آموزه نهم: موازنه و ترصیع

موازنه، تقابل سجعهای متوازن یا متوازی در دو یا چند جمله است که به همآهنگی آنها می‌انجامد.

■ دل به امید روی او همدم جان نمی شود / جان به هوای کوی او خدمت تن نمی کند

موازنه

هر مصراع از بیت بالا، یک جمله است. کلمه های دو جمله را رو به روی هم نوشته و به هم ارتباط داده ایم. همان طور که می بینید، تمام کلمه های مقابل هم، به جز «کوی و روی » سجع متوازن اند. این تقابل سجع ها، افزایش دهندۀ موسیقی لفظی شعر است. آرایۀ موازنه در نثر نیز به کار می رود.

عبارت زیر را با هم می خوانیم:

در بدایت، بند و چاه بود، در نهایت تخت و گاه بود.  (تفسیر سورۀ یوسف(ع)، احمد بن زید طوسی)

این عبارت، دو جمله است. کلمه های جملۀ اوّل با قرینۀ خود در جملۀ دوم هم وزن اند؛ یعنی سجع دارند.

■ چرخ ار چه رفیع خاک پایت / عقل ار چه بزرگ طفل راهت

موازنه

ترصیع، موازنه ای است که، همۀ سجع‌های آن متوازی باشد؛ مانند:

■ ای منوّر به تو، نجوم جمال / ای مقرّر به تو، رسوم کمال

موازنه

سجع های پدیدآورندۀ این موازنه، یعنی، «منوّر، مقرّر» و « نجوم، رسوم » و «جمال، کمال» با سجعهای مثالهای قبلی تفاوتی دارد؛ آیا این تفاوت را در می یابید؟ تمام سجع های این «موازنه»، متوازی اند؛ یعنی، علاوه بر هم‌وزنی، واج های پایانی آنها نیز یکسان است. حال یک بار دیگر ابیاتی را که از نظر نحوۀ کاربرد سجع بررسی کردیم، بخوانید؛ موسیقی کدام یک، گوش نوازتر است؟ دربارۀ علتّ آن توضیح دهید.

برای به دست آوردن آگاهی بیشتر از آرایه «موازنه» و «ترصیع» این جا را کلیک کنید.

خودارزیابی آموزه نهم

۱- در کدام بیت ها، آرایۀ موازنه به کار رفته است؟ دلیل خود را بنویسید.

گر عزم جفا داری، سر در رهت اندازم / ور راه وفا گیری، جان در قدمت ریزم   (سعدی)

موازنه ندارد، زیرا واژه های «رهت و قدمت» و «اندازم و ریزم» سجع متوازن نیستند.

گر/ عزم / جفا / داری / سر/ در / رهت / اندازم؛

ور / راه / وفا / گیری / جان / در / قدمت / ریزم؛

ز گرز تو خورشید گریان شود / ز تیغ تو بهرام بریان شود  (فردوسی)

زِ / گرز / تو / خورشید / گریان / شود؛

ز / تیغ / تو / بهرام / بریان / شود؛

در بیت، آرایهٔ موازنه به کار رفته است؛ زیرا واژه های «گرز و تیغ»، «خورشید و بهرام» سجع متوازن اند و واژه های «گریان و بریان» سجع متوازی اند.

جفا پل بود، بر عاشق شکستی / وفا گل بود، بر دشمن فشاندی  (خاقانی)

جفا / پل / بود / بر / عاشق / شکستی؛

وفا/ گل / بود / بر / دشمن / فشاندی؛

موازنه دارد، زیرا همه واژه برابر هم سجع متوازن دارند.

همه شوری و نشاطی، همه عشقی و امیدی / همه سحری و فسونی، همه نازی و خرامی  (شفیعی کدکنی)

همه / شوری / و / نشاطی /، همه / عشقی / و / امیدی؛

همه/ سحری / و / فسونی /، همه / نازی / و / خرامی؛

در بیت، آرایهٔ موازنه به کار رفته است. چون تمام کلمات مصراع اول با کلمات مصراع دوم جز کلمه های تکراری، سجع متوازی اند یعنی علاوه بر هم وزنی، در واج پایانی نیز یکسان اند.

تیر بلا ی او را جز دل هدف نباشد / تیغ جفای او را جز جان سپر نباشد  (خواجوی کرمانی)

تیر / بلای / او / را / جز / دل / هدف / نباشد؛

تیغ / جفای / او / را / جز / جان / سپر/ نباشد؛

در بیت، موازنه به کار رفته است. تمام کلمه های مصراع اول با دوم به جز «بلای» و «جفای» سجع متوازن اند. این تقابل سجع ها افزایش دهندهٔ موسیقی شعر است.

در بزم ز رخسار دو صد شمع برافروز / وز لعل شکربار، می و نقل فرو ریز   (عراقی)

در این بیت، آرایهٔ موازنه وجود ندارد.

پرواز به آنجا که نشاط است و امید است / پرواز به آنجا که سرود است و سرور است   (فریدون مشیری)

پرواز / به / آن / جا / که/ نشاط / است / و / امید / است؛

پرواز / به / آن / جا / که / سرود / است / و / سرور / است؛

به جز کلمات تکراری، کلمات «نشاط و سرود» و  «امید و سرور» سجع متوازن اند.

