بایگانی برچسب: s

آموزه پنجم: پایه های آوایی همسان(۱)

پس از تشخیص و درک پایه‌های آوایی، درمی‌یابیم که پایه‌های آوایی بیت‌ها، به شکلی هماهنگ در پی هم می‌آیند. به بیان دیگر، می‌توان پایه‌ها را به دسته‌هایی منظّم بخش کرد. اکنون ، چگونگی نظم هر یک از این دسته‌ها را بررسی می‌کنیم.

به چینش پایه‌های آوایی بیت زیر، دقّت کنید:

درین درگاه بی چونی، همه لطف است و موزونی / چه صحرایی، چه خضرایی، چه درگاهی، نمی‌دانم

خط عروضی: دَرین دَرگاهِ بی چونی، هَمِ لُطفَستُ مُوْزونی / چِ صَحرایی، چِ خَضرایی، چِ دَرگاهی، نمی‌دانَم

دَ  رین  دَر  گاهِ  بی  چو  نیهَ  مِ  لُط  فَستُ  مُوْ  زو  نی
چِ صَحـ را ییچِ خَضـ را ییچِ  دَر گا هینِ  می  دا   نَم

با خوانش درست بیت، درنگی منظّم را در میان پایه‌های آوایی هر مصراع، احساس می‌کنیم. به بیان دیگر، هر مصراع از پایه‌های تکراری و منظّم چهارهجایی تشکیل شده است. این پایه‌های تکراری و هماهنگ را، پایه‌های آوایی همسان می‌نامیم.

وقتی هجاهای شعری را به شکلی درست به پایه‌هایی آوایی بخش کردیم؛ ساده تر این است که به جای هریک از این پایه‌ها، معادل هر یک از آنها را بیاوریم. معادل‌های این پایه‌ها را وزن واژه یا رکن می‌نامیم.

برخی از وزن واژه‌های شعر فارسی عبارت اند از:

فَعولُن (– – U) / مَفاعیلُن (Uـ ـ ـ) / فاعِلاتن (ـ U ـ ـ) / مُستَفعِلُن (ـ ـ U ـ) / فَعِلاتن (UU ـ ـ) / مُفتَعِلُن (ـ UU ـ)

مثلاً در این بیت وزن واژه مفاعیلن (ت تن تن تن) است

پایه‌های آواییدَ رین دَر گاهِ بی چو نیهَـ مِ لُط  فَستُ مُوْ  زو نی
پایه‌های آواییچِ صَحـ را ییچِ خَضـ را ییچِ  دَر گا هینِ  می  دا  نَم
نشانه‌های هجاییمفاعیلنمفاعیلنمفاعیلنمفاعیلن
وزنU ـ ـ ـ U ـ ـ ـU ـ ـ ـ U ـ ـ ـ
درین درگاه بی چونی

گاهی فضای آوایی به گونه‌ای سامان می‌یابد که بافت موسیقایی شعر، کوتاه تر می‌شود و یکی از پایه‌های آوایی کاسته می‌شود و یا یک یا چند هجا از پایان آن، می‌افتد؛ مانند نمونه زیر که وزن آن «مفاعیلن مفاعیلن مفاعی» است.

خداوندا، شبم را روز گردان / چو روزم بر جهان، پیروز گردان

پایه‌های آواییخُ  دا   وَن  داشَ  بَم  را روز   گَر  دان
پایه‌های آواییچُ رو  زَم  بَرجَ هان پی  روز   گَر  دان
نشانه‌های هجاییمَفاعیلُنمَفاعیلُنمَفاعی(فَعولُن)
وزن Uـ ـ ـ Uـ ـ ـ U ـ ـ
خداوندا شبم را روز گردان

می‌بینیم که موسیقی و آهنگ این بیت با بیت پیشین، همسان است و همان نظم را دارد و چینش هجاهای پایه‌ها، با آن همگون است.

پس از مقایسه این بیت با نمونه پیشین، درمی‌یابیم که تعداد پایه‌های آنها متفاوت است. هر مصراع این بیت، از سه پایه یا رکن، تشکیل شده است.

وزن بیت به گونه‌ای سامان یافته است که بافت موسیقیایی شعر کوتاه تر گردیده و یکی از پایه‌های آوایی آن کاسته شده است هم چنین یک هجا از پایان آن حذف شده است.

