آموزه پنجم: پایه های آوایی همسان(۱)

پس از تشخیص و درک پایه های آوایی، درمی یابیم که پایه های آوایی بیت ها، به شکلی هماهنگ در پی هم می آیند. به بیان دیگر، می توان پایه ها را به دسته هایی منظّم بخش کرد. اکنون ، چگونگی نظم هر یک از این دسته ها را بررسی می کنیم.

به چینش پایه های آوایی بیت زیر، دقّت کنید:

درین درگاه بی چونی، همه لطف است و موزونی / چه صحرایی، چه خضرایی، چه درگاهی، نمی دانم

د رین در گا ه بی چو نی ه م لط فس ت مو زو نی
چ صحـ را یی چ خضـ را یی چ در گا هی ن می دا نم

با خوانش درست بیت، درنگی منظّم را در میان پایه های آوایی هر مصراع، احساس می کنیم. به بیان دیگر، هر مصراع از پایه های تکراری و منظّم چهارهجایی تشکیل شده است. این پایه های تکراری و هماهنگ را، پایه های آوایی همسان می نامیم. وقتی هجاهای شعری را به شکلی درست به پایه هایی آوایی بخش کردیم؛ ساده تر این است که به جای هریک از این پایه ها، معادل هریک از آنها را بیاوریم. معادل های این پایه ها را وزن واژه یا رکن می نامیم.

برخی از وزن واژه های شعر فارسی عبارت اند از:

فَعَل ←  Uـ   فـَعولـُن ← – – U فـَعِلاتُ ← U U ـ U فاعِلاتـُن ← ـ U ـ ـ
فَع لـُن ←  ـ ـ فاعِلـُن ← ـ U ـ فاعِلاتُ ← ـ U ـ U فعلاتنU U ـ ـ
  فَعِلـُن ← U U ـ مَفاعیلُ ← U ـ ـ U مُفتعِلـُن ← ـ U U ـ
  مفعولُ ← ـ ـ U مَفاعِلُ ← U ـ U U مَفاعیلـُن ← U ـ ـ ـ
  مفعولـُن ← ـ ـ ـ مُستفعِلُ ← ـ ـ U U مَفاعِلـُن ← U ـ U ـ
      مُستفعِلـُن ← ـ ـ Uـ

مثلاً در این بیت وزن واژه مفاعیلن (ت تن تن تن) است

د رین در گا ه بی چو نی ه م لط فس ت مو زو نی
چ صحـ را یی چ خضـ را یی چ در گا هی ن می دا نم
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
Uـ ـ ـ Uـ ـ ـ Uـ ـ ـ Uـ ـ ـ

گاهی فضای آوایی به گونه ای سامان می یابد که بافت موسیقایی شعر، کوتاه تر می شود و یکی از پایه های آوایی کاسته می شود و یا یک یا چند هجا از پایان آن، می افتد؛ مانند نمونه زیر که وزن آن «مفاعیلن مفاعیلن مفاعی» است.

خداوندا، شبم را روز گردان / چو روزم بر جهان، پیروز گردان