الدرس الثانی: إنکم مسؤولون

کانَتْ سُمَیَّهُ بِانتِظارِ والِدَتِها بَعْدَ انْتِهاءِ الدَّوامِ الْمَدرَسیِّ.

برگردان: سمیه پس از پایان ساعت کار مدرسه در انتظار مادرش بود.

وَ کانتَ حجُرُاتُ الْمَدرَسَهِ مُغْلَقَهً، وَ کانَتْ مُدیرَهُ الْمَدرَسَهِ وَ بَعضُ الْمُدَرِّساتِ یَنتَظِرْنَ أنَ تفَرغُ الْمَدرَسَهُ مِنَ الطّالِباتِ.

برگردان: و اتاق‌های مدرسه بسته بود و مدیر مدرسه و برخی از آموزگاران منتظر بودند تا مدرسه از دانش آموزان خالی شود.

عِندَئِذٍ سَمِعَتْ سُمَیهَّ صَوتَ مُکَیِّفِ الْهَواءِ مِنْ إحْدَی الْحُجُراتِ.

برگردان: در این هنگام سمیه صدای کولر را از یکی از اتاق‌ها شنید.

فَظَنَّتْ أَنَّ طالِباتِ صَفٍّ آخَرَ فی حِصَّهِ تَقویَهٍ، أَوْ یُمارِسْنَ نَشاطاً حُرّاً؛

برگردان: پس گمان کرد که دانش آموزان کلاس دیگردر زنگ تقویتی اند یا فعالیت آزادی را انجام ‌می‌دهند.

وَ عِندَما نظَرَتْ بِدِقَّهٍ، وَجَدَتِ الحْجْرَهَ فارِغَهً وَ بابَها مُغْلَقاً.

برگردان: هنگا‌می‌ که با دقت نگاه کرد، دید اتاق خالی است و در آن بسته است.

فَذَهَبَتْ إلَی مُدیرَهِ الْمَدرَسَهِ، وَ أَخْبَرتْها بِما شاهَدَتْ.

برگردان: پس نزد مدیر مدرسه رفت و مدیر را از آنچه دیده بود آگاه کرد.

فَشَکَرَتْهَا الْمُدیرَهُ، وَ طَلَبَتْ مِن سُمَیَّهَ إِطفاءَ الْمَصابیحِ وَ الْمُکَیِّفِ.

برگردان: مدیر از او سپاس گزاری کرد و از سمیه درخواست کرد چراغ‌ها و کولر را خاموش کند.

عِندَئِذٍ شاهَدَتِ الْمُدیرَهُ طالِبَهً بِاسْمِ فاطِمَه.

برگردان: در این هنگام مدیر دانش آموزی به نام فاطمه را دید.

کانَتْ فاطِمَهُ تَذهَبُ لِإِغلاقِ حَنَفیَّهِ الْماءِ الَّتی کانَتْ مَفتوحَهً قلیلاً.

برگردان: فاطمه ‌می‌رفت تا شیر آبی را که کمی باز بود ببندد.

وَ فی صَباحِ الْیَومِ التّالی، شَکَرَتْ مُدیرَهُ الْمَدرَسَهِ فِی الِإصْطِفافِ الصَّباحیِّ سُمَیَّهَ وَ فاطِمَهَ لِإهْتِمامِهِما بِالْمَرافِقِ الْعامَّهِ.

برگردان: صبح روز بعد مدیر مدرسه در صف صبحگاهی از سمیه و فاطمه به خاطر توجه آن دو به تأسیسات عمومی سپاس گزاری کرد.

و فی حِصَّهِ الْعُلومِ الِإجْتِماعیَّهِ، قامَتْ رُقَیَّهُ وَ سَأَلَتِ الْمُدَرِّسَهَ:

برگردان: در زنگ علوم اجتماعی رقیه برخاست و از دبیر پرسید:

«مَا الْمَقصودُ بِالْمَرافِقِ الْعامَّهِ؟»

برگردان: مقصود از تاسیسات عمومی چیست؟

أَجابَتِ الْمُدَرِّسَهُ: «هیَ الْأماکِنُ الَّتی تَمتَلِکُها الدَّولَهُ وَ یَنتَفِعُ بِهَا النّاسُ جَمیعاً.