اکنون به نمونه‌های دیگر از پایه‌های همسان، توجّه کنید:

روزگار است این که گه عزّت دهد گه خوار دارد /  چرخ بازیگر از این بازیچه‌ها بسیار دارد (قائم مقام فراهانی)

خط عروضی: روزِگارَستین کِ گَه عِززَت دَهَد گَه خار دارَد / چَرخِ بازیگَر اَزین بازیچِ ها بِسیار دارَد

هر مصراع این بیت از چهار پایه همسان منظّم و تکراری، سامان یافته است؛ امّا آهنگ و وزن این بیت با بیت پیشین تفاوت دارد.

به پایه‌های آوایی، وزن و نشانه‌های هجایی هر پایه این بیت، دقّت کنید. همانگونه که آورده‌ایم، وزن این بیت «فاعلاتن (تن ت تن تن)» است.

نمونه زیر را با هم می‌خوانیم:

من به هر جمعیتی نالان شدم / جفت بدحالان و خوشحالان شدم (مولوی)

خط عروضی: مَن بِ هَر جَمعییَتی نالان شُدَم / جُفتِ بَدحالانُ خُش حالان شُدَم

در این بیت نیز به جای چهار پایه، سه پایه آمده و از پای .سوم نیز یک هجا کم شده است.

وزن این بیت «فاعلاتن فاعلاتن فاعلن» است.

هجا
گونه های هجا
saeedjafari

خودارزیابی

۱- برای هر یک از موارد زیر؛ مانند نمونه وزن واژه مناسب بنویسید و نشانه‌های هجایی آن را مشخص کنید:

نمونهوزن واژهنشانه‌های هجایی
کبوترفعولنU ـ ـ
می‌نوشتمفاعلاتنـU  ـ ـ
دریا دلانمستفعلنـ ـ U ـ
نمی‌دانممفاعیلنU ـ ـ ـ
دری بگشامفاعیلنU ـ ـ ـ
بامدادیفاعلاتنـ U ـ ـ
با ادبانمفتعلنـ UU ـ
کجاییفعولنU ـ ـ

۲- بیت‌های زیر را متناسب با پایه‌های آوایی تفکیک کنید، سپس وزن آنها را بنویسید.

الف) به گیتی هر کجا درد دلی بود / به هم کردند و عشقش نام کردند (فخرالدین عراقی)

خط عروضی: بِ گیتی هَر کُجا دَردِ دلی بود / بِ هَم کَردَندُ عِشقَش نام کَردَند

پایه‌های آواییبِ  گی  تی  هَر کُ  جا  دَر  دِدِ  لی  بود
پایه‌های آواییبِ  هَم  کَر دَندُ عِش  قَش  نام  کَر دند
نشانه‌های هجاییU ـ ـ ـ Uـ ـ ـ Uـ ـ
وزنمفاعیلنمفاعیلنفعولن

ب) چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را / که کس آهوی وحشی را از این بهتر نمی‌گیرد (حافظ)

خط عروضی: چِ خُش صِیدِ دِلَم کَردی بِنازَم چَشمِ مَستَت را / کِ کَس آهوی وَحشی را ازین بِهتَر نِمی گیرَد

پایه‌های آواییچِ   خُش  صِی  دِ دِ  لَم  کَر  دیبِ  نا  زَم چَشمِ  مَس  تَت  را
پایه‌های آواییکِ  کَس  آ  هویِ  وَح  شی  رااَ  زین  خُش  تَرنِ  می  گی  رَد
نشانه‌های هجایی Uـ ـ ـ Uـ ـ ـ Uـ ـ ـ Uـ ـ ـ
وزنمفاعیلنمفاعیلنمفاعیلنمفاعیلن

پ) تا نگردی بی خبر از جسم و جان / کی خبر یابی ز جانان یک زمان (عطّار)

خط عروضی: تا نَگَردی بی خَبَر از جِسمُ جان / کِی خَبر یابی زِ جانان یک زَمان

پایه‌های آواییتا نَ  گَر  دی بی  خَ  بَر  اَزجِس  مُ  جان
پایه‌های آواییکی  خَ  بَر  یابی  زِ  جا  نانیِک  زَ  مان
نشانه‌های هجاییـ  Uـ ـ ـ  Uـ ــ  Uـ ـ
وزنفاعلاتنفاعلاتنفاعلن

۳- بیت‌های زیر را متناسب با پایه‌های آوایی تفکیک کنید، سپس نشانه‌های هجایی هریک را در خانه‌ها قرار دهید.

