آموزه یکم: پرورش موضوع

یکی از روش ها، برای تبدیل کردن موضوع های معمولی به نوشته های جذّاب، «پرسش سازی » است.

شگردهایی برای پرورش و گسترش موضوع:

الف) بارش فکری:

در این روش، اوّلین گام ایجاد فرصت برای فکر کردن و معنا سازی است و فکر، کاملاً آزاد و رهاست. گام دوم، کشف روابط میان اشیا و پدیده هاست.

ب) اگرنویسی:

بهره گیری از «اگر »، ذهن را در فضای بیکران رها می سازد تا بتواند موضوع را در حالتها و موقعیتهای گوناگون تصوّر کند و برای آن، دست به آفرینش بزند.

پ) گُزین گفته ها:

با بهره گیری از سخنان ناب و برگزیده مشاهیر، آیات، احادیث، سخنان حکمت آمیز، ضر بالمثلها، شعرها و کنایات که درباره موضوع گفته شده است، می اندیشیم و پرسشهای دیگری طرح می کنیم؛

شمارک بندی آموزه ۱

بعد از پرسش سازی، نوبت پاسخ سازی است. باید به اصول بندنویسی و رعایت انسجام متن هم توجّه کنیم؛ یعنی، نظم و سیر محتوا و ارتباط میان بخشهای نوشته را در نظر داشته باشیم.

هنجار نوشتار ۱

یکی از هنجارهایی که در نگارش، بسیار اهمّیت دارد، به کارگیری جمله های کوتاه است.

جمله های بلند: سال گذشته را در حالی سپری کردیم که شهرداری و شورای اسلامی با عنایت به فرموده رهبر معظم انقلاب مبنی بر همت و کار مضاعف حقیقتاً کار و خدمت را متراکم و با مشارکت شهروندان پایتخت فرهنگ و تمدن ایران اسلامی پروژه های مختلفی را در عرصه های گوناگون شهری به اتمام رساندند.

ویرایش شده: «رهبر معظم انقلاب، سال گذشته را سال همّت و کار مضاعف نامگذاری کرد. با عنایت به فرموده ایشان شهرداری و شورای اسلامی حقیقتا کار و خدمت را متراکم تر کرد. شهرداری با مشارکت شهروندان پایتخت فرهنگ و تمدن ایران اسلامی، طرحهای مختلفی را در عرصه های گوناگون شهری به اتمام رساند.

جمله های بلند: «خصیصه دیگر شعر این دوره آن است که به سبب واقع بینی شاعران و آشنایی آنان با محیط خارج از خود و توجه کمتر آنان به اوهام و خیالات، احوال اجتماعی و مسائل مربوط به زندگی اعم از زندگی شاعران و زندگی شاهان و درباریان به طور روشن انعکاس یافته و طرح شده است.»

ویرایش شده: «خصیصه دیگر شعر این دوره، واقع بینی شاعران است. این ویژگی سبب شد آنان به محیط خارج از خود بیشتر توجه کنند و به اوهام و خیالات بی اعتنا باشند. از این رو احوال اجتماعی و مسائل مربوط به زندگی (اعم از زندگی شاعران و زندگی شاهان و درباریان) به طور روشن، در شعر آنان انعکاس یافته است.

حکایت نگاری

حکایت زیر را بخوانید و آن را به زبان ساده بازنویسی کنید.

سگی بر لب جوی، استخوانی یافت. چندان که در دهان گرفت، عکس آن در آب بدید. پنداشت که دیگری است. به شَرَه (طمع) دهان باز کرد تا آن را نیز از روی آب برگیرد. آنچه در دهان بود، به باد داد.

سگی بر کنار جویی، استخوانی پیدا کرد. همین که آن را در دهان گرفت، تصویر آن را در آب دید. گمان کرد که استخوان دیگری است. به خاطر طمعی که داشت دهانش را باز کرد تا استخوان دوم را نیز از روی آب بگیرد. استخوان اول را نیز که در دهانش بود، از دست داد.