برگردان: دبیر پاسخ داد: آن مکان‌هایی است که دولت مالک آن است و همه مردم از آنان سود ‌می‌برند.

إِذا فَهِمْتِ مَعناها، فَاذْکُری لَنا أَمثِلَهً لِلْمَرافِقِ الْعامَّهِ.»

برگردان: اگر معنای آن را فهمیدی برای من نمونه‌هایی از تاسیسات عمومی یاد کن.

أجَابتَ رُقیَهَّ: «الَمْدارِسُ وَ الهَواتفِ العْامَّهُ وَ المْستشَفَیاتُ وَ المْستوَصَفاتُ،

برگردان: رقیه پاسخ داد: مدرسه‌ها و تلفن‌های عمومی و بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها،

وَ المَتاحِفُ وَ المْکتبَاتُ وَ دَوراتُ المْیاهِ وَ الحْدائقِ العْامَّهُ وَ الأْشَجارُ علَیَ الرَّصیفِ و أعَمِدَهُ الکْهرَباءِ.

برگردان: و موزه‌ها و کتابخانه‌ها و سرویس‌های بهداشتی و پارک‌های عمومی و درختان کنار پیاده رو و دکل‌های برق.

أَجابَتِ الْمُدَرِّسَهُ: «أَحْسَنْتِ، وَ الْحِفاظُ عَلَی هذِهِ الْمَرافِقِ واجِبٌ عَلَی کُلِّ مُواطِنٍ.»

برگردان: دبیر پاسخ داد: آفرین! نگهداری از این تأسیسات بر هر شهروندی واجب است.

سَأَلَتِ الطّالِباتُ بِتَعَجُّبٍ: «لِمَ وَ کَیفَ؟! ذٰلِکَ واجِبُ الدَّولَهِ.»

برگردان: دانش آموزان با شگفتی پرسیدند: «چرا و چگونه؟! این کار بر دولت واجب است.»

قالَتِ الْمُدَرِّسَهُ: «بَلْ هیَ مَسؤولیَّهٌ مُشتَرکَهٌ.

برگردان: دبیر گفت: ولی این کار مسئولیت مشترک است.

فَسُمَیَّهُ الَّتی أطَفْأتَ الْمُکَیِّفَ وَ الْمَصابیحَ وَ فاطِمَهُ الَّتی أَغْلَقَتْ حَنَفیَّهَ الْماءِ،

برگردان: پس سمیه ای که کولر و چراغ‌ها را خاموش کرد و فاطمه ای که شیر آب را بست،

وَ الطّالِبَهُ الَّتی تَدخُلُ مَکتَبَهَ الْمَدرَسَهِ فَتُحافِظُ عَلَی الْهُدوءِ فیها وَ عَلَی نَظافَهِ الْکُتُبِ وَ تَرتیبِها،

برگردان: و دانش آموزی که به کتابخانه مدرسه می رود و آرامش کتابخانه را حفظ ‌می‌کند و از نظافت کتاب‌ها و ترتیب آن‌ها مواظبت ‌می‌کند،

وَ تِلْکَ الَّتی تَنصَحُ مَنْ یَرمی النُّفایاتِ فی غَیرِ مَکانِها بِکَلامٍ طَیِّبٍ؛

برگردان: و آن دختری که با سخن نرم انسانی را پند ‌می‌دهد که زباله‌ها را در جای غیرمناسب ‌می‌اندازد.

هٰؤلاءِ یَعمَلْنَ بِواجِباتِهِنَّ کَمُواطِناتٍ یَشْعُرْنَ بِالْمَسؤولیَّهِ.

برگردان: این‌ها به تکالیفشان عمل ‌می‌کنند، همانند شهروندانی که احساس مسئولیت ‌می‌کنند.

قامَتْ سُمَیَّهُ وَ قالَتْ: «أَ لَیسَ مِنَ الْمُناسِبِ کِتابَهُ هٰذَا الْحَدیثِ عَلَی اللَّوحَهِ الْجِداریَّهِ؟

برگردان: سمیه ایستاد و گفت: آیا مناسب نیست که این حدیث را روی تابلوی دیواری بنویسیم؟

أنّکم مَسؤولون حتی عَن البُقاع و البَهائم. «امیرالمومنین علی»

برگردان: شما مسئول هستید حتی از زمین‌ها و چهارپایان. «امیرالمومنین علی»

قَبِلَتِ الْمُدَرِّسَهُ وَ قالَتْ: «هذَا الاقِتْراحُ حسَنٌ، وَ سَنَتَعاوَنُ جَمیعاً عَلَی الْعَمَلِ بِهٰذَا الْحَدیثِ.