نظر تا کنی عرض نقل است و می / نفس تا کشی، حرف چنگ است و نی   (بیدل دهلوی)

نظر / تا / کنی / عرض / نقل / است / و می؛

نفس / تا / کشی / حرف / چنگ / است / و نی؛

در بیت آرایهٔ موازنه وجود دارد؛ زیرا کلمات “نظر، نفس” و “عرض، حرف” و “نقل، چنگ” سجع متوازن اند.

۲- در کدام یک از ابیات، شاعر از آرایۀ ترصیع، بهره برده است؟ دلیل انتخاب خود را بنویسید.

عالم همه عابدند و معبود یکی است / دنیا همه ساجدند و مسجود یکی است   (فرخی یزدی)

عالم / همه / عابدند / و / معبود / یکی / است؛

دنیا / همه / ساجدند / و / مسجود / یکی / است؛

در بیت، آرایهٔ موازنه به کار رفته است؛ زیرا واژه های «دنیا، عالم» سجع متوازن دارند و دیگر سجع ها سجع متوازی اند.

چرا ننهم؟ نهم دل بر خیالت / چرا ندهم؟ دهم جان در وصالت (خاقانی)

چرا / ننهم / نهم / دل / بر / خیالت؛

چرا / ندهم / دهم / جان / در / وصالت؛

در بیت، موازنه وجود دارد. زیرا کلمات “دل، جان” سجع متوازن اند؛ دیگر سجع ها متوازی اند.

چرا مطرب نمی خواند سرودی؟ / چرا ساقی نمی گوید درودی؟ (ابتهاج)

چرا / مطرب / نمی خواند / سرودی؛

چرا / ساقی / نمی گوید/ درودی؛

در بیت، موازنه وجود دارد؛ زیرا کلمات مطرب و ساقی سجع متوازن اند و دیگر سجع ها متوازی اند.

راه وصل تو، راه پر آسیب / درد عشق تو، درد بی درمان (هاتف اصفهانی)

راه / وصل / تو / راه / پر / آسیب

درد / عشق / تو / درد / بی / درمان

در بیت موازنه به کار رفته است؛ زیرا تمام کلمات مصراع اول (به جز تکراری) سجع متوازن اند.

ما ز بالاییم و بالا می رویم / ما ز دریاییم و دریا می رویم (مولوی)

در این بیت، آرایهٔ ترصیع به کار رفته است، زیرا واژه های مصراع اوّل با مصراع دوم (بالاییم، دریاییم) ، (بالا، دریا) با یکدیگر سجع متوازی اند.

۳- کدام بیت از نظر کاربرد « سجع »، ارزش موسیقایی بیشتری دارد؟

هم عقل دویده در رکابت / هم شرع خزیده در پناهت  (جمال الدّین عبدالرّزاق اصفهانی)

ما برون را ننگریم و قال را / ما درون را بنگریم و حال را   (مولوی)

چون تمام سجع های این موازنه، متوازی اند، بعضی علاوه بر هم وزنی، واج های پایانی آن نیز یکسان است.

ارزش موسیقایی سجع متوازی از همه بیشتر است.

۴- شاعر در ابیات زیر، برای بهره گیری از آرایۀ « سجع » چه شیوه ای را به کار گرفته است؟ توضیح دهید.

بهاری کز دو رخسارش، همی شمس و قمر خیزد / نگاری کز دو یاقوتش همی شهد و شکر ریزد  (کلیله و دمنه)

همه واژگان (به جز واژگان تکراری) مصراع نخست با قرینهٔ خود در مصراع دوم سجع است. این تقابل سجع ها افزایش دهندهٔ موسیقی درونی شعر است (همه سجع ها متوازی، فقط شمس و قمر متوازن است).

برگ بی برگی بود ما را نوال / مرگ بی مرگی بود ما را حلال  (مولوی)

همه واژگان (به جز واژگان تکراری) مصراع نخست با قرینهٔ خود در مصراع دوم سجع متوازی است. این تقابل سجع ها افزایش دهندهٔ موسیقی درونی شعر است.

ما چو ناییم و نوا در ما ز توست / ما چو کوهیم و صَدا در ما ز توست  (مولوی)

همه واژگان (به جز واژگان تکراری) مصراع نخست با قرینهٔ خود در مصراع دوم سجع متوازی است. این تقابل سجع ها افزایش دهندهٔ موسیقی درونی شعر است.

۵- در تقطیع هجایی هر بیت زیر، چند هجای کشیده دیده می شود؟

هر که تأمّل نکند در جواب / بیشتر آید سخنش ناصواب (سعدی)          سه هجای کشیده

هجای دوم «جواب»، هجای نخست «بیشتر» و هجای پایانی «ناصواب»، هجای کشیده دارند. در جمع، سه هجای کشیده در این بیت دیده می شود.

پایه های آواییهر ک ت أممل ن ک ند در ج واب
پایه های آواییبیش ت راید س خ نشنا ص واب
وزنمفتعلنمفتعلنفاعلن
نشانه های هجاییـ UU ـ ـ UU ــUـ ـ

چند پرسی ز من چیستم من / نیستم نیستم نیستم من ( میرزا حبیب خراسانی) پنج هجای کشیده

هجای نخست «چند و چیستم» و هجای نخست «نیستم» که سه بار بازآمده شده است، هجای کشیده دارند. در جمع، پنج هجای کشیده در این بیت دیده می شود.

پایه های آواییچند پر سی ز من چی س تممن
پایه های آوایینی س تمنی س تم نی س تممن
وزنفاعلنفاعلنفاعلنفع
نشانه های هجاییـUـ ـUــUـ