الف) چه غم دیوار امّت را که دارد چون تو پشتیبان / چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان (سعدی)

خط عروضی: چ غَم دیوارِ اُممَت را کِ دارَد چُن تُ پُشتیبان / چِ باکز مُوْجِ بَحران را ک باشَد نوح کِشتیبان

پایه‌های آواییچِ  غَم  دی وا رِ  اُم  مَت  راکِ  دا  رَد  چُنتُ  پُش تی  بان
پایه‌های آواییچِ   با   کَز  مُوْجِ  بَح  ران راکِ  با  شَد نوح  کِش  تی  بان
نشانه‌های هجاییU ـ ـ ـ Uـ ـ ـ Uـ ـ ـ Uـ ـ ـ
وزنمفاعیلنمفاعیلنمفاعیلنمفاعیلن

ب) هر آن دل را که سوزی نیست، دل نیست / دل افسرده غیر از آب و گل نیست (وحشی بافقی)

خط عروضی: هَران دِل را کِ سوزی نیست، دِل نیست / دِلِ اَفسُردِ غِیرَز آبُ گِل نیست

پایه‌های آواییهـَ ران دل راکِ سو زی نیست  دِل نیست
پایه‌های آواییدِ لِ اَف سُردُ غِی رَز آبُ    گِل  نیست
نشانه‌های هجایی Uـ ـ ـ Uـ ـ ـU ـ ـ
وزنت تن تن تنت تن تن تنت تن تن

پ) سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی / دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی (حافظ)

خط عروضی: سینِ مالامالِ دَردَستِی دَریغا مَرهَمی / دِل زِ تَنهایی بِ جانامَد خُدا را هَمدَمی

پایه‌های آواییسی  نِ  ما  لاما لِ دَر دَس تیدَ ری غا مَر هـَ  می
پایه‌های آواییدِل  زِ  تَن ها ییبِ  جا  نا  مَدخُ  دا  را هَم دَ   می
نشانه‌های هجاییـ  Uـ ـ ـ  Uـ ــ  Uـ ــ  Uـ
وزنتن ت تن تنتن ت تن تنتن ت تن تنتن ت تن تن

ت) ز حسرت بر سر و بر رو، همی‌زد / به سانِ فاخته کوکو همی‌زد (فدایی مازندرانی)

خط عروضی: زِ حَسرَت بَر سَرُ بَر رو، هَمی زَد / بِ سانِ فاختِ کوکو هَمی زَد

پایه‌های آواییزِ حَس  رَت  بَرسَ رُ بَر روهـَ  می  زَد
پایه‌های آواییبِ  سا  نِ  فاخ  تِ  کو کوهـَ  می  زَد
نشانه‌های هجاییU ـ ـ ـ Uـ ـ ـ Uـ ـ
وزنت تن تن تنت تن تن تنت تن تن

۴- بیت‌های زیر را متناسب با پایه‌های آوایی تفکیک کنید، سپس وزن و نشانه‌های هجایی آن را بنویسید .

الف) سحرگه بلبلی آواز می‌کرد / همی‌نالید و با گل راز می‌کرد (سلمان ساوجی)

خط عروضی: سَحَرگَه بُلبُلی آواز می‌کَرد / هَمی نالیدُ با گُل راز می‌کَرد

پایه‌های آواییسَ  حَر گَه  بُل بُ  لی  آ  واز می ‌کَرد
پایه‌های آواییهـَ  می نا  لیدُ  با  گُل  راز می ‌کَرد
نشانه‌های هجاییU ـ ـ ـ U ـ ـ ـ U ـ ـ
وزنت تن تن تنت تن تن تنت تن تن

ب) ما به غم خو کرده‌ایم ای دوست ما را غم فرست / تحفه‌ای کز غم فرستی نزد ما هر دم فرست (خاقانی)

خط عروضی: ما بِ غَم خو کَردِ ای مِی دوست ما را غَم فِرِست / تُحفِ ای کَز غَم فِرِستی نَزدِ ما هَر دَم فِرِست

پایه‌های آواییما بِ غَم خوکَر دِ ای مِیدو ست ما راغَم  فِ رست
پایه‌های آواییتُح فِ ‌ای کَزغَم فِ رِس تینَز  دِ  ما  هَردَم  فِ رِست
نشانه‌های هجاییـ  Uـ ـ ـ U ـ ــ  Uـ ــ  Uـ
وزنتن ت تن تنتن ت تن تنتن ت تن تنتن ت تن

پ) خوشا از نی خوشا از سر سرودن / خوشا نی نامه‌ای دیگر سرودن (قیصر امین پور)