برگردان: و معلم پذیرفت و گفت: این پیشنهاد خوبی است و همگی در عمل به این حدیث با یکدیگر همیاری خواهیم کرد.

عیّن الصحیح و الخطأ حسب نص الدرس.  (درست و نادرست را بر حسب متن درس مشخص کنید.)   

۱- کانت سمیه بانتظار والدتها للذهاب إلی المنزل.            √

۲- ذهبت المدیره نفسها لإطفاء المصابیح و المکیف.         ꭓ

۳- أخبرت سمیه مدیره المدرسه بما شاهدت فی الحجره.       √

 4- المرافق العامه هی  الأماکن التی یمتلکها بعض الناس.     ꭓ 

۵- شکرت المدیره فی الإصطفاف الصباحی جمیع الطالبات.     ꭓ

عدد در زبان عربی
عملیات حسابی
عددهای اصلی و ترتیبی

برای دانش افزایی و آشنای با عدد در زبان عربی این جا را کلیک کنید.

برای آگاهی بیشتر از عددهای اصلی در زبان فارسی عربی و انگلیسی این جا را کلیک کنید.

اختبر نفسک: ترجم إلی الفارسیه.   (خودت را بیازما: به فارسی ترجمه کن.)

۱- ﴿ ثلاثینَ لَیله﴾ الأعراف: ۱۴۲/ سی شب

۲- ﴿ سبعینَ رَجُلا﴾ الأعراف: ۱۵۵ / هفتاد مرد

۳- خمسه عشر تمثالا  / پانزده تندیس

۴- واحده و عشرون جامعه / بیست و یک دانشگاه

۵- ست عشره مدینه  / بیست و شش شهر

۶- تسع و تسعون بقره  / نود و نه گاو        

۷- سبع و ثلاثون حدیقه / سی و هفت باغ

۸- واحده و سبعون قریه / هفتاد و یک روستا

۹- اثنان و ثمانون عاما  / هشتاد و یک سال

۱۰- تسعه و عشرون کرسیا / بیست و نه صندلی

در گروه های دو نفره شبیه گفت وگوی زیر را در کلاس اجرا کنید.

حوارٌ= گفتگو

(فی مطار النجف الأشرف) = در فرودگاه نجف اشرف

سائحٌ من إیران= گردشگری از ایرانسائحٌ من الکویت= گردشگری از کویت
السلام علیکم. = سلام بر شماو علیکم السلام و رحمه الله و برکاته. = و بر شما سلام و رحمت و برکات خداوند.
مساء الخیر یا حبیبی. =عصر بخیر ای دوستم.مساء النور یا عزیزی. =عصر بخیر ای عزیزم.
هل حضرتک من العراق؟ =آیا جنابعالی اهل عراق اید؟لا؛ أنا من الکویت. أ أنت من باکستان؟ =نه من اهل کویتیم. آیا تو اهل پاکستانی؟
لا؛ أنا إیرانی. کم مره جئت للزیاره؟ =نه من ایرانی ام. چند بار برای زیارت آمدی؟جئت للمره الأولی؛ و کم مرهً جئت أنت؟ =برای بار اول آمدم. و تو چند بار آمدی؟
أنا جئت للمره الثانیه. = من برای بار دوم آمده ام.کم عمرک؟ = چند سالت است؟
عمری سته عشر عاما. = من شانزده ساله ام.من أی مدینه أنت؟ =اهل کدام شهری؟
أنا من مدینه جویبار فی محافظه مازندران. = من اهل شهر جویبار در استان مازندرانم.ما أجمل غابات مازندران و طبیعتها! =چه جنگل های مازندران و طبیعتش زیباست!
هل ذهبت إلی إیران من قبل؟! =آیا قبلا به ایران رفته ای؟نعم؛ ذهبت لزیاره الإمام الرضا، ثامن أئمتنا. = بله، برای زیارت امام رضا (ع) هشتمین اماممان رفته ام.
کفی وجدت إیران؟ =ایران را چگونه یافتی؟إن إیران بلاد جمیله جدا، والشعب الإیرانی شعب مضیاف. = ایران کشور بسیار زیبایی است. ملت ایران ملّتی مهمان نوازست.

