کارگاه تحلیل فصل ۴: علوم و فنون ادبی۱

۱- ابیات زیر را بخوانید و آنها را تقطیع کنید.

چشم دل باز کن که جان بینی / آنچه نادیدنی است آن بینی (هاتف)

پایه های آواییچش م دل با ز کن ک جانبی نی
پایه های آواییآن چ نا دید نیس ت آنبی نی
وزنفاعلاتنمفاعلنفع لن
نشانه های هجاییـ U ـ ـUـUــ ـ

***

ای مهر تو در دل ها وی مُهر تو بر لب ها / وی شور تو در سرها وی سرّ تو در جان ها (سعدی)

پایه های آواییای مه ر ت در دل هاوی مُه ر ت بر لب ها
پایه های آواییوی شو ر ت در سر هاوی سر ر ت در جان ها
وزنمفعولمفاعیلنمفعولمفاعیلن
نشانه های هجاییـ ـ UUـ ـ ــ ـ UUـ ـ ـ

***

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ / بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا؟ (شهریار)

پایه های آواییآ م دی جانم ب قر بانت و لی حالا چ را؟
پایه های آواییخر رم کند چ من رابا را نصب ح گا هی
وزنفاعلاتنفاعلاتنفاعلاتنفاعلاتن
نشانه های هجاییـUـ ــUـ ــUـ ـ ـUـ ـ

***

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم / که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم (مولوی)

پایه های آواییبیا تا قدر یک دی گرب دا نیم
پایه های آواییک تا نا گهز یک دی گرن ما نیم
وزنمفاعیلنمفاعیلنفعولن
نشانه های هجاییUـ ـ ـUـ ـ ـUـ ـ

***

کی رفته ای ز دل که تمنّا کنم تو را؟ / کی بوده ای نهفته که پیدا کنم تو را؟ (فروغی بسطامی)

پایه های آواییکی رف تای ز دل کت من نا کنم ت را
پایه های آواییکی بو دای ن هف تک پی دا کنم ت را
وزنمفعولفاعلاتمفاعیلفاعلن
نشانه های هجاییـ ـ UـUـ ـUـ ـ UـUـ

***

آینه ار نقش تو بنمود راست / خودشکن، آیینه شکستن خطاست (نظامی)

پایه های آواییآ ی ن ارنق ش ت بنمو د  راست
پایه های آواییخد ش ک نایی ن ش کس تن  خ  طاست
وزنمفتعلنمفتعلنفاعلن
نشانه های هجاییـ UU ــ UU ــ Uـ

***

اگر پای در دامن آری چو کوه /  سرت ز آسمان بگذرد در شکوه (سعدی)

پایه های آواییا  گر پای در دا م  نا  ریچ کوه
پایه های آواییس  رت زاس مان بگذ  رد درش کوه
وزنفعولنفعولنفعولنفعل
نشانه های هجاییUـ ـ Uـ ـ Uـ ـ Uـ

۲- نمونۀ زیر را از نظر ویژگی های قلمرو زبانی بررسی کنید.

جهانا چه بدمهر و بدخو جهانی / چو آشفته بازار بازارگانی

به درد کسان صابری اندرو تو / به بدنامی خویش همداستانی

به هر کار کردم تو را آزمایش / سراسر فریبی، سراسر زیانی

و گر آزمایمت صد بار دیگر / همانی همانی همانی همانی (منوچهری)

سادگی زبان، کمی واژگان عربی و بیگانه در سنجش با دوره های پسین، کهنه بودن برخی از واژگان مانند: بازارگان و آزمایمت، دو حرف اضافه برای یک متمم، کاربرد «اندر» به جای «در»

قلمرو زبانی

۳- نمونه های زیر را از نظر ویژگی های سبکی بررسی کنید.

الف)

شیخ ما را گفتند: «که فلان کس بر روی آب می رود». گفت: «سهل است چغزی و صعوه ای نیز بر روی آب می رود». گفتند: «فلان کس در هوا می پرد ». گفت: «زغن و مگس نیز در هوا می پرد». گفتند: «فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری می رود». شیخ گفت: «شیطان نیز در یک نفََس از مشرق به مغرب می رود.»

