آموزه دوازدهم: حسن تعلیل، حس آمیزی و اسلوب معادله

حسن تعلیل

در لغت به معنای دلیل و برهان نیکو آوردن است و در اصطلاح ادبی آن است که دلیلی هنری(شاعرانه) و غیرواقعی برای امری بیاورند؛ به گونه ای که بتواند مخاطب را اقناع کند و خیال انگیز باشد. همیشه در حسن تعلیل «چرا» و « زیرا» را می توان در نظر گرفت.

به سرو گفت کسی میوه ای نمی آری؟ / جواب داد که آزادگان تهی دست اند

سعدی دلیلی هنری و لطیف برای میوه ندادن سرو بیان کرده است. این دلیل غیرواقعی و ادعایی است و زیبایی آفرینی بیت از همین علت سازی خیالی است.

◙ چرا ای سرو میوه نمی آوری؛ زیرا من آزاده ام و آزادگان هیچ چیزی ندارند.

تویی بهانه آن ابرها که می گریند / بیا که صاف شود این هوای بارانی (قیصر امین پور)

◙ چرا ابرها می گریند؟ به خاطر تو.

نرگس همی رکوع کند در میان باغ / زیرا که کرد فاخته بر سرو مؤذنی (منوچهری)

◙ چرا گل نرگس خم شده است؟ زیرا فاخته دارد بانگ نماز سر می دهد.

باران همه بر جای عرق می چکد از ابر / پیداست که از روی لطیف تو حیا کرد (سنایی)

◙ چرا از ابر باران می بارد؟ زیرا از روی زیبای تو شرمنده است.

رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار، / گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد (حافظ)

◙ چرا ابر می گرید؟ ‌زیرا از بدعهدی روزگار گله مند است.

از آن مرد دانا دهان دوخته است، / که بیند که شمع از زبان سوخته است (سعدی)

◙ چرا مرد دانا خاموش است؟ زیرا می بیند که شمع به خاطر زبانش نابود می شود.

هنگام سپیده دم خروس سحری / دانی که چرا همی کند نوحه گری؟

یعنی که نمودند در آیینه صبح / از عمر شبی گذشت و تو بی خبری (خیام)

◙ چرا خروس در سپیده دم می خواند؟ زیرا می خواهد به تو بگوید که غافل و نادانی .

برای آشنایی با پرسشهای پاسخ گزین در زمینه آرایه حسن تعلیل اینجا را کلیک کنید.

حس آمیزی

آمیختن دو یا چند حس در کلام، چنا نکه ذهن را به کنجکاوی وادارد و با ایجاد موسیقی معنوی، بر تأثیر و زیبایی سخن بیفزاید.

حواس پنجگانه: شنوایی، بویایی، بساوایی(لامسه)، چشایی، بینایی

سپهبد پرستنده را گفت گرم / سخن های شیرین به آوای نرم

◙ شاعر در این بیت در سه حس آمیزی زیبا به ترتیب: حس بساوایی (لامسه) و شنوایی در عبارت «گفت گرم» و بساوایی و شنوایی را در «سخن های شیرین» و چشایی و شنوایی را در عبارت «آوای نرم » با هم آورده است که این تعامل حواس با یکدیگر موجب زیبایی آفرینی عبارت شده است.

◄ نمونه های دیگر

بر لب کوه جنون خنده شیرین بهار / نقش زخمی است که از تیشه فرهاد شکفت (نصرالله مردانی)

با من بیا به خیابان / تا بشنوی بوی زمستانی که در باغ رخنه کرده (سلمان هراتی)

آسمان فریبی آبی رنگ شد . (دکتر شریعتی)

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر / یادگاری که در این گنبد دوّار بماند (حافظ)

افسوس موها، نگاه ها به عبث / عطر لغات شاعر را تاریک می کنند . (شاملو)

رود می نالد / جغد می خواند / غم بیاویخته با رنگ غروب / می تراود ز لبم قصه سرد / دلم افسرده در این تنگ غروب (سهراب سپهری)

برای آشنایی با پرسشهای پاسخ گزین در زمینه آرایه حس آمیزی اینجا را کلیک کنید.

اسلوب معادله

۱- یک مصراع مصداق و مثالی برای مصراع دیگر است.
۲- دو مصراع از نظر نحوی از هم جدا هستند و معمولا هیچ حرف پیوندی میان دو مصراع نیست.
۳- می توان جای مصراع ها را عوض کرد یا میان آن ها علامت مساوی( = ) نهاد.
۴- پیوستگی میان دو مصراع بر پایه همانندی است.
۵- می توان پس از مصراع نخست «همان طور که» نهاد.
۶- این آرایه بیشتر در اشعار سبک هندی دیده می شود.
نمونه
بی کمالی های انسان ازسخن پیدا شود( گزارش) / پسته  بی مغز چون لب واکند رسوا شود (تصویرسازی)
ریشه نخل کهنسال از جوان افزون تر است (تصویرسازی) / بیش تر دلبستگی باشد به دنیا پیر را (گزارش)
من از بی قدری خار سر دیوار دانستم(تصویرسازی) / که ناکس کس نمی گردد از این بالا نشینی‌ها (گزارش)
عشق چون آید برد هوش دل فرزانه را (گزارش) / دزد دانا می کشد اول چراغ خانه را (تصویرسازی)
سعدی از سرزنش غیر نترسد هیهات (گزارش) / غرفه در نیل چه اندیشه کند باران را (تصویرسازی)

دود اگر بالا نشیند، کسر شأن شعله نیست / جای چشم ابرو نگیرد، گرچه او بالاتر است صائب

آدمی پیر چو شد، حرص جوان می گردد / خواب در وقت سحرگاه گران می گردد صائب

چشم عاشق نتوان بست که معشوق نبیند /  پای بلبل نتوان بست که بر گل نسراید

گریه دائم سیاهی را نبرد از بخت من / زاغ را بسیاری باران نسازد پر سپید جامی

عشق چون آید برد هوش دل فرزانه را / دزد دانا می کشد اول چراغ خانه را زیب النسا

پای خوابیده به فریاد نگردد بیدار / بند با عاشق بیدل چه تواند کردن بیدل دهلوی

اسلوب معادله

برای آشنایی با پرسشهای پاسخ گزین در زمینه آرایه اسلوب معادله اینجا را کلیک کنید.