۱- سائح: گردشگر ۲- ما أجمل: چه زیباست! ۳- شعب: ملت ۴- مضیاف: مهمان دوست

التمرین الأول: اکتب العملیات الحسابیه التالیه بالأعداد کالمثال. (عملیات ریاضی زیر را با اعداد مانند مثال بنویس.)

(+ زائد )( – ناقص) (×ضرب فی)(÷ تقسیم علی)

۱- عشره فی ثلاثه یُساوی ثلاثین. (ده در سه برابر سی است.)                                                         30=3 ×۱۰

۲- تسعون ناقص عشره یُساوی ثمانین. (نود منهای ده برابر هشتاد است.)                                         80= 10-90

۳- مئه تقسیم علی خمسه یُساوی عشرین. (صد تقسیم بر پنج برابر بیست است.)                                   20=5/100

۴- سته فی أحد عشر یُساوی سته و ستین. (شش در یازده برابر شصت و شش است.)                                  66=11×۶

۵- خمسه و سبعون زائد خمسه و عشرین یُساوی مئه. (هفتاد و پنج بعلاوه بیست و پنج برابر صد است.)       100=25+75

۶ . اثنان و ثمانون تقسیم علی اثنین یُساوی واحدا و أربعین. (هشتاد و دو تقسیم بر دو برابر چهل و یک است.) ۴۱=۲÷۸۲

التمرین الثّانی: اکتب فی الفراغ عددا ترتیبیا مناسبا. (در جای خالی عدد مناسب بنویس.)

۱- الیوم الثانی من أیام الأسبوع یوم الأحد. (روز دوم از روزهای هفته روز شنبه است.)

۲- الیوم السادس من أیام الأسبوع یوم الخمیس. (روز ششم از روزهای هفته روز پنجشنبه است.)

۳- الفصل الرابع فی السنه الإیرانیه فصل الشتاء . (فصل چهارم در سال ایرانی فصل زمستان است.)

۴- الفصل الثالث فی السنه الإیرانیه فصل الخریف. (فصل سوم از سالهای ایرانی فصل پاییز است.)

۵- یأخذُ الفائز الأول جائزه ذهبیه و الفائز الثانی جائزه فضیّه. (برنده نخست جایزه طلایی و برنده دوم جایزه نقره ای می گیرد.)

التمرین الثّالث: ضع فی الدائره العدد المناسب. «کلمه واحده زائده.»   (در دایره عدد مناسب را بگذار.)

۱- النشاط (فعالیت)          (5) إعطاء حل و بیان طریقه للقیام بعمل. (راه حل دادن و بیان شیوه اقدام به کار.)

۲- الدوام (ساعت کار)      (4) آلهٌ لنقل الأصوات من مکان إلی آخر. (ابزاری برای انتقال صدا از مکانی به مکانی دیگر.)

۳- الحصه (زنگ درسی)   (2) ساعاتُ العمل للموظفین و العمّال. (ساعت های کار برای کارمندان و کارگران.)

۴- الهاتف (تلفن)  (6) هو الَّذی یعیش معنا فی وطن واحد. (او کسی است که با ما در میهنی یگانه می زید.)

۵- الإقتراح (پیشنهاد)        (1) عمل بتحرّکٍ و سرعهٍ. (کاری با جنبش و سرعت.)

۶- المواطن (هم میهن)

التمرین الرابع: ضع فی الفراغ کلمه مناسبه من الکلمات التالیه. «کلمتان زائدتان.» (در جای خالی کلمه مناسب از کلمات زیر بگذارید.)

عشر / الهدوء / خمسین / أعمده / أخبرونا / مضیاف / حجره / یمتلک / فرغت

 1- ﴿ وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَهٍ إِلاَّ خمسین عاماً ﴾ العنکبوت: ۱۴ 

(همانا ما نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ پس او میان ایشان هزار سال پنجام کم درنگ کرد.)