این چنین چیزها را چندان قیمتی نیست. مرد آن بُوَد که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخُسبد و بخرد و بفروشد و در بازار در میان خلق، ستد و داد کند و زن خواهد و با خلق درآمیزد و یک لحظه از خدای غافل نباشد.» (اسرارالتوّحید، محمّدبن منوّر)

قلمرو زبانی: واژگان عربی: مانند صعوه، سهل، خلق، غافل، کاربرد واژگان کهن؛ مانند: چغز، وزغ، بخسبد، درآمیزد، کاربرد جمله های کوتاه، رواج نثر داستانی و عرفانی، / قلمرو ادبی: بهره گیری از آرایه های ادبی در نثر:‌ تناسب (صعوه و چغز/ زغن و مگس …) تضاد: داد و ستد، خریدن و فروختن، مغرب و مشرق، واج آرایی، واژه آرایی

ب )

زیرک گفت: آورده اند که زغنی بود، چند روز بگذشت تا از مور و ملخ و هوّام و حشرات که طعمۀ او بود، هیچ نیافت که بدان سدّ جوعی کردی. یک روز به طلب روزی برخاست و به کنار جویباری چون متصیدّی مترصّد بنشست تاا ز شبکۀ ارزاق شکاری درافکند. ناگاه ماهی ای در پیش او بگذشت، زغن بجست و او را بگرفت، خواست که فرو برد؛ ماهی گفت: تو را از خوردن من چه سیری بود؟ لیکن اگر مرا به جان امان دهی هر روزه ده ماهی از برف دی مهی سپید تر و پاکیزه تر بر همین جایگاه و همین ممر بگذرانم تا یکایک می گیری و به مراد دِل به کار می بری و اگر واثق نمی شوی، مرا سوگندی مغلظّ ده که آنچ گفتم، در عمل آرم. زغن گفت: بگو به خدا، منقار از هم باز رفتن و ماهی چون لقمۀ تنگ روزیان در آب افتادن یکی بود. چرخ از دهنم نواله در خاک افکند دولت قدحم پیشِ لب آورد و بریخت و او خایب و نادم بماند. (مرزبان نامه، سعد الدّین وراوینی)

قلمرو زبانی: کاربرد واژگان عربی: مانند: زغن هوام سدّجوع متصیّد مترصّد… قلمرو ادبی: تشبیه کنیاه/ کاربرد شعر در نثر رواج نثر داستان نویسی ن/ آوردن توصیف های فراوان

۴- انواع جناس را در ابیات زیر مشخّص کنید.

وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم دل بر عبور از سدّ خار و خاره بندیم (حمید سبزواری)

جناس همسان: / جناس ناهمسان:‌ خار، خاره؛ باره، خاره

***

ای مرغ اگر پری به سر کوی آن صنم / پیغام دوستان برسانی بدان پری (سعدی)

جناس همسان: پری [۱- بپری؛۲- فرشته]

***

چو شد روز، رستم بپوشید گبر / نگهبان تن کرد بر گبر ببر (فردوسی)

جناس ناهمسان:‌ گبر، ببر؛ بر، ببر؛ بر، گبر

***

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا / فراغت از تو میسّر نمی شود ما را (سعدی)

جناس ناهمسان:‌ یارا، ما را

***

من که باشم در آن حرم که صبا / پرده دار حریم حرمت اوست (حافظ)

جناس ناهمسان:‌ حرم، حریم / اشتقاق: حرم، حریم، حرمت

***

صبا خاک وجود ما، بدان عالی جناب انداز / بوَد کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم (حافظ)

جناس ناهمسان:‌ نظر، منظر

***

من اوّل روز دانستم که با شیرین در افتادم / که چون فرهاد باید شست، دست از جان شیرینم (سعدی)

جناس همسان:‌ شیرینم

۵- الگوی حروف قافیه را در ابیات زیر بنویسید.

پرسیدم از هلال که قدّت چرا خم است؟ / گفتا خمیدنِ قدم از بار ماتم است

مصوّت کوتاه + صامت (   ﹷ م)

بسی تیر و دی ماه و اردیبهشت / برآید که ما خاک باشیم و خشت (سعدی)

مصوّت کوتاه + صامت + صامت (    ﹻ هشت)

بوی بهارآمد، بنال ای بلبل شیرین نفس / ور پای بندی هم چو من، فریاد می خوان از قفس (سعدی)

مصوّت کوتاه + صامت (   ﹷ س)

صد شکر گویم هر زمان هم چنگ را هم جام را / کاین هر دو بردند از میان هم ننگ را هم نام را (قاآنی)

مصوّت بلند + صامت (ام)

چو شد روز رستم بپوشید گبر / نگهبان تن کرد بر گبر ببر (فردوسی)

مصوّت کوتاه + صامت+ صامت (   ﹷ بر)

کارگاه تحلیل فصل چهارم پی دی اف