آموزه ششم: نگارش علمی مقاله نویسی (۲)

فهرست منابع

پژوهشگر موظفّ است در پایان مقالۀ خود، منابعی را که به آنها مراجعه کرده است (شامل مقاله، کتاب، وبگاه‌ها و…) فهرست کند.

ترتیب مطالب در فهرست منابع

۱- نام خانوادگی نویسنده

۴- عنوان اثر (کتاب، مقاله و…)

۲- نام نویسنده

۵- محلّ چاپ

۳- سال چاپ اثر

۶ – نام ناشر برای کتاب/ نام مجله برای مقاله

نمونه: یوسفی، غلامحسین (۱۳۷۴ ). چشمۀ روشن. چاپ ششم، تهران: انتشارات علمی

نام نویسنده

پس از کلید واژه‌ها نام و نام خانوادگی نویسندگان مقاله، سِمَت و مرتبه علمی محلّ خدمت آنها نوشته می شود. همچنین رایانامۀ (e-mail) نویسنده مسئول را در پانوشت قید می کنند.

چکیده

چکیده، خلاصه ای است دقیق و صحیح از یک نوشته که شامل فشردۀ تمام مطالب مهم یا فشردۀ قسمت‌های ویژۀ آن باشد.

نقش چکیده‌ها در سرعت انتخاب مدرک مورد نیاز از میان انبوه اطّلاعات، جمع آوری اطّلاعات و کمک به پرهیز از دوباره کاری و اجتناب از تأخیر در پیشرفت کار آموزش و پژوهش و کاهش هزینه ها، بسیار مهم و حیاتی است.

ساختار چکیده

اجزای چکیده عبارت اند از :

◙ طرح هدف

◙ طرح روش کار

◙ طرح یافته‌های اصلی

◙ ارائه مهم ترین نتیجه

کلیدواژه ها

کلماتی است برآمده از متن، مرتبط با موضوع اصلی که خواننده با دیدن آنها، به محتوای اصلی پژوهش پی می برد. در حقیقت، کلیدواژه ها، در حکم موضوعات جزئی هستند که پس از چکیده می آیند. واژگان کلیدی به خواننده کمک می کند تا بفهمد چه مفاهیم و موضوعاتی در این اثر مورد توجّه قرار گرفته است.

کلیدواژه‌های تعیین شده باید حداقل یکی از خصوصیات زیر را داشته باشند:

◙ کلمات محوریِ عنوان مقاله باشند.

◙ بیان کنندۀ موضوعات جزئی باشند که در مقاله اهمّیت بیشتری دارند.

◙ بیانگر موضوع مقاله باشند.

◙ میانگین کلیدواژه‌ها ۵ تا ۷ کلمه است.

جدول ارزشیابی

حکایت نگاری

حکایت زیر را بخوانید و آن را به زبان ساده بازنویسی کنید.

سوداگری بار آبگینه داشت. یکی از باج گیران عنان بارگیرش بگرفت و بر آن بارِ آبگینه چوب دست خویش محکم فروکوفت و گفت:«ای رفیق، چه در بار داری؟» گفت:«اگر چوب دیگر زنی هیچ!»

قلمرو زبانی: سوداگر: بازرگان / آبگینه: شیشه / باج گرفتن: گمرک، راهداری گرفتن / عنان: افسار / بارگیر: اسب و هر جانور بارکش / فروکوفت: کوبید (بن ماضی: فروکوفت؛ بن مضارع: فروکوب)

بازگردانی: بازرگانی بار شیشه داشت. یکی از راهداران افسار ستورش را گرفت و بر آن بارِ شیشه چوب دستی اش  را محکم کوبید و گفت:«ای رفیق، چه در بار داری؟» بازرگان گفت:«اگر چوب دیگری به بار من بزنی  دیگر هیچ چیز ندارم!». پریشان، قاآنی