۲- ﴿ مَن جاءَ بِالحَسنه فله عشر أمثالُها﴾ (هر کس نیکی به جا آورد، پس ده برابر آن پاداش دارد.)

۳- سافرنا إلی قریهٍ، لأننا بحاجه إلی الهدوء. (ما به روستایی سفر کردیم؛ زیرا ما نیاز به آرامش داشتیم.)

۴- الجیرانُ أخبرونا بما حدث فی الشارع.  (همسایگان ما را از آنچه در خیابان رخ داد آگاه کردند.)

۵- أنزل العاملُ البضائع فـ فرغت السیاره.  (کارگر کالاها را پایین آورد؛ پس خودرو خالی شد.)

۶- هل یمتلکُ أبوک أرضاً فی القریه؟ (آیا پدر تو مالک زمینی در روستا ست.)

۷- لیست فی الفندق حجرهٌ فارغهٌ. (در مهمانسرا هیچ اتاقی خالی نیست.)

۱- أرسلنا: فرستادیم    2- لبث: درنگ کرد    3- جاء بـ: آورد

اَلتمرین الخامس: ترجم العبارات التالیه. هل تعلمُ أن … (عبارت های زیر را ترجمه کنید. آیا می دانی که … .)

۱- … الکلب یقدرُ علی سماع صوت الساعه من مسافه أربعین قدماً؟

سگ می تواند صدای ساعت را از فاصله چهل قدمی بشنود؟

۲- … النملهُ تقدر علی حمل شیء یفوقُ وزنها خمسین مرهً؟

 مورچه می تواند جسمی را معادل پنجاه برابر وزن خود حمل کند؟

۳- … ثمانین فی المئه من موجودات العالم حشرات؟

هشتاد درصد موجودات جهان حشرات اند؟

۴- … طولُ قامه الزرافه سته أمتار؟ (أمتار: جمع متر)

بلندی قد زرافه شش متر است؟

۵- … الغرابُ یعیش ثلاثین سنهٍ أو أکثر؟

کلاغ سی سال یا بیشتر زندگی می کند؟

التمرین السادس: عیّن العدد أو المعدود الصحیح للفراغ. (عدد و معدود مناسب را برای جای خالی مشخص کن.)

۱- فی الإصطفاف الصباحیّ وقفنا فی …………… صفوفٍ. / عشره ■ العاشر  (در صف صبحگاهی ما در ده صف ایستادیم.)

۲- یلعب أحد عشر …………… فی فریق کره القدم.  /  لاعبین لاعبا ■ (یازده بازیکن در تیم فوتبال بازی می کنند.)

۳- أربعه …………… واقفون أمام باب المنظّمه.  /  جُنود ■ جُندی (چهار سرباز روبروی در سازمان ایستاده اند.)

۴- تیارُ الکهرباء فی …………… حجرات مقطوع.  / الأرابع أربع ■ (جریان برق در چهار اتاق قطع است.)

۵- …………… اثنان حول کوکب المریخ.  /   قمران ■ أقمار (دو ماه پیرامون ستاره بهرام است.)

۶- …………… واحده فی الحدیقه مغلقه.    / أنبوبه ■ أنابیب (یک لوله در باغ بسته است.)

اَلْبَحثُ الْعِلمیُّ.

اکتُبْ آیَهً أَوْ حَدیثاً أَوْ نَصّاً بِاللُّغَهِ الْعَرَبیَّهِ حَولَ مَسؤولیَّهِ جَمیعِ الْمُواطِنینَ بِالنِّسبَهِ لِثَرَواتِ الْوَطَنِ وَ الْمَرافِقِ الْعامَّهِ وَ الْآثارِ التّاریخیَّهِ وَ اکْتُبْ تَرجَمَتَهَا الْفارِسیَّهَ وَ الْإنجِلیزیَّهَ مُستَعیناً بِمُعجَمٍ. (آیه یا حدیثی یا متن به زبان عربی پیرامون مسئولیت همه هم میهنان نسبت به سرمایه های میهن و تأسیسات عمومی و آثار تاریخ بنویس و آن را با کمک واژه نامه به فارسی و انگلیسی ترجمه کن.)

تَحَفَّظوا مِنَ الْأرضِ فَإِنَّها أُمُّکُم. (از زمین نگهداری کنید؛ زیرا مادرتان است.)