خط عروضی: خُشا از نِی خُشا از سَر سُرودَن / خُشا نِی نامِ ‌ای دیگَر سُرودَن

پایه‌های آواییخُ شا از نیخُ  شا از سَرسُ رو دَن
پایه‌های آواییخُ  شا نی نامِ ‌ای دی گَرسُ رو دَن
نشانه‌های هجاییU ـ ـ ـ Uـ ـ ـ Uـ ـ
وزنت تن تن تنت تن تن تنت تن تن

ت) عزیزا کاسه چشمم سرایت / میان هر دو چشمم جای پایت (باباطاهر)

خط عروضی: عَزیزا کاسِ یِ چَشمَم سَرایَت / مِیانِ هَر دُ چَشمَم جایِ پایَت

پایه‌های آواییعَ  زی  زا کاسِ یِ چَش  مَمسَ  را  یَت
پایه‌های آواییمی  یا  نِ  هَردُ  چَش مَم  جایِ  پا  یَت
نشانه‌های هجایی Uـ ـ ـ Uـ ـ ـ Uـ ـ
وزنت تن تن تنت تن تن تنت تن تن

۵- ابیات زیر را بخوانید و به پرسش‌ها پاسخ دهید.

ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی / چه کنم که هست اینها گل باغ آشنایی

درِ گلسِتان چشمم ز چه رو همیشه باز است؟ / به امید آنکه شاید تو به چشم من درآیی

سرِ برگ گل ندارم، ز چه رو روم به گلشن؟ / که شنیده ام ز گلها همه بوی بی وفایی (فخرالدّین عراقی)

الف) ویژگی‌های ادبی سبک عراقی را در آن بیابید.قالب شعر: غزل / توجه به علوم ادبی: تشبیه: گلستان چشم؛ باغ آشنایی / سر: مجاز از قصد و میل /

ب)دو مورد از ویژگی‌های فکری ابیات را بنویسید. – ستایش عشق / غم گرایی / فراق /

وزن های پرکاربرد فارسی (همسان تک پایه ای)

۱ U/—U/—U/—U— مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
۲ U/U–U/U–U/U–U– مفاعیل مفاعیل مفاعیل فعولن
۳ U/—U/—U– مفاعیلن مفاعیلن فعولن
۴ U–/-U–/-U–/-U- مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن
۵ U-/–U-/–U-/–U– فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن
۶ U-/–U-/–U-/–U- فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
۷ U-/–U-/–U- فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
۸ UU/–UU/–UU- فعلاتن فعلاتن فعلن
۹ UU/–UU/–UU/–UU– فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن
۱۰ UU/–UU/–UU/–UU- فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
۱۱ U/–U/–U/–U– فعولن فعولن فعولن فعولن

پایه آوایی یا وزن واژه

پایه آوایی
پایه آوایی و وزن شناسی

پی دی اف آموزه پنجم: پایه های آوایی همسان

آموزه دوم: پایه های آوایی

به شکل زیر نگاه کنید و نظمی را که در صدای حرکت قطار و پی هم آمدنِ واگن ها وجود دارد، به یاد بیاورید.

       هنگامی که صدای پیوسته و یکنواخت حرکت قطار در ذهن مرور می شود، نظمی را در رفتار و صدای آن، درک می کنیم. با کمی درنگ و تأمّل در پدیده ها و عناصر طبیعی، گونه ای نظم و سامان در رفتار آنها درک می شود؛ مثلاً پیِ هم آمدن شب و روز، گردش فصل ها، حرکت آهنگین عقربه های ساعت، حرکت پای دوچرخه سوار و بازگشت متوالی آن به نقطه نخست، موزون و موسیقایی است و نوعی تداوم و تکرار منظّم را به چشم و گوش شنونده، می رسانند که معمولاً، گوشنواز و دلنشین اند.

کلام منظوم یا شعر هم که آهنگین و موسیقایی است، پایه ها و پاره های آوایی موزون دارد؛ هماهنگی این پایه ها در شعر، به گونه ای است که انسان، با شنیدن یا خواندن آنها احساس لذّت می کند. به هنگام رویارویی با شعر، باید بکوشیم خود را در فضای آهنگین آن قرار دهیم. در خواندن نیز با همان نظم موسیقایی، خوانش آن را پیش ببریم.

