آموزه هشتم: پایه های آوایی همسان (۲)

آموختیم که برای درک پایه های آوایی شعر، هجاها یا نشانه های هجایی را به دسته هایی منظّم برش می زنیم یا با خط عمودی، مرز هر دسته از هجاها را مشخّص می کنیم. پس از تشخیص و درک پایه های آوایی شعر، برای هر پایه را مشخّص می کنیم. «وزن واژه»، درک بهتر نظم پایه های آوایی نکته مهم در دسته بندی هجاها، نوع نظم آنها است. در درس گذشته با دو نمونه از پایه های آوایی همسان، آشنا شدیم. اکنون، وزن های همسان را فرا می گیریم.

غمش در نهانخانه دل نشیند / به نازی که لیلی به محمل نشیند (طبیب اصفهانی)

غ مش  در

ن هان خا

ن ی دل

ن شی ند

ب  نا  زی

ک  لی  لی

ب  مح  مل

ن شی ند

 پس از خوانش درست بیت و درک موسیقی آن، مرز پایه های آوایی آن را مشخّص کرده ایم.

پایه های آوایی

غ مش  در

ن هان خا

ن ی دل

ن شی ند

ب  نا  زی

ک  لی  لی

ب  مح  مل

ن شی ند

وزن

فعولن

فعولن

فعولن

فعولن

نشانه های هجایی

Uـ ـ

Uـ ـ

Uـ ـ

Uـ ـ

به برُش پایه های آوایی و نشانه های هجایی بیت زیر، توجّه کنید:

خدایا به خواری مران از درم / که صورت نبندد دری دیگرم (سعدی)

پایه های آوایی

خ  دا  یا

ب  خا  ری

م  را  نز

د   رم

ک صو  رت

ن  بن  دد

د  ری  دی

گ  رم

وزن

فعولن

فعولن

فعولن

فعولن

نشانه های هجایی

Uـ ـ

Uـ ـ

Uـ ـ

Uـ

 گوشزد: در هریک از وزن های همسان، ممکن است یک هجا یا بیشتر از پایان آن حذف شود؛ گاهی هم یک پایه، به صورت کامل حذف می شود؛ یعنی هر مصراع، به جای چهار پایه، سه پایه دارد.

اکنون به پایه های آوایی این بیت دقّت کنید:

گر جان عاشق دم زند، آتش در این عالم زند / وین عالم بی اصل را، چون ذرّه ها بر هم زند (مولوی)

گر  جا ن عا

شق  دم ز ند

آ  تش د  رین

عا لم ز  ند

وین عا  ل م

بی اص ل را

چن ذر ره ها

بر هم ز ند

هر مصراع این بیت، از چهار پایه همسان تشکیل شده است. به بیان دیگر، هر مصراع بخش ها و پایه های تکراری و منظّم چهارهجایی دارد. وزن هر مصرع این بیت از چهار وزن «مستفعلن» (تن تن ت تن) تشکیل شده است.

پایه های آوایی

خ  دا  یا

ب  خا  ری

م  را  نز

د   رم

ک صو  رت

ن  بن  دد

د  ری  دی

گ  رم

وزن

مستفعلن

مستفعلن

مستفعلن

مستفعلن

نشانه های هجایی

ـ ـ Uـ

ـ ـ Uـ

ـ ـ Uـ

ـ ـ Uـ

خودارزیابی ۲

غزل زیر از کلیم کاشانی را بخوانید و موارد خواسته شده را پاسخ دهید:

۱- گر تمـــنای تــو از خــاطر نـــاشاد رود / داغ عشق تو گلی نیست که از یاد رود

قلمرو زبانی: گر: اگر / تمنا: خواستن، آرزو / رفتن:‌ رفتن و نابود شدن / داغ: بسیارگرم و سوزان؛ نشانه؛ اثری که گذاشتن یک جسم سوزان بر پوست به جا می ماند / قلمرو ادبی: قالب شعر: غزل / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن / داغ عشق: اضافه تشبیهی / داغ عشق تو گلی نیست: تشبیه / واژه آرایی: تو، رود

بازگردانی: اگر خواستن تو از خاطر غمگین برود هیچگاه داغ عشق تو مانند گلی نیست که از یاد برود.

پیام: ماندگاری یاد عشق

۲- نرود حسرت آن چاه زنخدان از دل / تشنه را آب محال است که از یاد رود

قلمرو زبانی: حسرت: اندوه از نبودن یا نداشتن چیزی / زنخدان: چانه / را: اضافه گسسته (از یاد تشنه)/ قلمرو ادبی: چاه: استعاره از گودی چانه / اسلوب معادله / تضاد: نرود، رود / چاه زنخدان: مجاز از یار زیبا

بازگردانی: اندوه نداشتن آن یار زیبا از دلم نمی رود؛ همانگونه که محال است آب از یاد تشنه برود.

پیام: یادکرد خداوند

۳- نتوان از سر او برد هوای شیرین / لشگر خسرو اگر بر سر فرهاد رود

قلمرو زبانی: هوا: هوس / قلمرو ادبی: سر: مجاز از ذهن / تلمیح / واج آرایی «ر» / واژه آرایی: سر / کنایه: لشگر بر سر کسی رفتن (کسی را نابود کردن)

بازگردانی: اگر لشکر خسرو پرویز بر سر فرهاد برود و او را نابود کند، نمی تواند هوس شیرین را از سر فرهاد از میان ببرد.

پیام: یادکرد خداوند

۴- کاش چون شمع همه سر شود اعضای «کلیم» / تا سراسر به ره عشق تو بر باد رود

قلمرو زبانی: اعضا: اندام ها / سراسر: به تمامی / قلمرو ادبی: کلیم: تخلص (نام هنری) / چون شمع: تشبیه / بر باد رفتن: کنایه / واج آرایی «ر» / سر، سراسر: اشتقاق (همریشگی).

بازگردانی: ای کاش همه اندام های «کلیم» مانند شمع سر گردد تا به تمامی در راه عشق تو نابود شود.

پیام: پاکبازی دلشده

کلیم کاشانی

وزن های پرکاربرد فارسی (همسان تک پایه ای)

۱ U/—U/—U/—U— مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
۲ U/U–U/U–U/U–U– مفاعیل مفاعیل مفاعیل فعولن
۳ U/—U/—U– مفاعیلن مفاعیلن فعولن
۴ U–/-U–/-U–/-U- مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن
۵ U-/–U-/–U-/–U– فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن
۶ U-/–U-/–U-/–U- فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
۷ U-/–U-/–U- فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
۸ UU/–UU/–UU- فعلاتن فعلاتن فعلن
۹ UU/–UU/–UU/–UU– فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن
۱۰ UU/–UU/–UU/–UU- فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
۱۱ U/–U/–U/–U– فعولن فعولن فعولن فعولن
وزن واژه های یا رکن شعر فارسی