آموزه سوم: تشبیه

شاعران و نویسندگان به زبان، نگاه زیباشناسانه دارند. آنها معانی ذهنی خود را با استفاده از آرای شهای لفظی و معنوی و عناصر علم بیان به اشکال گوناگون به دیگران منتقل م یکنند. برای مثال
سخن عادی
سخن ادبی
خورشید طلوع کرد.
۱- گل خورشید شکفت.
۲- پادشاه مشرق چهره نمود.
۳- خسرو خاور علم بر کوهساران زد.
از نظر ادبی شیوه های گوناگونی برای آفرینش تخیّل و بیان معنا وجود دارد که مهمترین آنها چهار آرایه تشبیه، مجاز، استعاره و کنایه هستند و آنها را در حوزه علم بیان بررسی می کنند.

برقراری رابطه همانندی میان دو چیز را آرایه تشبیه می نامند. بهره گیری از تشبیه، سخن را خیال انگیز می کند.

تشبیه چهار پایه یا رکن دارد:
۱- مشبّه: پدیده ای است که آن را به پدیده ای دیگر مانند می کنیم؛ مثل ایاّم گل چو عمر به رفتن شتاب کرد.
۲- مشبّهٌ به: پدیده ای است که مشبّه را به آن مانند می کنیم؛ مثل: تو همچون گل زخندیدن لبت با هم نمی آید.
۳- وجه شبه: ویژگی یا صفت مشترک میان مشبّه و مشبّهٌ به است که در مشبّهٌ به پررنگ تر و آشکارتر است؛ مانند:
گرت زدست برآید چو نخل باش، کریم.
۴- ادات تشبیه: واژه ای است که آن را برای بیان شباهت میان دو پدیده به کار می بریم. واژه های: چو، و «چون» مثل، مانند، گویی، همچون، به سان، به کردار، وش و… از این دسته اند، برای مثال
این زبان چون سنگ و هم آهن وش است / و آنچه بجهد از زبان، چون آتش است
بلم آرام چون قویی سبکبار / به نرمی بر سر کارون همی رفت
انواع تشبیه از نظر پایه ها (رکان)
تشبیه را بر اساس این چهار پایه می توان به دو دسته تقسیم کرد: گسترده و فشرده.
الف) گسترده
از میان رکن های تشبیه، ذکر مشبّه و مشبّهٌ به ضروری است؛ امّا وجه شبه و ادات تشبیه را می توان حذف کرد. به تشبیهی که چهار رکن یا سه رکن را در خود داشته باشد، تشبیه گسترده می گویند؛ نمونه های زیر از این نوع هستند:
زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست/
گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست/
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست.         سیاوش کسرایی
ب) فشرده
تشبیهی که فقط دو رکن اصلی یعنی مشبّه و مشبّه به دارد، تشبیه فشرده است، مانند:
ای مهتر، آفتاب چراغ آسمان است و تو چراغ زمینی، آفتاب چراغ دنیاست، تو چراغ دینی.
حذف وجه شبه و ادات تشبیه، تشبیه را خلاصه کرده است. به این نوع تشبیه، تشبیه رسا ( بلیغ) نیز می گویند. این تشبیه کلام را ادبی تر و زیباتر می کند.
تشبیه فشرده گاه به صورت اضافی (مضاف و مضاف الیه) و گاه به صورت غیراضافی به کار می رود.
کیمیای سعادت (اضافی)
سعادت، کیمیا است. (غیراضافی؛ اسنادی)
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی / تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی
وجود به مس، عشق به کیمیا و خشم به آتش در ترکیب هایی اضافی مانند شده اند.
تشبیه