بیت های زیر را می خوانیم:

ای ساربان، آهسته ران، کآرام جانم می رود / وان دل که با خود داشتم، با دلستانم می رود

من مانده ام مهجور از او، بیچاره و رنجور از او / گویی که نیشی دور از او، در استخوانم می رود

محمل بدار ای ساروان، تندی مکن با کاروان / کز عشق آن سرو روان، گویی روانم می رود (سعدی)

ساربان: شتردار / دلستان: دلبر / مهجور: دور / رنجور: بیمار / محمل: کجاوه / ساروان: شتربان / کاروان: گروه مسافران / روان: در حال حرکت / روان: جان /

اکنون همین شعر را بازخوانی می کنیم و به آهنگی که از خوانش آن احساس می شود، گوش می سپاریم:

اِی سا رِ بانآ هِس تِ رانکا را مِ جانَم می رَ وَد
وان دِل کِ باخُد دا ش تَمبا دِل سِ تانَم می رَ وَد

همان گونه که دیده و شنیده می شود، با خوانش درست شعر، به درنگ منظم و یکنواختی که بعد از هر دسته از هجاها وجود دارد، پی می بریم. پایه ها، به گونه‌ای منظم کنار هم چیده شده اند؛ آنها مانند آجرهایی هستند که در ساخت بنای شعر، به کار می روند. وزن شعر درحقیقت حاصل چینش منظم این پایه های آوایی یا ارکان عروضی است.

اکنون به نمونه های زیر و چگونگی شکل گیری پایه های آوایی و نظم آنها، توجّه کنید:

۱- هر که چیزی دوست دارد، جان و دل بر وی گمارد / هر که محرابش تو باشی، سر ز خلوت بر نیارد (سعدی)

هَر کِ چی زیدو ست دا رَدجا نُ دِل بَروِی گُ ما رَد
هَر کِ  مِح  رابَش تُ با شیسَر زِ خَل وَتبَر نَ  یا  رَد

۲- ز کوی یار می آید، نسیم باد نوروزی / از این باد ار مدد خواهی، چراغ دل بر افروزی (حافظ)

ز  کو یِ  یار می  آ  یَدنَ سی  مِ  بادِ  نُوْ  رو   زی
اَ  زین  با  دَرمَ  دَد  خا  هیچِ  را  غِ  دِلبَ  رَف  رو  زی

۳- خدایا تو دانی که بر ما چه آمد / خدایا تو دانی که ما را چه می شد؟ (مولوی)

خُ  دا  یاتُ  دا  نیکِ  بَر  ماچِ   آ  مد
خُ  دا  یاتُ  دا  نیکِ  بر  ماچِ می  شد

۴- یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا / یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا (مولوی)

یا  ر مَ  راغا  ر مَ  راعِش قِ جِ گرخا  ر  مَ  را
یا  ر تُ ییغا ر تُ  ییخا  جِ نِ گَهدا  ر  مَ را

با خوانش درست ابیات و جداسازی پایه‌ها (ارکان)، درمی یابیم که بعد از هر پایه، درنگی وجود دارد. درنگ های پایان هر پایه یا رکن مرز پایه های آوایی را به ما نشان می دهند . پیِ هم قرارگرفتن پایه های آوایی و درنگ هایی که در پایان هر پایه می آید، موسیقی و آهنگی را در خوانش بیت‌ها پدید می آورد.

چگونگی تفکیک پایه‌ها و خوانش بیت ها، نظم دیداری و شنیداری را به ما نشان می دهند؛ این نظم سبب درک پایه های آوایی و لذّت بردن از موسیقی متن می شود.

هجا

خودارزیابی

۱- با خوانش درست ابیات، مرز پایه های آوایی یا ارکان آن را مشخّص کنید و هر پایه را در خانه خود قرار دهید:

الف) ای خوش منادی های تو در باغ شادی های تو / بر جای نان شادی خورد جانی که شد مهمان تو (مولوی)

ای خُش  مُ  نادی  ها  یِ  تُدر  با غِ  شادی ها ی  تُ
بَر جا یِ نانشا  دی  خُ  ردجا  نی  کِ  شُدمه ما  ن  تُ

ب) دلم را داغ عشقی بر جبین نه / زبانم را بیانی آتشین ده (وحشی بافقی)

دِ  لَم  را  داغِ  عِش  قی  بَرجَ  بین  نِه
زَ  با  نَم  رابَ   یا   نی   آ تَ  شین  دِه

پ) اسیرش نخواهد رهایی ز بند / شکارش نجوید خلاص از کمند (سعدی)

