهانشان آمرزش خواستند و چه کسی غیر از خدا گناهان را می‌آمرزد.

پس بگو غیب تنها برای خداست؛ پس منتظر باشید؛ همانا من با شما از منتظرانم .

و بر آنچه می‌گویند صبر کن و از آنها دوری کن.

مردم خفتگانند، پس آنگاه که بمیرند بیدار می‌شوند.

همانا شما مسئول اید حتی در مقابل قطعه زمین‌ها و چارپایان.

۱- المسجدُ (مسجد)                        (6) یَدْرُسُ فیهِ الطُّلّابُ. (دانش آموزان در آن درس می‌خواند.)

۲- المِشمِش (زردآلو)                     (3) عَینُ الْماءِ وَ نَهرٌ کَثیرُ الْماءِ. (چشمه آب و رود بسیار آب است.)

۳- الیَنبوعُ (چشمه/ جوی پرآب)           (2) فاکههٌ یَأکُلُها النّاسُ مُجَفَّفَهً أَیضاً. (میوه‌ای است که مردم آن را خشک هم می‌خورند.)

۴- المَوت (مرگ)                        (1) بَیتٌ مُقَدَّسٌ لِأَداءِ الصَّلاهِ عِندَ الْمُسلِمینَ. (نزد مسلمانان خانه مقدسی است برای گزاردن نماز)

۵- اللَیل (شب)                           (5) اَلْوَقتُ الْمُمتَدُّ مِن مَغرِبِ الشَّمسِ إلی طُلوعِ الْفَجْرِ. (زمان ممتد از غروب خورشید تا طلوع سپیده)

۶- الصفُّ (کلاس/ آموزگاه)

رفعَ (بالا برد) ≠ أنزلَ (پایین آورد، فروفرستاد) /  أصبحَ (شد)= صارَ/ حَفله (جشن)= مِهرَجان / صُعود (بالا رفتن) ≠  نُزول (پایین آمدن)

۱- ﴿ فاصبر إنّ وَعد الله حقّ و …….. لِذَنبک﴾ غافر: ۵۵                 اِسْتَرْجِعْ □ اِسْتَغفِرْ

(پس صبر کن همانا وعده خداوند حق است و برای گناهت آمرزش بخواه.)

۲- إن شاء الله فَسوفَ ………. کلّنا مِن المَدرسَه بَعد سَنتَین.              نَتَخَرَّجُ ■    تَخَرَّجْنا □

(اگر خدا بخواهد پس همه ما از مدرسه پس از دو سال دانش آموخته می‌شویم.)

۳- إلهی قد ……….. رَجائی عَن الخَلق وَ أنتَ رَجائی.                    اِنْقَطَعْتُ □ اِنقَطَعَ

(خدایا امید من از مردم بریده شده است و تو امید منی.)

۴- کانَ صَدیقی ……….. والِده لِلرُّجوع إلی البَیت.                          یَنتَظِرُ ■ یُصَدِّقُ □

(دوست من برای بازگشت به خانه منتظر پدرش بود.)

۵- أنا وَ زَمیلی ……….. رَسائل عَبر الإنترنِت.                           اِستَلَمْنا ■ اِسْتَلَمْتُ □

(من و هم کلاسی ام نامه‌هایی را از راه اینترنت دریافت کردیم.)

عِبَر: از راه

و از رحمت خدا ناامید نشوید■ نشدند□؛ زیرا جز گروه کافران کسی از رحمت خدا ناامید نشده است□ نمی‌شود■.

با دانش و فرمان□ اندرز■ نیکو به راه پروردگارت فرا بخوان و با آنان به [شیوه ای] که خوب□ بهتر■ است گفت وگو کن.

۴- ﴿لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها ﴾

خدا به کسی جز به اندازۀ توانش■ درخواستش□ تکلیف نمی‌دهد؛

اِبحَثْ عَن قِصَّهٍ قُرآنیَّهٍ قَصیرَهٍ بِاللُّغَهِ الْعَرَبیَّهِ فِی الْإنتِرنِت أَوْ مَجَلَّهٍ أَوْ کِتابٍ وَ تَرجِمْها إلَی الْفارِسیَّهِ، مُستَعیناً بِمُعجَمٍ عَرَبیٍّ – فارِسیٍّ.

به دنبال داستان قرآنی کوتاهی به زبان عربی در اینترنت یا مجله یا کتابی بگرد و آن را با استفاده از واژه­نامه عربی – فارسی به فارسی برگردان.

صرف فعل «رأی»
صرف فعل «رأی»
بابهای عربی

برای شرکت در آزمونک عربی۱ مشترک (آموزه ۱ تا ۳) اینجا را کلیک کنید.

پی دی اف درس سوم عربی پایه دهم مشترک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Follow by Email
YouTube
LinkedIn
LinkedIn
Share
Instagram
Telegram
پیمایش به بالا