ا  سی  رَشنَ  خا  هَدرَ  ها  ییزِ  بَند
شِ  کا  رَشنَ  جو  یَدخَ  لا  صَزکَ  مَند

ت) عنکبوتی را به حکمت دام داد / صدر عالم را درو آرام داد (عطار)

عَن کَ بو تیرا  بِ حِک  مَتدا م داد
صَد  رِ عا  لَمرا  دَ  رو  آرا  م   داد

ث) بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم / فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم (حافظ)

بِ  یا  تا  گُلبَ  رَف  شا  نیمُ  می  دَر  ساغَ  رَن  دا  زیم
فَ  لَک  را  سَقف  بِش  کا  فیم  طر حی  نُوْدَ  رَن  دا  زیم

۲- با خوانش درست بیت ها، رکن های آن را مشخّص کنید، سپس خانه هایی به تعداد آن، طرّاحی نموده، هر رکن را در خانه خود جای دهید.

الف) یا رب از عرفان مرا پیمانه ای سرشار ده / چشم بینا، جان آگاه و دل بیدار ده  (صائب)

یا  ر  بز  عرفان  م  را  پیما  ن  ای  سر شا  ر  ده
چش  م  بی  ناجا  ن  آ  گاه  د  ل  بیدا  ر  ده

ب) مکن پیش دیوار غیبت بسی / بود کز پسش گوش دارد کسی  (سعدی)

م  کن پی  ش  دی وار غی بت ب  سی
ب  ود  کزپ  یش  گوش  دا  رد ک  سی

پ) باران اشکم می دود وز ابرم آتش می جهد / با پختگان گو این سخن، سوزش نباشد خام را (سعدی)

با  را  ن  اشکم  می  د  ودوز  اب  ر  ما  تش  می  ج  هد
با  پخ  ت  گانگو  این  س  خنسو  زش  ن  باشد  خا  م  را

ت) هر کسی را سیرتی بنهاده ام / هر کسی را اصطلاحی داده ام (مولوی)

هر  ک  سی  راسی  ر  تی  بنها  د  ایم
هر  ک  سی  رااص  ط  لا  حیدا  د  ایم

ث) مرا گه گه به دردی یاد می کن / که دردت مرهم جان می نماید (فخرالدّین عراقی)

م  را  گه  گهب  در  دی  یاد  می  کن
ک در دت مره  م  جان  مین  ما  ید

۳- با توجّه به آهنگ بیت های داده شده، با ذوق خود، پایه های آوایی مناسب (غیر از واژه های بیت) را تولید کنید و آن را در خانه های خالی بنویسید.

الف) من که دارم در گدایی گنج سلطانی به دست / کی طمع در گردش گیتی دون پرور کنم (حافظ)

من  ک  دا  رمدر  گ  دا  ییگن ج سل طانی   ب  دست
کی  ط  مع  درگر د ش گیتی ی دون پرور  ک  نم

ب) من امشب آمدستم وام بگزارم / حسابت را کنار جام بگذارم (اخوان ثالث)

م  نم  شب  آم  دس  تم  وام  بگ  زا  رم
ح  سا  بت  راک  نا  ر  جام  بگ  ذا  رم

۴- پیامدهای حمله مغولان را بر زبان فارسی در قرن هفتم بررسی کنید.

به نوعی دچار سستی و نابسامانی گردید؛ چرا که بسیاری از دانشمندان و ادیبان کشته و یا متواری شدند و دیگر از دربارهای ادب دوست و خاندان های فرهنگ پرور خبری نبود؛ امّا در کنار این عوامل مخرب و منفی، در این دوره عوامل مثبتی نیز وجود داشت که رشد زبان و ادبیات و اعتبار ادیبان و اندیشمندان را موجب شد. با انتقال قدرت از خراسان به مرکز ایران، زبان و ادبیات فارسی در ناحیه عراق عجم گسترش یافت و در حوزه های ری، فارس، همدان و اطراف آنها آثار ارزشمندی پدید آمد و زمینه هایی برای تغییر سبک از خراسانی به عراقی ایجاد شد. در این زمان قالب های جدیدی نیز در شعر و نثر پدید آمد.

پی دی اف درس دوم علوم و فنون ادبی پایه یازدهم
پایه آوایی
پایه آوایی و وزن شناسی
ویدئوی درس دوم از کتاب علوم و فنون ادبی یازدهم: پایه های آوایی (آپارات)
ویدئوی درس دوم از کتاب علوم و فنون ادبی یازدهم: پایه های آوایی (آپارات)